ازدواج آسان

اشتراک تجربیات و راهی به سمت ازدواجی آسان و موفق بر اساس سیره ی نبوی

لیاقت من بهتر از اینهاست!
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ٩:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۱۳
 

راستش می دونید؟! یه مدتیه دارم روی این موضوع فکر می کنم که اکثر ما جوونا فکر می کنیم که استعدادها و توانایی های بالقوه ی زیادی داریم که می تونه با بالفعل شدنشون اعتبار و ارزش ما رو خیلی خیلی بالا ببره ولی الآن کمبودها و نقطه ضعف های زیادی داریم که باعث میشه اون همسری که لیاقتشو داریم بهمون ندهند یا گیرمون نیاد.


به خاطر همین دیدگاه خیلی از ماها به قول معروف ایرادگیر میشیم و موردهایی که به عنوان همسر مناسب سر راهمون قرار میگیره رو رد می کنیم و منتظر اون کسی می مونیم که در حد استعدادها و توانایی های بافعل نشده ی ما باشه.

این کار چندتا گزینه رو پیش پای ما میذاره:

اول اون که تا مدت زیادی تجرد، مشکلات و ضررهاش -که خودتونم می دونید چه چیزایی هست- رو بپذیریم که می تونه آخر و عاقبت خوبی نداشته باشه یا حداقل تا مدت زیادی از سرعت رشد و پیشرفت ما تو جنبه های مختلف زندگی کم کنه. دلیلشم واضحه دیگه بخاطر چیه!، به خاطر فشارهای روحی و جسمی و درگیری در مورد چیزایی که ارزش فکر کردن و توجه نداره. (البته این دیدگاه رو کسایی قبول دارند که براشون ازدواجِ به موقع و طبق دستورات اسلام جا افتاده باشه و به عناوین و بهانه های مختلف نخواهند ازدواج رو به تأخیر بندازند.)

دوم این که قبول کنیم با کسی در سطح خودمون یا پایین تر از خودمونه ازدواج کنیم.
از محاسن این کار اینه که مشکلات راه اول رو نداره ولی مشکلش اینه بعد از مدتی که طرف پیشرفت می کنه و استعدادهای باقوه اش تبدیل به بالفعل میشه، همش فکر می کنه که: "لیاقت من بیشتر از اینها بود. اگه یکم بیشتر صبر می کردم بهتر از اینها گیرم می اومد و ... . آره! تقصیر خودمه." در حالی که ممکنه طرف مقابل از لحاظ جنبه های مختلف با شما هماهنگی داشته باشه. در دیدگاه ها، ظاهر، هیکل، خانواده، فرهنگ و خیلی چیزای دیگه. ولی می دونید مشکل چیه؟!
مشکل اینه که ما توی خیالات خودمون فردی را تصور می کردیم که علاوه بر تمام این موارد، مثلاً از نظر مالی هم خیلی بیشتر و بالاتر باشه یا مثلاً: هم رشته ای خودمون باشه یا ... و حالا که طرف این خصوصیت رو نداره با این که با هم توی زندگی مشکل خاصی ندارند و از باهم بودن در اوایل زندگی لذت می بردند، کم کم بهانه ها شروع میشه و کدورت ها و ناراحتی ها و عیب گذاری ها جای توجه به خوبی ها و امتیازات طرف رو میگیره.
غافل از این که
بابا! اونی که الآن دیگه به نظرت بی ارزش شده و فکر می کنی لیاقت بهتر از اون رو داری یه روزی با تمام داروندارت ساخته و قبول کرده باهات یه زندگیه ساده رو شروع کنه. همونی که الآن دیگه فکر می کنی اصلاً نباید از اول باهاش زندگیتو تقسیم می کردی و الآن تو فکر یکی بهتر از اون هستی.
ولی بذار خواهر یا برادر گرامی اینو بهت بگم که
اون کسی که الآن حاضر شده با امتیازات فعلی شما باهاتون ازدواج کنه، اون زمان که این استعدادها و توانایی ها رو نداشتی کجا بود؟!، اون زمان اصلاً به تو و امثال تو فکر می کرد؟! یا دنبال کسی بود که امتیازات و امکانات الآن تو رو داشته باشه؟!
اصلاً بهش فکر کردی که تمام یا لااقل، اکثر این چیزایی که الآن بدست آوردی رو مدیون همون کسی هستی که یه روزی حاضر شد زندگی و شادی و غمشو با تو شریک بشه؟!، اصلاً به این فکر کردی که اون کسی که بهت کمک کرد تا مشکلات زمان تجردتو حل کنی همینی هست که الآن دیگه دلتو زده؟!
یکم به خودت بیا!
چشماتو باز کن!، قدر نعمت ها و چیزایی که خدا بهت داده رو بدون. ازش تشکر کن. قناعت و شکر نعمت که شاخ و دم نداره! همین چیزاست دیگه!
اگه این طوری نگاهتو اصلاح کنی می بینی که بهترین انتخاب رو انجام دادی و می تونید به کمک هم به پیشرفت های بیشتری هم برسید ولی با ناراحتی و بهانه گیری تنها چیزی که عایدتون میشه ناراحتی و کدورت بین خودتون و از دست دادن تمام خوبی ها و زیبایی هاییه که یه روزی باهم داشتید.

حالا چرا دارم اینا میگم؟!
برای این که یکم توی دیدگاه ها و انتظاراتمون از همسر آیندمون واقع بینانه تر و بر اساس ملاک های اسلامی تصمیم بگیریم نه چیز دیگه.
اسلام محور باشم نه خودمحور. اسم این خودخواهیه نه چیز دیگه.

برای همینه که ملاک های انتخاب همسر اون چیزایی باید باشه که خدا و چهارده معصوم (ع) گفته اند، نه اون چیزایی که ما فکر می کنیم باید باشه.
وقتی بگیم: "حرف حرفِ منه و کار من درسته"، همین میشه که توی زندگی ها ملاک ها چیزای به ظاهر پر ارزش و در باطن بی ارزش میشه و طول عمر زندگی های مشترک اینقدر کوتاه .

اکثر ماها فکر می کنیم که زندگی و همسر ایده آل بدست آوردنی هست در حالی که این کاملاً اشتباهه و باید بدونید که
همسر مناسب و ایده آل ساختنیه و باید براش زحمت بکشید، همون طوری که برای داشتن یک زندگی مرفه و با موفقیت های شغلی زحمت می کشید.
اینو من نمی گما!، تمام کسایی که زندگی موفق رو تجربه کرده اند، تمام روان شناسان موفق و عالمین علوم دینی حرفشون اینه.

البته اینو هم بگم که نباید به این دید به خواستگارتون نگاه کنید که: "باید یکی باشه که منو کمک کنه بتونم به رشد و پیشرفت برسم." چون تنها کسی که میتونه به شما برای رشد و موفقیتتون کمک کنه، خودتونید نه کس دیگه.
باید بدونید که تا وقتی که خودتون نتونید به خودتون کمک کنید، نباید انتظار داشته باشید که کسی هم بتونه به شما برای بهتر شدنتون کمک کنه. روی افکار خودتون باید کار کنید.
حتماً پست " هرچیزی که فکر می کنید می تونید یا نمی تونید، در هر دو حالت حق با شماست. فورد" رو بخونید.

سعی کنید درست و اسلامی فکر و عمل کنید:)
موفق باشید.