من می خوام ازدواج کنم ولی ...!

ما پسرا کار درست و حسابی نداریم و به تبع اون پولی که بشه باهاش بتونیم یه زندگی رو بچرخونیم هم نداریم و بخاطر همین برای ازدواج و اصلاً در کل برای خواستگاری پا پیش نمی ذاریم.
یعنی خداییش رومونم نمیشه که بگیم:
"آقا من می خوام ازدواج کنم، پسر خوبی هستم، اهل کار و تلاش هم هستم ولی فعلاً درآمدی ندارم که بتونم باهاش یه زندگی رو بچرخونم. شما بیاید به ما دوتا جوون کمک کنید، ما رو حمایت کنید حالا ازدواج بکنیم، إن شاءالله کم کم با کمک ها و راهنمایی های شما روی پای خودمون می ایستیم."

می دونید!
این برای ما پسرا یه نوع پیش داوریه!
نه این که توی فیلم های تلویزیون این طوری به خوردموند دادند!
می گیم اگه بریم و توی جلسه ی خواستگاری همچین حرفی بزنیم، پدر دختر میگه: "آقا من که دخترمو از سر راه نیاوردم که به این مفتی و راحتی بدمش به شما!" ما هم جوابی برا گفتن نداریم.
ولی خداییش شما دخترا خودتونو بذارید جای ما پسرا
روتون میشُد با همچین وضعیتی برید جایی خواستگاری؟!
از یه طرفم فشارهای روحی و جنسی اذیتمون می کنه. نمی دونیم چکار کنیم.

خواهشاً نظر بدید. موافقید؟!، مخالفید؟!

می خوام اگه اشتباه می کنیم شما اصلاحش.

شاید بتونیم راحت تر به سمت ازدواج آسان پیش بریم.

آیا راهی هست که به نتیجه برسیم و اطرافیان، بخصوص پدر مادرها حمایتمون کنند و کسی هم فکر نکنه که ما قصد سوء استفاده نداریم؟!!!

منتظر ایده هاتون هستیم.

تورو خدا زود جواب بدید.

/ 6 نظر / 27 بازدید
عابر

یکی از راهاش مرور نامه ی عمل اون اقا پسره!! منظورم اینه که اگه برگردیمو ببینیم این اقا تو دوران دانش اموزی بچه درس خون و زرنگی بوده و همچنین تو دوره ی لیسانس عرضه ی خودشو نشون داده و در کنار درس خوندنشو البته نه فقط پاس کردن ، کارایی هم در کنارش انجام داده ،میشه فهمید این اقا می تونه پس یه زندگی بر بیاد و توانایی اداره ی یه زندگی و داره همونطور که از پس درس خوندنش بر اومده... البته یه مسئله ای هم این وسط هست که دخترا چه جوری می تونن به حرف پسرا اعتماد کنن؟!!! منظورم اینه که ممکنه طرف زرنگم باشه اما حرفش حرف نباشه،یعنی نشه رو حرفش حساب کردو همه ی حرفاشو از روی جو گیری زده باشه،اون وقت تکلیف چیه؟؟؟؟ قبول کنید به راحتی نمیشه بله رو گفت،بلاخره بحث یه عمر زندگیه مشترکه ،همون ترسی که شما از ازدواج دارید دخترا 10 برابرشو دارن...حقم دارن چرا که با یه بله گفتن نتنها زندگیشون به کل عوض میشه بلکه سرنوشتشونم تعیین میشه...

سلما

این که مشکلی نیست!!! دوران اشنایی و نامزدی برای همین منظوره اگر پسر اهل عمل باشه باید تو این دوران ثابت کنه. مهم سالم بودن پسره بقیه چیزها درست میشه! به نظر من مشکل اصلی چیز دیگه ای است که خدمتتون میگم. خانواده ها مخصوصا از طرف اقا پسر دنبال یکی بهتر از خودشونند اونم خیلی بهتر مخصوصا ظاهر و مادیات، عجیبه واقعا چه انتظاری دارند!! اینجوریه که دخترام حاضر به ازدواج نمی شن از قدیمم گفتن کبوتر با کبوتر باز با باز

سرگل

سلام عزیزم خیلی قشنگ بود مطالبت مشکل ماها اینه که باهم رو راست نیستیم همش به همدیگه دروغ میگیم من با حرفات موافقم واقعاهم راست میگی ولی اینم درنظربگیرکه وضعیت جامعه زیاد خوب نیست بخاطرهمینه بعضیا نمیخوان ازدواج کنن اگه دختره وپسره توقعاتشونو کم کنن و مهریه هاروکم بذارن چه اشکال داره بخدا مهریه من خیلی کم هستش دلیلشم اینه که پسره و باباش روراست نشستن گفتن توانایی خرید طلای زیاد نداریم چه اشکال داره طلات یاجهازت کم باشه ازنظر من اشکالی نداره توکلت به خدا باشه کارا جور در میاد

سلما

سلام اقا پسر با پیدا کردن کار میتونه ثابت کنه که اهل کار هم هست اگر هم تا الان مشغول به کار نبوده درگیر سربازی ، درس و این جور موارد بوده است البته منظورم از پیدا کردن کار یه کار پر درامد نیست حتی اگر کار معمولی هم انجام دهد در حال ثابت کردن این موضوع است که روی من هم می تونید حساب کنید و اهل کار هم هستم و به مرور کار بهتر هم با توکل به خدا پیدا می کنم

باعرض سلام می خواستم در رابطه با این موضوع بگم که اگر اقا پسر ها از همون اول که وارد دانشگاه میشن به فکر پیدا کردن شغل باشن یا کار نیم وقت می توانند مستقل بشن و از یک جای وارد غلتک کار بشن و دیگه اون موقع حواسشون میره سمت کار و دیگه میتوانند فشارهای روحی و.......را تحمل کننداون موقع توی 30 سالگی با توکل بر خدا به خونه و ماشین میرسنودیگه از خواستگاری رفتن خجالت نمی کشن

فاطمه

با سلام، من به عنوان یه دختر فقط یه مشکل دارم،مردها و پسرهای جامعه ی ما هنوز نمی تونند زن و دختر رو به رسمیت بشناسند،من می خوام با کسی ازدواج کنم که به استقلال شخصیتی من احترام بذاره و باور کنه که من حق دارم خودم برای خودم تصمیم بگیرم نه اینکه اون جای من نظر بده و تصمیم بگیره،اینطوری تحمل مشکلات مالی کمتر میشه