دلمون می خواد ازدواج کنیم ولی نه ازدواج واقعی!

نه ازدواجی که تمام مسئولیت ها را به دوشمون بندازه. برای همین از اصل، منصرف می شویم و میذاریمش برای بعد.

کاش یکم بیشتر به فکر بودیم.

خیلی وقتا علت این که دنبال کارامون را نمی گیریم و توی کارمون پشت کار نداریم اینه که یه دفه توی اوج کارمون، اونقدر فشار روحی و روانی و حتی ... تجرد رومون زیاد میشه که می زنیم جاده خاکی. قید همه چیزو می زنیم و از ادامه ی کاری که می تونست توی موفقیت کاریمون تأثیرگذار باشه باز می مونیم یا با سرعت و کیفیت خیلی کمتری پیش می ریم.

ولی وجود یک همراه، یک دوست، کسی که بهمون دلداری بده و توی فشارها، حتی شده، فقط با حرفاش دلگرممون کنه خیلی مؤثره. این فقط کار یه رفیق خوبه. کسی که بشه بهش اعتماد کرد. ولی کسی نیست...

فکر می کنم یکی از علل مهم این که خدا گفته ازدواج کنید روزیتون با من، همین باشه.

/ 4 نظر / 10 بازدید
مهرداد تنها

من یه بار از خدا خواستم یه همسر خوب جلو راهم بگذاره تا با اون ازدواج کنم اون همسر خوب اومد سر راهم اما من با خود خواهیام فراریش دادم ایکاش میشد برگرده. واقعا دختر خوبی بود کاش اینقدر اذیتش نمیکردم.

مهرداد تنها

ممنون جواب دادید اما به نظرم ما آدمها با کارامون صلاح خودمونو عوض میکنیم اون همه جوره خوب بود اما من اذیتش کردم حالا هم اگرم خودش منو بخواد خانواده اش نمیگذارن خوب حقم دارن باشون خوب نکردم حالا راه حلی هست؟

لیلا

سلام شما مشاورید میشه جواب سوالمو بدید؟ وقتی پسری میگه من هنوز آمادگی ازدواج ندارم یعنی ما را نمیخواد؟

م.ع.ط

البته این آیه درست است !ولی در کنار عوامل دیگر !من به شخصه فکر میکنم که پسری که حداقلها رو ندارد باید تقوا پیشه کند.من خیلی از آدمها رو میشناشم که عقد کردند ولی هنوز شرایط ازدواجشون مهیا نشده!