ازدواج آسان

اشتراک تجربیات و راهی به سمت ازدواجی آسان و موفق بر اساس سیره ی نبوی

ازدواج آسان عملیه! فقط باید خودمان بخواهیم
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ٩:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/۱٩
 

راستش مدتی پیش جشن ازدواج یکی از دوستان رفتم که خیلی مجلل و با شکوه بود. همه دعوت شده بودند و حسابی کولاک کرده بودند. به قول معروف از اونایی بود که می خواستن چشم همه را در بیارن. توی مجلس یه چیزی به ذهنم رسید. گفتم: "حالا این بنده ی خدا داشت که اینطوری خرج بکنه و همه را هم دعوت کنه! اون دختر و پسرایی که ندارن چکار کنن؟! مگه اونا دل ندارن؟!!! خب اونم وقتی این شکوه و عظمتو می بینه دلش میخواد! نمیخواد؟!!! برای همینم توقعات بالا میره. دختر و پسر دنبال کسی می گردن که به قول معروف رو دست طرفو بیارن.

خداییش داریم برای چی ازدواج می کنیم؟!!! برای این که به آرامش برسیم و رشد کنیم یا این که قیافه بگیریم که "بـــــــــــله! ما هم داریم خرج کنیم! بهترشم داریم!" داریم به کدوم سمت میریم؟!!! داریم ازدواج می کنیم که دل مردمو بسوزونیم و بشکنیم؟!!!

به نظرتون کدومش پایدارتره؟! زندگی ای که به هدف رو کم کنی و به قیمت ناراحت و ناامید شدن خیلی از جوونا شروع بشه یا ازدواجی که با وجود این که توان خرج کردن داریم، به یه دختر و پسر دیگه هم کمک کنیم ازدواج کنند؟!!!

می خواهیم دعای خیر بقیه همراهمون باشه یا حرف و نقل و حسادت و کدورت؟!!!

مطالبی که در ادامه می خونید نمونه هایی واقعی از سادگی ازدواج و شروع زندگیست.

 از اون جایی که عروسی ها با این شکل و سبک هرکاری هم کنید بالاخره یک جاییش گناه میشه و من اینو تو مراسم خیلی از مذهبی ها حتی دیدم، ما هم برای عروسیمون مسافرت رفتیم و بعد یک مراسم مختصر در حد ولیمه عروسی در یک سالن گرفتیم و به همه هم گفتیم مراسم ساده هست که تشریفاتی و با ارایش های زننده و پوششهای نامناسب مجلس مارو آمیخته به گناه نکنند.شام هم یک نوع غذا بیشتر نبود.
لباس عروس هم پوشیده شد، به آرایشگاه هم نگفتیم عروس هستیم، طبعاً هزینه اش خیلی متفاوت شد.
هم ارایشگاه هم سالن.
در سالن هم یه خانومی امدن مداحی کردن.
میخوام بگم حتی خیلی از بچه مذهبی ها هم، دیگه خیلی تلاش کنن دنبال این هستن که آهنگ نداشته باشنه؛ دیگه به این فکر نمیکنن که این  ریخت و پاش ها و چشم و هم چشمی ها اسرافه و گناه.
البته فکر نکنید خانواده هم مخالفت نکردن ها. پدر مادر بنده مخالف یک نوع غذا و تا این حد ساده بود مراسم بودن اما میشود با کمی منطق و استدلال خانواده ها رو راضی کرد.

خاطره ای از آقای قرائتی:
من یک کارت عروسی از یک دختر خانمی که خانه پدرش رفتم دستم آمد از بس جذب این کارت شدم کارتش را با خودم آوردم قم. یکی از افراد محترم تبریز دخترش را عروس میکند بعد در کارت عروسیش می نویسد که باسمه تعالی دوشیزه فلانی و آقای فلانی به ازدواج هم در آوردند بنا داشتیم جشن با شکوهی بگیریم شما را هم دعوت کنیم اما تصمیم گرفتیم بودجه جشن را بدهیم به یک خواهر و برادر و آنها هم ازدواج کنند.

بنابراین جشنی نداریم کارت را فرستادیم که بدانید ما عروس شدیم ولی تشریف نیاورید. این کارت کارت اطلاع بود که بدانید که ازدواج شد گرچه از دیدارتان محرومم ولی امیداورام این عمل انقلابی اسلامی را بپذیرید. و اگر یک سال تشریفات ازدواج در ایران کم بشود، دختر و پسری بی زن و بی شوهر نمی مانند و اگر یک سال پولهایی که در ساختمانها خرج دکور سازی می شود کم بشود کسی بی خانه در ایران نمی ماند.

آدم در این شرایط می تونه یه سفر تفریحی مثل کیش بره بعد دو خانواده و اعضای آن دور هم یه جشن کوچک برگزار کنند. عروس و داماد هم میتونند با لباس شیک عروسی و دامادی برن آتلیه و برای یادگاری عکس ای زیبا بندازن.
من و شوهرم که پنج ماه پیش عروسی گرفتیم همین کارو کردیم چون مسلما تعداد بیشتر مهمونها را کنترل کرد.
به نظر من اگه کسی بخواد از گناه جلوگیری کنه بعضی وقتا خودش باید از یکسری لذتها و خواسته هاش صرفنظر کنه

«متاسفانه بعضی از بچه مذهبی ها وقتی می خوان جشن عروسی بگیرن، ممکنه با مشکلاتی مواجه بشن. یکی از این مشکلات، تمایل بعضی خانواده ها به انجام برنامه هایی است که ممکنه متاسفانه توش گناه هم صورت بگیره.

لذا از دوستان اگه کسی ایده یا تجریباتی برای برگزاری مراسم های عروسی شاد ویژه ی بچه مذهبی ها چه از لحاظ قالب، چه محتوا و چه معرفی مجریان و سخنرانان و گروه های خوب داره، لطفا برای استفاده ی سایر دوستان ذیل این ایمیل مطرح کنه.

خدا خیرتون بده»
برگرفته از مطالب گروه محسنین <Mohsenin110@googlegroups.com>