ازدواج آسان

اشتراک تجربیات و راهی به سمت ازدواجی آسان و موفق بر اساس سیره ی نبوی

اگه تو زندگی بهم خیانت کنه چی؟! نمی تونم بهش اعتماد کنم!
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ٧:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۱۳
 

چرا اینقدر نگران رابطه ی همسرمون باشیم؟! به نظرتون لازمه؟! حالا فرض کنید رابطه داشته یا بعداً رابطه برقرار کنه؛ چه فرقی می کنه؟! فکر نمی کنید شما دارید با این حساسیت ها خودتونو فقط اذیت و نگران می کنید؟! چرا همش دنبال این باشیم که بهانه ای برای نگران کردن و ناراحت کردن خودمون و قرار دادن یه فشار روی خودمون پیدا می کنیم؟!
فکر نمی کنید یکم تعریف ها و انتظاراتمون از حدود اسلام خارج شده؟!


بعضی آدم ها هستند که با این که اسلام گفته فلان چیز پاکه میگه: "نه به دلم نمی شینه." و خودشو و بقیه را اذیت می کنه. این همینجایی هست که شیطون میره سراغشون و آرامش زندگی را ازشون میگیره.

چرا نیایید با محبت کردن و توجه و تمام چیزایی که یک مرد/زن بهش تمایل داره کاری نمی کنید که فقط به شما فکر کنه و حتی اگه در گذشته اشتباهی هم مرتکب شده پشیمون بشه و قدر شما را بدونه؟!

آقا اصلاً فکر کنید همسر شما بدترین آدم باشه، هدف زندگی چیز دیگریست! شما برای این به دنیا نیومدید که نگران باشید آیا همسرتون رابطه داشته یا این که ممکنه در آینده داشته باشه. روز قیامت حتی مادر از بچه و بچه از مادرش فرار می کنند دیگه چه برسه به همسر آدم! هدف این دنیا رشد خودمونه، در عین این که سعی می کنیم به بقیه هم کمک کنیم. همسر فقط یه واسطه و وسیله است!
تا خودمون رشد نکنیم و بالا نریم نمی تونیم دست یکی دیگه را هم بگیریم. هدف اینه که به بقیه کمک کنیم و بتونیم برای آدم های این دنیا مؤثر باشیم.

این که میخواهیم بفهمیم میتونیم به طرف مقابلمون اعتماد کنیم و این که آیا ممکنه بهمون خیانت کنه یا نه، بهترین راهش اینه که ببینید هدفش برای زندگی چیه.
کسی که هدف های والا داشته باشه و برای رسیدن بهش تلاش کنه، وقت خودش را صرف برنامه ی مادی و هوس های دنیایی نمی کنه. البته باز هم زندگی دنیا خیلی فراز و نشیب داره. شیطون با چندین هزار سال عبادتش به اینجا رسید، ما که جای خود داریم. پس نمیشه براساس این ملاک ها تصمیم گرفت. شاید مؤمن ترین آدم ها هم پاشون بلغزه.

یعنی واقعاً اینقدر این چیزایی که نگرانش هستیم مهمه؟! یکم برگردیم و به عظمت دنیا و کارهای بزرگی که شده و داره توش میشه فکر کنید، و ببینید آیا واقعاً این دنیای با این عظمت و بزرگی و سرشار از این همه نعمت، ارزش داره که به خاطر همچین چیزهایی خودتونو ناراحت کنید و این ناراحتی باعث بشه از اهداف زندگیتون باز بمونید؟!!!

یه نگاهی به این لینک بندازید تا عظمت دنیا دستتون بیاد، ببینید چقدر کارهای بزرگی میشه انجام داد و بفهمید که چقدر این فکری که باعث ناراحتیمون میشه کوچیکه و کاری کرده که فرصت برای مؤثر بودن توی این دنیا نداشته باشیم:

http://ezdevajehasan.persianblog.ir/post/44

گاهی وقتا لازمه یکم به زندگی و هدف خلقت انسان وسیع تر نگاه کنیم.

ببنید آیا واقعاً این محدودیت هایی که با تعریف های خودمون برای خودمون تو زندگی درست کردیم. این افکاری که آرامش زندگی را ازمون گرفته آیا واقعاً لازمه ی داشتن یه زندگی سالم، شاد، لذت بخش، و آرومه؟!

آیا واقعاً این که شاید یک نفر درآینده، کاری بکند که من ناراحت بشوم. اصلاً این که آیا کار او باید باعث ناراحتی من بشود یا نه؟! این که آیا این احساس و فکر واقعاً درست تعریف شده است یا نه؟! همه و همه را باید مروری دوباره داشت.

گاهی به نگاهمان نگاهی بیندازیم

ببینید! من اصلاً طرفدار این نیستم که یه نفر چند همسر داشته باشه؛ اصلاً جرأتشو ندارم ولی خواهشاً بذارید اینو بگم؛

به این نکته توجه کنید که، طبق آماری که از یکی از افراد مورد اعتماد دریافت کردم، همین الآن افرادی زیادی در دانشکده ی پرستاری یکی از دانشگاه های مطرح کشور هستند که هنوز ازدواج نکرده اند و حاضر هستند بدون مهریه، مردی پیدا بشه که فقط بتونند باهاش دردودل کنند. بابا این ها هم انسانند. احساسات دارند! غریزه دارند! نیاز دارند به ابراز و دریافت محبت!
از طرفی همه خوب می دانیم که طبق آمارهای رسمی کشور، تعداد دختران از پسران بیشتر است.
این چند هزار دختری که بدون همسر مانده اند و نتوانسته اند نیازهای جسمی و روحی خودشان را تأمین کنند تا کی می توانند تحمل کنند؟! حالا تصور کنید تا چند سال آینده این فشار و نیاز طبیعی که مانند تشنگی بدون پاسخ مانده است می توانه چند هزار خانواده را  از هم بپاشونه؟! کما این که تا همین الآن هم اثراتش مشهود است. فقط علنی اعلام نشده. ولی مطمئن باشید تا چند سال آینده علنی تر هم میشه.

خواهشاً یه نگاهی به سایت های همسریابی و دوست یابی و ازدواج موقت غیر رسمی بیاندازید تا دقیق تر لمس کنید چی میگم.

فکر می کنید خدا دلش میخواسته زن را تحقیر کنه که گفته مرد میتونه چند همسر داشته باشه؟! یکم فکر کنید! یکم تأمل کنید! متوجه میشد که وقتی کسی پیدا نشه تا به نیازهای جسمی و عاطفی ای که یک زن یا دختر جوان داره پاسخ بده، چه فاجعه ای میتونه برای خانواده ها و زنان و مردان متأهل و حتی صاحب فرزند، ایجاد بشه!

دیگه خودتون دختر هستید و میدونید که چه کارهایی از دست دخترها بر میاد.

تمام آنچه خدا گفته با حکمت و دلیل بوده ولی ما همش دنبال بهانه ای برای رد کردن حرف خداییم.

میدونم الآن میگید: "ببین چطور داره کار خودشو توجیه می کنه! همش به فکر خودشونند! ببین چطوری به اسم دلسوزی برای اجتماع داره سنگ خودشو به سینه می زنه" ولی یکم اگه فکر کنید و به اوضاعی که توی اجتماع هست با دقت بیشتری نگاه کنید، میفهمید چی دارم میگم و حق میدید.

این سبک از دیدگاه و طرز برخورد با ازدواج، یعنی مانع فساد شدن. یعنی هدفمند کردن زندگی کسی که می توانست زندگی چندین خانواده را از هم بپاشونه. یعنی مانع آلودگی های جسمی و بیماری های لاعلاجی مانند ایدز شدن. یعنی مانع افسردگی و گناه شدن خیلی از مردان و زنان و حتی پسران مجرد. حتی این تجرد می تونه باعث خیلی از بزهکاری های اجتماع که الآن هم شاهد آن هستیم بشود. چه از سمت زنان و چه از سمت مردان. یکی از علل مهم نبود بسیاری از فسادهای اخلاقی در گذشته فکر می کنید چی بوده؟!

اصلاً یکی از اصول، رقابت به منظور ارتقاء کیفیته! این را خدا دقیقاً با این پیشنهادش توی زندگی ما قرار داده! حتی با همدیگه میتونن گروه خوبی تشکیل بدهند و بهترین کسب و کارها و درآمدها را راه اندازی کنند.
ببینید! اگر ازدواج، درست انجام گرفته باشه، مرد و زن همیشه عاشق هم می مونند و هرگز برای همدیگه عادی نمی شوند و فکر خیانت به همدیگه به ذهنشون راه پیدا نمی کنه. ولی خداییش چه تعداد از ازدواج ها، ازدواج موفقه؟! غیر از آمار طلاق رسمی، چه تعداد از زن و مردهایی که باهم زندگی می کنند طلاق عاطفی را تجربه می کنند؟! به نظرتون این خوبه که مرد و زن با هم باشند و بعد از مدتی که برای هم عادی شدند و طلاق عاطفی شکل گرفت، مرد بره بی سر و صدا یه زن یا دختر را صیغه کنه؟! به نظرتون اگه اون زن، خودخواه و به قول خود خانم ها "شیطان صفت باشه" نمی تونه کاری بکنه که اون مرد از همسر اولش –حتی با وجود بچه هایی که داره- جدا بشه؟!!!
همه میدونیم که جواب تمام این سوالات مثبته ولی دوست داریم فقط مثل کبک سرمونو بکنیم زیر برف و وضعیت و مشکلات را انکار کنیم.

حالا به نظر شما این شرایط بهتره یا این که خود زن با همسرش دوستانه، صادقانه و حتی با صمیمیت بگه اگه روزی خواستی همچین کاری بکنی خواهش می کنم به من بگو تا حداقل انتخاب درستی داشته باشی؟!

همه خوب می دانیم که علت بسیاری از جنگ ها و وقایع تأثیرگذار جهان زنان بوده اند. از طرفی پیامبر (ص) در نهج الفصاحه می فرمایند: "اگر زن نبود، مردان همه به بهشت می رفتند." و در جای دیگر می فرمایند: "من از دنیا زن، عطر و نماز را دوست دارم."  و احادیثی از این دست در ارزش بالای زنان.

در ارزش بالای زنان همین بس که تمام دوازده معصوم (ع) از نسل حضرت زهرا (س) بودند.
زنان می توانند باعث به معراج رفتن مرد شوند و اگر از این پتانسیل مثبت آنان درست استفاده نشود، ناخواسته می توانند باعث شوند که خودشان و اطرافیانشان به قعر فلاکت و بدبختی بیافتند.

تمام این موارد در صورتی عملی هست که مرد بتواند عدالت را بین همسرانش رعایت کند. (همان چیزی که خداوند در قرآن گفته) که این مستلزم آموزش است ولی کسی تا به حال در این زمینه فعالیتی نداشته است.
حال دو راه داریم. یا به دلیل این که مردان بلد نیستند عدالت را رعایت کنند، یا همسران در رقابت، ممکن است از روش های ناعادلانه و غیر منصفانه استفاده کنند کلاً منکر وجود مشکلات شویم و همان مسیر گذشته را ادامه بدهیم و یا این که برای این مشکلات و نقاط ضعف راه حل پیدا کنیم و مانع بروز مشکلات بیشتر ناشی از زندگی دختران و پسران مجرد بشویم.

و این تا وقتی که زنان و دختران اجتماع ما تعصب نسبت به دستور الهی دارند، میسر نخواهد شد.

این ایده به اصرار یکی از دوستان در وبلاگ قرار گرفته است ولی نه توصیه می شود و نه مورد تأیید نویسنده است. البته می تواند با نظرات ارزشمند شما به چالش کشیده شود و اصلاحیه های خوبی برای آن بدست بیاید.

منتظر نظرات ارزشمندتان هستیم.