ازدواج آسان

اشتراک تجربیات و راهی به سمت ازدواجی آسان و موفق بر اساس سیره ی نبوی

من باید اول به کسی علاقه پیدا کنم تا بتونم باهاش ازدواج کنم
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ٩:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٥
 

این ممکنه حرف خیلی از دختر یا پسرهای جوان باشه.

ممکنه بگید: "آخه اگه من بهش علاقه نداشته باشم چطوری می تونم در آینده خوش بختش کنم و رضایتش را جلب کنم." ولی بذارید یه چیزی را بگم.

مهم اینه که اول عاقلانه تصمیم بگیرید. اگر در ابتدای شناخت، عاشق کسی بشوید می تونه خیلی هم مضر باشد، ...


چرا که دیگر خیلی از عیوب و نقاط ضعف طرف مقابل را نمی بینید و وقتی وارد زندگی مشترک می شوید این نقاط ضعف خودش را نشان می دهد و باعث می شود که به مشکل برخورد کنید.

مهم اینه که از طرف به قول معروف چِندِشِتون نشه. بدتون نیاد. اگر این طول باشه خیلی سخته که احساستون را تغییر بدید ولی اگر بهش هیچ علاقه یا احساسی نداشته باشد مطمئن باشید بعد از این که بیشتر با هم آشنا شدید و آگاهانه و عاقلانه جلو رفتید و نقاط مشترک بین هم دیگه را بیشتر شناختید کم کم از طرف خوشتون میاد و طوری میشه که کم کم بهش علاقه پیدا می کنید.

لازم نیست حتماً ازدواج کنید تا این علاقه بعد از ازدواج ایجاد بشه. می تونید دوران شناخت را بیشتر کنید. ببینید بعضی وقت ها که یکم دیرتر می بینیدش چه احساسی پیدا می کنید؟ اصلاً تغییری توی احساساتتون یا رفتارهاتون ایجاد میشه یا نه؟

ممکنه تعریفتون از علاقه اشتباه باشه!
بعضی از افراد انتظاراتی از طرف مقابل دارند که تا برآورده نشوند گمان می کنند که نمی توانند با او زندگی مشترک را آغاز کنند. در رویاها و افکار خود، یا با دیدن یک فیلم یا شخصیت مجازی سینمایی یا حتی فردی در فامیل، رفتاری از او می  بینند و آن ها را جذب می کند؛ گمان می کنند که همسر من هم شاید اگر این خصوصیت را داشته باشد می تواند من را خوش بخت کند و همین می شود که ملاک های فرعی و گذرایِ کم اهمیت جای خود را به اولویت های اصلی می دهند.
علاقه اینه که آدم بتونه راحت با طرف مقابلش صحبت کنه. هم دیگه را درک کنند. بتونند دردودل کنند. با هم کنار بیایند و بخاطر هم حاضر باشند از بعضی از چیزهایی که دوست دارند بگذرند و با بعضی چیزها که دوست ندارند کنار بیایند.

مراقب تعریف های خودتون باشید.