ازدواج آسان

اشتراک تجربیات و راهی به سمت ازدواجی آسان و موفق بر اساس سیره ی نبوی

چون پول نداریم ازدواج نمیکنیم
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٢٠
 

این مطلب واقعاً برای ساده کردن ازدواج کمک کننده است. (برگرفته از وبلاگ خوب مشاوره ی خواستگاری و ازدواج)
 جلسه اول گفتگوی سه نفره(خالق و حاج آقا و من)

من: حاج آقا اجازه؟ در لابی دانشکده ما پسرها چند وقت یکبار، نگاهشان دنبال یک دختر است، عکس و فیلم های موبایل و لب تاپ شان ....
حاج آقا: پسر جانم، نور چشمم، خوب این ها نشان می دهد یک میل خدادادی و غریزی که وقتش در فصل جوانی است در آنها بیدار شده. نه از بهر کین است/ اقتضای طبیعتش این است.
من:  بردگی اقتضای طبیعت؟
حاج آقا: نه جانم. اول درک صحیح نیاز انسانی و سپس ارضای مناسب و رفع نیاز.
در این مورد طبق قانون خالق انسان: ازدواج


من:  طبق همان قانون خالق،ازدواج، شغل و پول می خواهد. تهیه  نفقه و منزل می خواهد. در کل رزق و روزی های اساسی می خواهد.

خالق: ازدواج کنید،اگر فقیر باشید از فضل خود شما را بی نیاز می­کنم(سوره نور، آیه32.)
من:  صادقانه بگم؟ راستش با اینکه خیلی خدمت شما ارادت دارم اما نمی­توانم به این آیه ایمان بیاورم. من فقیرم. چیزی ندارم. چکار کنم؟ دست خودم نیست. می ترسم ازدواج کنم و در این گرانی و تورم اقتصادی گیر کنم.
خالق: "و یهود گفتند: دست خدا بسته است. دستهایشان بسته باد! و به خاطر آنچه گفتند از رحمت الهی دور شدند. بلکه هر دو دست او گشوده است. هر گونه بخواهد، می بخشد. ولی این آیات که از طرف پروردگارت بر تو نازل شده بر طغیان و کفر بسیاری از آنها می افزاید...(سوره ماﺋده، آیه46").
من: ببخشید، اما هنوز هم یقین و ایمانم آنقدر نیست که جرأت کنم با این اوضاع اقتصادی ازدواج کنم. ولی عجب آیه ای بود. من به آیه صفحه قبل(آیه 55 سوره ماﺋده) که آیه ولایت حضرت علی(علیه السلام) است، خیلی ایمان دارم.
خالق: آیات قرآن را تکه پاره کردند و به بعضی ایمان آوردند و به بعضی نه !(آیه 151-سوره نساء)
حاج آقا: عزیز من، قبول داری خودت هم کم کاری هایی می کنی؟ تو دست به سیاه  و سفید نمی زنی. کارهای ساده دانشجویی مثل تایپ، تدریس خصوصی، ترجمه و .... هم انجام نمی دهی. حتی سراغ یک حرفه ی دستی هم نمی روی. شما برو یک مغازه نجاری، تراشکاری (یا هر حرفه ای که دوست داری) و بگو با حقوق کم و حتی بی حقوق ساعت هایی را آنجا کار می کنی (یک فنی یاد می گیری. آن کاسب مغازه دار هم به هر حال یک جوری از خجالت تو در خواهد آمد).
تو! نشسته ای تا جایی اطلاعیه استخدام بدهد  و میز و کولر و چای  برایت فراهم کند و تو آنجا زیر کولر(!) خیلی  زحمت بکشی.
من: بله دیگه. باید حتما یک جای اداری مرا استخدام کند. شأن من اجل از این بحث هاست. من مرد علم و تحقیقم.
حاج آقا: وضعیت استخدام در مملکت شما چطور است؟
من: افتضاح کم است.
حاج آقا: پس چکار کنی؟
من:  نمی دانم.
حاج آقا: فکر نمی کنی مملکت تو نیاز به کار آفرینی دارد. با چندتا از این دوستان خوبت با هم  یک مشکل در حیطه رشته خود، در شهر و حتی استان خود پیدا کنید. شرکتی بزنید و مشکل  شهرتان در آن زمینه را حل کنید. قبول دارم. سخت است. زمین خوردن دارد. سختی کشیدن دارد. اما یک  پیر مرادی در مملکت تو هست  که این همه به کارآفرینی تاکید دارد . او می گویید راه رفتن، زمین خوردن دارد،  تنه زدن دارد، تنه خوردن دارد. اگر بخواهیم زمین نخوریم باید راه نرویم.
من:  قابل تامل است. اما می ترسم جلو بروم و دربمانم. می ترسم روزی ام نرسد. دلم نمی خواهد این جوری باشم. ولی حالا که هستم . مرا هدایت کن.
خالق: آیا انسان گمان می­کند بی هدف رها می شود(سوره قیامت،آیه36). من خلق کرده و هدایت می­کنم(سوره اعلی، آیات 2و3). وشمارا به صورت زوج خلق کردیم(سوره نبأ، آیه8).
حاج آقا: جوان عزیز، پسر جان بابا! خداوند و وعده هایش بسیار گسترده تر از تصور تو هستند. روزی دادن به تو در میان میلیاردها میلیارد مخلوق برای او کاری ندارد. قدرت او بسیار است.
خالق: آیا زمین را (با همه حرکاتش به دور خودش و به دور خورشید) برای شما محل آرامش قرار ندادم(سوره نبأ، آیه6)؟ ما بر فراز شما هفت آسمان محکم بنا کردیم و خورشید را چراغی روشن آفریدیم و از ابرها آبی فراوان نازل کردیم تا به وسیله­­ی آن دانه وگیاه بسیار برویانیم و باغهایی پر درخت(سوره نبأ،آیات14-16).
حاج آقا: می ترسی خدایی که الان تو را روزی می دهد بعد ازدواج روزی تو را قطع کند؟ در حالی که همین تویی که الان جوان رشیدی شده ای، زمانی یک سلول بیش نبودی! چه کسی روزی تو را رسانده  تا به این جا رسیده ای؟
خالق: سپس او را در قرارگاه مطمئنی (رحم) قرار دادیم. سپس نطفه را بصورت علقه(خون بسته)، علقه را بصورت مضغه(چیزی شبیه گوشت جویده شده)، مضغه را بصورت استخوان هایی درآوردیم و بر استخوانها گوشت پوشاندیم. سپس آن را آفرینش تازه ای بخشیدیم. پس بزرگ وپر برکت است خدایی که بهترین آفرینندگان است(سوره مومنون، آیات 13و14). پس ما چه توانای خوبی هستیم! وای در آن روز بر تکذیب کنندگان(سوره مرسلات،آیات 23و24).
من:  از تو سپاسگزارم
خالق: ما راه را به انسان نشان دادیم (سوره انسان،آیه3).

برگرفته از وبلاگ خوب مشاوره ی خواستگاری و ازدواج
http://ezdevaj-moshavere.blogfa.com/post/2