ازدواج آسان

اشتراک تجربیات و راهی به سمت ازدواجی آسان و موفق بر اساس سیره ی نبوی

اگه مسئولیت پذیر بودید تا حالا ازدواج کرده بودید
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ٩:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢٧
 

این که میگن: "طرف زن/مرد زندگی نیست." بیشتر به خاطر همین خصوصیت عدم توانایی پذیرش مسئولیت تصمیم ها و تعهد به زندگی مشترک است.

از تعهد دادن برای یک عمر زندگی می ترسیم. می ترسیم مسئولیت تصمیمی که می گیریم را به عهده بگیریم و به خاطر همین ترس، با بهانه های واهی و توقعات غیر منطقی از طرف مقابل، می خواهیم از زیر بار مسئولیت زندگی شانه خالی کنیم و تمام کارها را به دوش یک نفر بیاندازیم.
ولی باید بدانیم که زندگی مشترک یعنی پذیرفتن اشتباهات و تلاش برای رفع کردن آنها. یعنی همراه شدن با هم برای بهتر شدن. نه این که: "فقط تو باید بهتر بشی." یا "فقط تو بلد نیستی درست زندگی کنی." یا "فقط تو باید تمام کارها را انجام بدهی." و ...
در یک کلام زندگی مشترک یعنی

از من گذشتن برای به ما رسیدن.

برای درک بهتر این موضوع و یافتن راه حل، ادامه ی مطلب را مطالعه کنید>>


اگه این طرز تفکر را ندارید، به این راحتی ها نمی تونید زندگی پایدار و لذت بخشی را تجربه کنید چرا که لذت و شادی مسیر زندگی هستند برای رسیدن به هدف رشد و ارتقاء فکری و روحی در زندگی مشترک. و بدانید که این افکار، باورها و دید ما به زندگیست که لذت و شادی را خلق می کند. لذت و شادی چیزی نیست که از دیگری طلب کنیم یا بدستش بیاوریم. همه چیز دست خودمان است.

یکی از علل اصلی این ترسِ از پذیرفتن مسئولیت کارها فرهنگ جامعه ی ایران، پدر و مادرها و نوع تربتی است که در ایران برای بچه ها از سوی والدین اعمال می شود.
با تمام وجود وابسته تربیتمان می کنند؛ در تمام تصمیم گیری ها کمکمان می کنند و در زمان شکست بجای این که فقط راهنمایی کنند چگونه از زمین بلند شویم، دستمان را میگیرند و بلندمان می کنند.
آیا چنین فرد وابسته ای، توانایی پذیرش مسئولیت یکی از مهم ترین، بزرگترین و سرنوشت سازترین تصمیمات زندگیش را دارد؟! نداشتن این توانایی باعث می شود از تصمیم گیری و پذیرش مسئولیت بترسیم و کلاً تصمیم گیری را به آینده موکول کنیم یا با بهانه ها و توقعات واهی افراد مناسب را رد کنیم. و خب، پدر و مادر هم در این میان به بهانه ی این که: "این تصمیم یک عمر زندگی است و خودش باید تصمیم بگیرد. زندگی خودش است. خودش میداند." و ... ما را تنها می گذارند.
ولی آیا کسی که اینقدر وابسته است می تواند اصلاً تصمیم گیری بکند؟! یا حتی اگر تصمیم هم بگیرد، می تواند تصمیم درستی بگیرد؟!!!

و یکی از مهم ترین علل بالا رفتن سن ازدواج و افزایش آمار جدایی ها همین است.

حال که فرهنگ جامعه، تربیت والدین و شرایط، به گونه ای ما را کاملاً وابسته کرده است، باید خودمان دست به کار بشویم و در راستای استحکام باورها و استقلال افکار و پذیرش مسئولیت تصمیماتمان گام برداریم.

البته این را هم بگم که بیان این موارد دلیل بر این نیست که اگر بعد از بررسی و تحقیق بسیار با کسی ازدواج کردیم و متوجه شدیم که امکان همراهی با هم را نداریم، حتی با وجود نداشتن تناسب، باز هم به زندگی مشترک ادامه بدهیم و به اصطلاح، بسوزیم و بسازیم.
درست است که باید با تمام وجود تلاشمان را برای اصلاح و ارتقاء خودمان و زندگی مشترک بکنیم ولی اگر واقعاً عملی نیست، مکروه ترین حلال خداوند برای چنین مواقعی قرار داده شده است.

پیشنهاد می کنم قسمت "تعهد و مسئولیت پذیری" در کتاب "آیا تو آن گمشده ام هستی؟" از دکتر باربارا دی آنجلیس را حتماً بخونید.

یکی از پیامدهای این وابستگی و عدم توانایی پذیرش مسئولیت کارهایی که انجام می دهیم کاهش اعتماد به نفس و قطعیت ما در تصمیم گیری است. به دلیل همین عدم قطعیت است که با حرف هر کسی نظرمون عوض میشه و به قول معروف از هر طرفی که هُلِمون بدهند به همون سمت میریم.
میدونید این در ازدواج چطوری نمود پیدا میکنه؟!
وقتی که شما از کسی خوشتون اومده و با این که می دونید هیچ کسی کامل نیست ولی به خاطر یکی دو ایراد که اطرافیان میگیرند به سادگی طرف را رد می کنید و همین باعث میشه به این زودی ها ازدواج نکنید. چون که هنوز متوجه این نشدید که:

هر کاری هم که شما انجام بدید، در آخر کسی هست که ناراضی باشه و به کار شما ایراد بگیره.

ولی مهم اینه که شما از انتخاب و تصمیمتون راضی باشید و بتونید مسئولیت عواقبش را هم خودتون به عهده بگیرید.