ازدواج آسان

اشتراک تجربیات و راهی به سمت ازدواجی آسان و موفق بر اساس سیره ی نبوی

چرا دلمان می خواهد دوست پسر/دختر داشته باشیم؟!
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ٤:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۳
 

وجود حدی افسردگی و اضطراب در زندگی افراد طبیعی است ولی مشکل از آن جایی شروع می شود که به این مشکلات بی توجهی می کنیم.


اکثر افراد افسرده و مضطرب هستند و این دو با هم رابطه ی مستقیم دارند. هرچه مضطرب تر باشیم، افسرده تر می شویم و این در سیکلی معیوب ادامه دار خواهد بود و این سیستم آموزشی در مدارس و دانشگاه های ماست که باعث عادت به زندگی با اضطراب، استرس و افسردگی می شود چرا که افراد با استرس و اضطراب درس می خوانند و اگر بعد از این همه تلاش نتوانند به حد مطلوبِ تعریف شده برسند، احساس ناراحتی، ناامیدی و در نتیجه احساس افسردگی می کنند و وارد سیکل معیوب ذکر شده می شوند.
متأسفانه گسترش فرهنگ مدرک گرایی هم به این سبک زندگی دامن می زند.
بهترین راه درمان افسردگی، صحبت کردن با فرد، درک کردن و همدلی با اوست و در نتیجه افراد ناخودآگاه تمایل پیدا می کنند که با کسی دردودل کنند و مشکلات و سختی های زندگی خود را با او در میان گذارند در نتیجه به سمت شبکه های اجتماعی مثل facebook و ... گرایش پیدا می کنند. با افراد صحبت می کنند و چون سایرین هم مثل آنها این مشکلات را دارند، به حرف ها و دردودل های آنها گوش می دهند. حال در این مرحله غریزه ی انسان وارد عمل می شود و دو نفر به هم وابسته می شوند و به این دلیل که توانسته اند این نیاز صحبت کردن و همدلی را برای هم برآورده کنند، گمان می کنند که کاملاً همدیگه رو درک می کنند و در نتیجه کم کم عاشق هم می شوند، حال آن که در سایر جوانب شاید اصلاً بهم نخورند چرا که آنها فقط در گوش دادن و گوش کردن با هم تفاهم داشته اند و آن را تعمیم به کل داده اند و ادامه را که دیگه خودتون می دونید چی میشه....
اغلب، افراد نمی خواهند باور کنند که افسرده و مضطرب هستند و حتی از بیان آن هم می ترسند و قبول نمی کنند در نتیجه حواس خود را به کارها و چیزهای دیگر پرت و به نوعی خود را سرگرم می کنند تا دیگر به آن موضوع فکر نکنند، حال آن که این مشکلات در زندگی آنها وجود دارد و فقط به دست فراموشی سپرده می شود و روز به روز وخیم تر می شود.
به همین دلیل است که می بینیم افراد مدام از این شاخه به آن شاخه می پرند و نمی توانند به یک کار ثابت بپردازند و پیشرفت محسوسی در زندگی خود داشته باشند. چرا که در این سبک زندگی کردن افراد در هر زمینه ای تا حدی پیش می روند و تا به آستانه ی موفقیت و برداشت محصول زحمات خود در آن کار می رسند، باز هم آن افسردگی و اضطراب، مانع ادامه ی کار آن ها می شود و در نتیجه برای فرار از ناراحتی خود به سراغ کار دیگری که برایشان جذاب است و می تواند باعث فراموشی ناراحتی و فشار وارده بر آنها شود می روند.
حال والدین هم به دلیل مشکلات اقتصادی موجود در کشور و فرهنگ مصرف گرایی عرف اجتماع مجبور هستند بیشتر و بیشتر کار کنند تا بتوانند تولیدات کشورها و اقشاری که برای ما از طریق رسانه ها فرهنگ سازی کرده اند را خریداری کنیم و در نتیجه دیگر وقت و انرژی ای برای توجه به فرزندان خود، احساسات و مشکلات آنها نخواهند داشت و در نتیجه این مشکلات در محیط خانه و خانواده حل نمی شود در نتیجه به دنبال راه حل آن در خیابان و محیط های مجازی مانند facebook  و ... می گردد.
و ادامه ی داستان را که خودتان بهتر می دانید.
با گذشت زمان و بالا رفتن سن فرد، مشکلات او بزرگتر و مهم تر می شود و در نتیجه برای ابراز احساسات خود با افراد، بیشتر احساس ترس می کند و نمی تواند به افراد اعتماد کند در نتیجه مشکلاتش روز به روز بیشتر و بیشتر و در نتیجه افسردگی و اضطراب او بیشتر می شود؛ حال مشکلات اقتصادی کشور، نداشتن کار و سربازی هم باعث تشدید این فشارها می شود و فرد به کل ناامید می شود در نتیجه برای فرار از این مشکلات و افسردگی دنبال راه حل می گردد و از آن جایی که ذات انسان راحت طلب و تنبل است دنبال راه های میان بر برای خلاصی از مشکلات خود هست در نتیجه به سمت مواد روان گردان و اعتیاد کشیده می شود و این جاست که ثروتمندترین تجارت دنیا پا به میدان می گذارد و بیشترین سود اقتصادی را از این وضعیت به دست می آورد.
ببینید، چگونه ما به دنبال آنها می رویم!
حال برای جلوگیری از رشد مشکلات و افزایش افسردگی بهترین راهی که به نظر می رسد، ازدواج به هنگام و همراه با تحقیق و بررسی است چرا که افراد در بازه ی زمانی 20 تا 40 سالگی بیشتر به افسردگی دچار می شوند و اگر در این مدت بتوانیم همسر مناسبی انتخاب کنیم، هم می توانیم با صحبت کردن با او مشکلات خود را با هم حل یا حداقل کم رنگ تر کنیم در نتیجه از عود و گسترش افسردگی جلوگیری می کنیم + این کار می تواند صمیمیت بین دو طرف را بیشتر کند و در آینده برای حل مشکلاتشان به تنها کسی که اعتماد می کنند همسرشان خواهد بود + زندگی هدفمندتر می شود + تکلیف خود را می دانیم و می فهمیم که طرف مقابلمان از ما چه انتظاراتی دارد و برای رسیدن به آن ها تلاش می کنیم در نتیجه:
بهترین زمان برای ازدواج آن چیزی است که اسلام گفته.
آهای!!! افرادی که مدام از بی وفایی دختر/پسرها دم می زنید:
می دونید علت این بی وفایی ها چیه؟!
برای این که از راه درستش که ازدواجه وارد نشدید و فکر می کنید که باید همون انتظاراتی که آدم از همسرش داره رو از دوست پسر/ دخترش هم داشته باشه و وقتی می بینید که او این کارها را نمی کنه، اسمشو بی وفایی می ذارید.
چون در دوستی دختر و پسرها تعهد وجود نداره؛ درحالی که از شروط اصلی یک ازدواج صحیح، تعهد، التزام و همراهی است.
البته نمی توان منکر این شد که ماها هنوز هم راه و رسم درست زندگی کردن را بلد نیستیم ولی مشکل بزرگتر آن است که اصلاً حتی به آن فکر هم نمی کنیم و نمی خواهیم که رشد کنیم و اصلاح شویم.