ازدواج آسان

اشتراک تجربیات و راهی به سمت ازدواجی آسان و موفق بر اساس سیره ی نبوی

تمام عزت و آبرو پیش خداست
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ٩:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۳٠
 

تا خدا نخواد کاری بشه غیرممکنه که ما بتونیم به نتیجه برسیم. اینو واقعاً تجربه کردم.

نمی دونم درست باشه بگم یا نه؛ شاید خودشم اینو بخونه ولی درسی که ازش گرفتم خیلی مهمه. خواستم با شما هم درمیون بذارمش. یکی از فامیل های ماست که با هم همبازی بودیم. من خیلی درسخون بودم و اهل تلاش و زحمت و خلاصه همه ی چیزایی که واقعاً خیلی ها آرزوشون بود و هست. همه آینده ی روشنی برای من می دیدند ولی این فامیل ما خیلی بازیگوش و بی خیال! زندگی را مثل من جدی نمی گرفت. اکثراً هم همه به خاطر این خصوصیتش حرفایی بهش می زدند که ...؛ خلاصه این که درستش نبود این حرفا را بهش بزنند. به نظر من که ناراحتش می کردند. یه بار جلوی من بهش گفتند: "آخه تو واقعاً به چه امیدی زندگی می کنی؟!!! نه درس می خونی. نه دنبال کار هستی. واقعاً می دونی خودت میخوای چکار کنی؟!!!" من که شنیدم خیلی ناراحت شدم. دیگه وای به حال خود طرف. به نظر من که خیلی ناراحت شد ولی هیچ نگفت.
بذارید یه چیزی را برادرانه بهتون بگم. خیلی مراقب زبونتون باشید که کسی را باهاش نرنجونید. به قول مادرم آدم باید شتر گلو باشه. یه حرف را هزار بار بیار سر زبونش ولی بیانش نکنه.
تا جایی که می تونید سعی کنید دل کسی را نشکنید چون خدا پیش دل های شکسته است. کافیه طرف یه آه بکشه. می تونه دودمان آدمو به باد بده.

خلاصه این که این داستان من بود و اونم داستان فامیلمون. من خیلی به خودم و آیندم مطمئن بودم. خیلی به قول معروف منم، منم می کردم. نه این که مغرور باشما! نه! ولی تو دلم ... . می دونید که چی میگم.
زندگی گذشت و گذشت و گذشت تا این که بزرگ شدیم. من خواستم ازدواج کنم ولی هر کاری کردم و به هر دری زدم، خواست خدا نبود. خدا گذاشت تو کاسم. گفت حالا که مَن، مَن می کنی، برو ببینم خودت چکار می تونی بکنی.
آقا نشد که نشد.

ولی خدا را شکر این فامیل ما به خواست خدا هم کار پیدا کرد. هم دانشگاه رفت. هم خونه. هم ماشین. هم این که الآنم ازدواج کرده.
بـــــــــــــــــــــــــــــله!

هیچ وقت خواست و قدرت خدا را دست کم نگیرید. هرچی داریم از خداست. اگه جایی جز به درگاه خدا پناه ببریم، آخرش خدا کاری می کنه که بازم برگردیم پیش خودش. پس چه کاریه؟!!! بذار از همون اول بریم پیش کسی که همه ی دار و ندار ما و همه از خودشه!

مَن کانَ یُریدُ العِزَّةَ فَلِلَّهِ العِزَّةُ جَمیعًا ۚ إِلَیهِ یَصعَدُ الکَلِمُ الطَّیِّبُ وَالعَمَلُ الصّالِحُ یَرفَعُهُ ۚ وَالَّذینَ یَمکُرونَ السَّیِّئَاتِ لَهُم عَذابٌ شَدیدٌ ۖ وَمَکرُ أُولٰئِکَ هُوَ یَبورُ﴿۱۰﴾
کسی که خواهان عزّت است (باید از خدا بخواهد چرا که) تمام عزّت برای خداست؛ سخنان پاکیزه به سوی او صعود می‌کند، و عمل صالح را بالا می‌برد؛ و آنها که نقشه‌های بد می‌کشند، عذاب سختی برای آنهاست و مکر (و تلاش افسادگرانه( آنان نابود می‌شود (و به جایی نمی‌رسد!)

فقط یه چیزی را بگم. اونم این که اگه ملاک های انتخابتون غیرخدایی باشه. چیزایی باشه که خدا را خوش نیاد. یا خیلی سطحی کسی را رد کنید، مطمئن باشید خدایی که از مادر به ما مهربون تره، کاری می کنه که بفهمیم این افکارمون اشتباهه و برگردیم به راه درست. امیدوارم اونقدر روی افکار اشتباهمون جدی نشده باشیم که به قیمت گزاف برامون تموم بشه.
آن کس که بداند و بداند که بداند                 اسب خِرَد از  گنبد گردون بجهاند
 آن کس که بداند و نداند که بداند                بیدار کنیدش که بسی  خفته نماند
آن کس که نداند و بداند که نداند                 لنگان خرک خویش به منزل برساند
آن کس که نداند و نداند که نداند                  در   جهل   مرکب   اَبَدُالدَهر  بماند

خدایا خودت نجاتمون بده.

التماس دعا