ازدواج آسان

اشتراک تجربیات و راهی به سمت ازدواجی آسان و موفق بر اساس سیره ی نبوی

خیالات و واقعیت
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ٧:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٢٢
 

می دونید مشکل چیه؟! مشکل ما ایرانی ها و فرهنگ غلطمون اینه که خیلی زود خیال پردازی می کنیم و پرنده ی خیالمان به جاهایی پرواز می کند که شاید اصلا هیچ گاه در عمرمان به آنجا نرسیم. و همین می شود که ما در روابط بین دختر و پسر مشکل داریم و دوستی های غلط در بین ما رواج پیدا می کند.


دلم می خواهد این تحلیل ها در مورد حجاب و علل بد حجابی را در وبلاگ به صورت دسته جمعی با هم بحث کنیم تا ان شاء الله همه ی دوستان، باهم به نتیجه ای مطلوب برسیم و در جهت اصلاح خود و جامعه گام برداریم.

به نظر می رسد که مقابله کردن در امر حجاب و مسائل مربوط به ازدواج، نتیجه ای مطلوب و سریع نداشته باشد چرا که اگر افراد خود با دلیل و منطق بپذیرند که چیزی درست است، عقل سلیم حکم می کند که آن کار را انجام دهند. بماند که افراد با این که می دانند، انجام نمی دهند!، ولی من معتقدم که اگر افراد از عواقب رفتارهای خود و دام های معاندان و دشمنانشان آگاه شوند و لذت انجام کار درست را بچشند، دیگر هرگز با این که می دانند چه کاری درست و چه کاری غلط است، راه اشتباه را انتخاب نخواهند کرد. هدف من هم در اینجا همین است. به یاری خداوند.

درسته که خانوم ها خودشون رو برای آقایون آرایش و زیبا می کنند؛ اگه نکنند باید تعجب کنیم! این در ذات خانم هاست، ولی ببینید!، اون پسرها و آقایانی که به خانم ها نگاه می کنند، آیا واقعاً اون پسرهایی هستند که بخاطر هوس و دوستی های نادرست به آنها نگاه می کنند یا این که افراد مومن و درستکار به آنها نگاه می کنند؟! فکر می کنم جواب را خودتون بدونید. یک مرد مومن و صادق بخاطر دل و هوس خودش حاضر نیست که به یک خانم آرایش کرده نگاه کند، چون می داند که با این کار هم دل، روح و روان خودش را مشغول او کرده - تیر زهرآلود شیطان- و هم آن دختر را ترغیب کرده که این کار و رفتارش را ادامه دهد، تا با این کار، خودِ مرد به لذت بیشتری برسد، بدونِ این که بهای این لذت و خوشی را بپردازد. آیا قبول ندارید که این لذت، لذتی یک طرفه است؟! آیا قبول ندارید که این لذت فقط به نفع مرد است و در اینجا از زن به عنوان وسیله استفاده شده است؟!؛ همین است که اسلام به حجاب و پوشش زن بیشتر از مرد اهمیت داده است!، همین دستورات است که می تواند کانون خانواده و روابط بین همسران را حفظ کند، اگر جز این بود، الآن که اینقدر روابط بین زن و مرد بازتر از گذشته شده است، نباید اینقدر طلاق، جدایی و رفتارهای ناشایست و مشکلات خانوادگی داشته باشیم. پس خواهران گرامی، به خاطر خودتان، آینده تان، خانواده و فرزندان آینده ی خودتان، التماس می کنم در افکار و نوع پوشش خود تجدید نظر کنید. اگر اشتباه است بگویید تا من هم خودم را اصلاح کنم.

می دونید چیه؟!، این رو از زبان من که یک مرد هستم بپذیرید، بدونید که اون دسته از آقایونی که به خانم های بد حجاب توجه می کنند، به آنها بیشتر احترام می گذارند و تمام آن کارهایی که برای خانم های محجبه انجام نمی دهند را برای خانم های به اصطلاح مدرنِ جامعه انجام می دهند، اون افرادی هستند که می خواهند بدون هیچ مشکلی، برای چند، لحظه، چند روز یا ... خواسته ها و نیازهای روحی و حتی جسمی خود را برطرف کنند، و مطمئن باشید که بعد از مدتی، این افراد را مانند یک کفش کهنه و فرسوده که دل آنها را زده، از خود جدا می کنند و به سراغ فرد دیگری می روند؛ و متاسفانه، خانم ها که اکثرا به دنبال یک روابط پایدار هستند، در این میان بیشترین آسیب را می بینند.
انسان همیشه راحت طلب بوده، هست و خواهد بود و همین باعث شده که برای برطرف کردن نیازهای خودشون راه های به ظاهر ساده تر را انتخاب کنند، ولی متاسفانه به عواقب و نتایج این گونه رفتارها و روابط، بی توجهی می کنند و همین می شود که افراد به سمت دوستی های نادرست و روابط قبل از ازدواج تحت عنوان هایی از قبیل آشنایی، شناخت همدیگه برای درک این که آیا با هم هماهنگ هستیم یا نه، شناخت روحیات هم و ... می روند.
بدانید که  ازواج و همسر شایسته یک سری کلیات دارد، که اگر آنها وجود داشت، بقیه ی خصوصیات را می توان به مرور زمان کسب کرد؛ باید پذیرفت که افراد کامل نیستند، همان طور که شما هم نیستید، ولی بعضی خانواده ها فکرمی کنند که تا آدم کامل نشده نباید ازدواج کنه!!!، این افراد اصلا فلسفه ی ازدواج رو نادیده گرفته اند، نمی دانند که هدف اصلی ازدواج رسیدن به تکامل است.
( خصوصیات همسر شایسته را در قسمت "خصوصیات همسر شایسته" در صفحه ی اصلی وبلاگ می توانید ببینید.)
همان طور که می دانید مرد ها بیشتر بصری اند و به همین خاطر با ارتباط اول و تماس های اول، می توانند به خواسته های خود برسند ولی خانم ها به این راحتی و با دیدن یک مرد به صورت لحظه ای به این لذت نمی رسند، چون بیشتر، خانم ها سمعی و احساسی هستند، و همین خصوصیت را پسرها می دانند و از آن سوء استفاده می کنند، تا احساسات دخترها را با یک قربون-صدقه رفتن و گفتن "عزیزم- دوستت دارم، تو تنها کسی هستی که من می تونم بهش اعتماد کنم و از این جور حرف ها" دل دختر را به سمت خودشون جذب کنند، و متاسفانه، خودتون هم می دونید که اگه دخترها عاشق کسی بشوند، دیگه حاضرند برای طرف بمیرند، و حالا اینجاست که خواسته های پسرها بیشتر میشه و انتظارات و درخواست های بیجا از دخترها می کنند؛ اگه باور ندارید، می تونید برید بررسی کنید و ببیند که چند درصد از روابط نادرست و دوستی های دختر و پسرها به ارتباطات جنسی و ... کشیده شده است.
می دونید این یعنی چی؟!!!
این یعنی سوء استفاده ی به تمام معنا از دخترها، این یعنی این که در آینده به این راحتی ها نتوانید ازدواجی موفق داشته باشید، این یعنی سوء استفاده ها و اخاذی های آینده ی این افراد از شما.
شاید بگویید که من بلدم چطوری رفتار کنم که به این مشکلات دچار نشم، من به این راحتی ها دلم رو به کسی نمی دم، حالا که من نمی تونم ازدواج کنم، بذار یکم خوش باشیم، اینقدر که آدم نباید پاستوریزه باشه و از این قبیل حرف ها!!!
خواهش می کنم، خواهر گرامی، اول یکم برید داستان های واقعی زندگی کسانی که این راه رو رفتند بخونید، بدونید که اون ها هم مثل شما فکر می کردند که با بقیه فرق دارند!، ولی بدونید که غرایز و احساسات اگه شعله ور بشه، دیگه چیزی نیست که بتونید به این راحتی ها با عقل و منطق خاموشش کنید. تو رو خدا بخاطر آینده ی خودتون هم که شده مراقب رفتارتون باشید. البته این حرف رو به آقایون هم می زنم، چرا که زنان و دخترانی هستند که با احساسات شما هم بازی کنند و شما را به سمت خود بکشند.
جدای از این ها، بعد از ازدواج هم دانستن این روابط برای دخترها مشکل ساز میشه و باعث میشه که به راحتی مورد سوء ظن و اتهام قرار بگیرند، حتی داستان ها اخاذی ها و آبروریزی هایی که بعد از ازدواج وجود داره رو اگه بررسی کنید می فهمید که این نوع روابط بیشتر به سود مردهاست تا زن ها. البته عکس آن هم صادق است ولی خیلی کمتر.   
شاید پیش خودتون بگید که چرا یه مرد داره اینقدر راحت زیراب مردها رو میزنه؟!!!
می دونید چرا، چون خودم هم از این وضع بد اجتماع ناراحتم، این بد حجابی ها، به سود افراد فاسد است، و به ضرر خیلی ها، این باعث میشه راه درست ارضای نیازها نادیده گرفته بشه، این باعث میشه افراد توقعاتشون بالا بره، سن ازدواج بالا بره و جوون های مومن نتونند با این راحتی، در مورد یک مسئله ی به این پیش پا افتادگی، راحت راه حل های صحیحی که اسلام قرار داده و همش روی حساب و کتاب بوده را عملی کنند و مدام زجر بکشند. اجرای دستورات الهی به نفع همه ی ماست، چه دختر و چه پسر.

ممکنه بگید: "آقایون اگه اینقدر به خودشون نرسند، خانم ها هم به خودشون نمی رسند"، به گمان من، این درست نیست، به این دلیل که، خصوصیت ذاتی خانم ها خودنمایی و زیبا جلوه دادن خود است، حال آنکه این خصوصیت در آقایان کمتر جلوه می کند، و جای خود را به اقتدار، قدرت، کار و زحمت برای کسب درآمد و روزی حلال برای خانواده می دهد، ولی خوب! به دلایلی که قبلاً ذکر شد، این عدم ارضای نیازهای روحی-عاطفی و جسمی است که باعث احساس کمبود و بروز چنین مشکلاتی در زندگی می شود که خود را در قالب خودنمایی و متضاد کردن ظاهر خود با عرف و استانداردهای اسلامی، برای جلب نگاه اطرافیان می شود که خودِ شما هم می توانید نشانه های دیگر موجود در اجتماع را نام ببرید. اگر هم به قول شما، بحث، بحثِ رو کم کنی باشد، آخه! رو کم کنی در چی؟! در بدی؟! در بازی کردن با روح و روان افراد؟! در سلب آرامش خانواده ها و حتی افراد متأهل و از هم پاشیدن خانواده ها؟!، آیا اگر برای خود و کانون گرم خانواده تان این اتفاق بیافتد، خوشتان می آید و راضی هستید؟!!!، به نظر شما آیا این نوع رقابت و مقابله به مثل، درست و منطقی است؟! آیا خداوند و چهارده معصوم (ع) از این نوع رفتار ما راضی هستند؟!، آخه مگه مسلمونی و مومن بودن به چیه؟!، به اینِ که فقط نمازتو اول وقت بخونی و روزه بگیری؟!، نمی خوام بگم این ها نباید باشه ها!، ولی نباید به قول خداوند در قرآن "فقط به آن قسمتی از قرآن و دستورات اسلام عمل می کنیم که خودمان دوست داریم و راحت هستیم و بقیه را به دلخواه خود حذف کنیم و انجام ندهیم، و مُشالّا براش هم دلیل و توجیهِ فراوان بیاریم." باید حواسمان را جمع کنیم.
"أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْکِتَابِ وَتَکْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاء مَن یَفْعَلُ ذَلِکَ مِنکُمْ إِلاَّ خِزْیٌ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَیَوْمَ الْقِیَامَةِ یُرَدُّونَ إِلَى أَشَدِّ الْعَذَابِ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ
آیا به بعضى از دستورات کتاب آسمانى ایمان مى‏آورید، و به بعضى کافر مى‏شوید؟! براى کسى از شما که این عمل (تبعیض در میان احکام و قوانین الهى) را انجام دهد، جز رسوایى در این جهان، چیزى نخواهد بود، و روز رستاخیز به شدیدترین عذابها گرفتار مى‏شوند. و خداوند از آنچه انجام مى‏دهید غافل نیست."

ممکنه بگید که: "خدا بین زن و مرد تفاوت قائل شده و یه مرد اگه ازدواج کنه و طلاق بگیره، بعدش خیلی راحت تر از یه زن می تونه ازدواج مجدد داشته باشه"
بله!، قبول دارم که موقعیت خانم ها به خطر میافته و یکی از دلایلی که بخش ایده ها را قرار دادم هم همین بود، که در هر زمینه مشکلات را بیان کنیم و با هم به دنبال راه حل برای آنها باشیم. ولی چیزی که به ذهن من می رسد این است که اگر کمی متفاوت تر به موضوع نگاه کنیم، می بینیم که تفاوت های بین زن و مرد، برای ازدواج دوم، آنقدرها هم زیاد نیست، و هر کدام با مشکلات مشابه زیادی روبه رو خواهند شد، البته اگر دیدگاهمان نسبت به طلاق، اصلاح شود و هدفمان از ازدواج رشد و کمال و رضای خدا باشد، خیلی از این مشکلات و ناراحتی ها، یا اصلا به وجود نمی آیند و یا خیلی ساده تر از آن چیزی که فکرش را بکنیم، قابل حل خواهند بود. فقط باید در تمام مراحل و مشکلات زندگی، هدفمان خدا باشد و بس.
و اما راه حلی که من به ذهنم می رسد این است که، از بزرگترها و به قول معروف، ریش سفیدان بخواهیم که واسطه شوند و افراد مناسب را معرفی کنند، و به طور غیر مستقیم، فرد را به عنوان موردی مناسب برای ازدواج معرفی کنند و این می تواند بهترین راه حل باشد. البته این افراد هم باید با درخواست کمک از خداوند، در جهت رشد و تکامل معنوی، علمی و حتی مادی خود، بکوشند تا بتوانند امتیازات مثبت خود را بالاتر ببرند و اشتباهات گذشته را جبران کنند.
البته این را بگویم که آقایان هم به این راحتی ها نمی توانند ازدواج مجدد داشته باشند و به راحتی موردهای  زیادی را با فهمیدن طرف مقابل از ازدواج اول فرد، از دست خواهند داد، ولی باید دیدگاه ما، همیشه به دنبال حل مشکلات باشد نه این که از بروز مشکلات ناراحت و ناامید شویم! باید دانست که مشکلات آمده اند تا به ما یادآوری کنند که: تو در این مورد ضعیف هستی، خودت را تقویت کن!!!
می بینید، تفاوت دیدگاه چقدر به انسان کمک می کند؟!، می بینید چقدر در دنبال راه حل بودن و حل مشکل چاره ساز و انرژی بخش است؟!،
پس باید با بروز هر مشکلی به خود بگوییم که: "برای حل این مشکل و این نقطه ی ضعف خودم باید چه کنم؟، چه نقطه ضعف هایی دارم و چه راه حل هایی می توانم بکار ببرم؟"، این همان قانون جاذبه ی فیلم "راز" است.
بدانید که وقتی شما در فکر خود سوالی مطرح می کنید، ذهن  شما ناخودآگاه به دنبال راه حل آن می رود و در اولین فرصتی که راه حلی در دنیای بیرون به چشمتان بخورد، آن را جذب می کند و مسئله حل خواهد شد. (به همین سادگی)

خواهشاً شما این وبلاگ را معرفی کنید، و به افراد هم علت کم توجهی به این نوع مسائل را گوشزد کنید.