ازدواج آسان

اشتراک تجربیات و راهی به سمت ازدواجی آسان و موفق بر اساس سیره ی نبوی

دوستی با قصد شناخت برای ازدواج
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱۱
 

یه ایده هست. می خواستیم نظرتونو بپرسیم ببینم عملیه که بیشتر روش کار کنیم یا نه؟!
هدف، دوستی با جنس مخالف به قصد شناخت برای ازدواج هست. اگر این روش عملی باشد قطعاً نقطه ی عطفی در اصلاح دیدگاه ما نسبت به زندگی، ازدواج، شناخت قبل از ازدواج و روابط بین دختر و پسر خواهد بود.

منتظر نظرات ارزشمند شما هستیم. آیا به نظر شما این روش درست است؟! آیا موافق با چنین فرآیندی هستید؟ خواهشاً در قالب نظرات، به این پست رأی بدهید. یا به ایمیل ezdevajehasan@gmail.com  ارسال کنید.


ممکنه آنچه در ادامه می خوانید قدری زیاد به نظر برسد ولی خواهشاً مطالعه بفرمایید.

مقدمه: (بیان مشکل)

تمایل به ارتباط عاطفی با جنس مخالف و مسائل جنسی یک گرایش طبیعی و ذاتی در ما انسان هاست که معمولاً از حدود 15 سالگی خودش را نشان می دهد ولی ما یا سرکوبش می کنیم یا می خواهیم از مسیر نادرست نیازهای این گرایش را تأمین کنیم.

از طرفی دلمان می خواهد ازدواج کنیم ولی هنوز تمام امکانات تشکیل زندگی برایمان فراهم نیست. به همین خاطر مجبور می شویم خیلی از گرایش ها و تمایلات خودمان را سرکوب کنیم یا خودمان را سرگرم انجام کارهای دیگری بکنیم و همین خود باعث افزایش سن ازدواج می شود. به علاوه با توجه به فراهم بودن زمینه ی انحرافات مختلف، احتمال این که در مسیر اشتباهی قدم بگذاریم خیلی افزایش می یابد.

چرا نیاییم در مسیری قدم بگذاریم که دوستی و ارتباطمان با جنس مخالف در راستای شناخت طرف مقابل، شناخت تمایلات و علایق خودمان و به هدف ازدواج باشد؟!!!

غربی ها خیلی راحت تر از ما زندگی می کنند، خیلی راحت با هم ارتباط برقرار می کنند، خیلی راحت با هم وقت می گذرانند، خیلی راحت با هم دوست می شوند و از زندگیشان لذت می برند ولی ما با تعصبات و افکار اشتباه خودمان که به اصطلاح اسم اسلام و مذهب هم روی آن می گذاریم زندگی را به کام خودمان تلخ می کنیم، جوانان را از دین گریزان می کنیم و با سختی زندگی می کنیم. از ازدواج و ارتباط با جنس مخالف یک سد بزرگ برای خودمان ساخته ایم؛ درحالی که واقعاً سخت و پیچیده نیست. آنقدرها هم که به نظر می رسد موضوع مهمی نیست به خدا! هدف زندگی رشد است و ازدواج وسیله ای برای رشد؛ ولی ما در روش استفاده از این وسیله مانده ایم. اصل را رها کرده ایم و فرع را گرفته ایم.

آخه چرا ما باید اینقدر سخت زندگی کنیم؟!!!

هنوز این را نپذیرفته ایم که: خیلی از موارد با تغییر فرهنگ و شرایط اجتماع تغییر می کند و ما باید خودمان را با شرایط وفق بدهیم. اصلاً اسلام دین انعطاف پذیر و به روزی است و در خیلی از موارد و دستوراتی که می دهد می گوید: "ببینید آیا با عرف اجتماع هماهنگی دارد یا نه؟" واقعیت این است که شرایط و فرهنگ اجتماع روز به روز در حال تغییر است و اگر ما بخواهیم تعصب بیجا نشان بدهیم، نتیجه، چیزی جز زیان دیدن خودمان نیست. این اشتباه است که بخواهیم با موانع و تهاجمات فرهنگی مقابله کنیم چرا که با هر چیزی مقابله کنید و بر هر چیزی پافشاری و اصرار کنید در مقابل شما مقاومت خواهد کرد. ما نمی توانیم سایت ها و شبکه های مبتذل را فیلتر کنیم یا با روابط نادرست دختر و پسر مقابله کنیم. همانطور که این روش در گذشته جواب نداده است، ادامه ی مسیری که برای مقابله با این تهاجمات می پیماییم مطمئناً در آینده هم نتایج مشابهی به بار خواهد آورد. تا کی باید فقط بشنویم: "آقا فیلم های مبتذل نبینید." "آقا با دختر و پسرها رابطه ی نامشروع نداشته باشید." "گناه نکنید." تا کی باید فقط این فریاد را بشنویم که: "آقا سن ازدواج بالا رفته و چه مشکلات زیادی برای جامعه ایجاد کرده است" ولی هیچ راه حلی برای این مشکل بیان نمی شود؟!!! چرا فقط جوانان را منع می کنید ولی هیچ راه حل و پیشنهادی نمی دهید!!! پس چه باید کرد؟

راه حل چیست؟!!!

باید جایگزین مناسب برای آن فراهم کنیم. بجای تمرکز بر روی مشکل به دنبال راه حل باید باشیم.
دین اسلام دین کامل و راحتی است ولی این ما هستیم که با افکار، اعتقادات و باورهای غلط خودمان این دین را سخت، مشکل و محدود کرده ایم.

اگر والدین به دلیل مشغله های کاری و نیازهای اقتصادی آنقدر سرگرم تلاش برای تأمین معاش زندگی هستند که فرصت توجه به تأمین نیازهای روحی، عاطفی و جسمی ما جوانان را ندارد باید خودمان در این راه قدم برداریم ولی از راه درست و حساب شده.

ایده ای برای حل مشکل:
دختر و پسر بعد از جلسه ی اول خواستگاری ،یا حتی قبل از آن، سعی کنند یک شناخت کلی و اولیه از خانواده ی یکدیگر بدست آوردند و بعد از یک بررسی ساده اگر تناسب ظاهری خانوادگی وجود داشت، یک رابطه ی دوستانه بین خودشان ایجاد کنند؛ با هم بیرون بروند؛ به همدیگر پیام بدهند؛ از خلقیات و افکار یکدیگر برای هم درددل کنند؛ در زمان ناراحتی با هم مشورت کنند و سعی کنند راه حلی برای مشکلات هم باشند. (دقیقاً همان کاری که دو دوست واقعی برای یکدیگر می کنند.)

البته در طی این مسیر باید هدفمند جلو برویم و از کتاب هایی که در مسیر شناخت خودمان و طرف مقابل به ما کمک می کند استفاده کنیم. مانند کتاب "آیا تو آن گمشده ام هستی؟" از باربارا دی آنجلیس.

مزایای این ایده:

1-      با توجه به این که فاصله ی زمانی مسیر خواستگاری تا ازدواج به سبک سنتی محدود و کوتاه است، شناخت کاملی بدست نمی آید و احتمال این که بعد از ازدواج طرفین نتوانند با هم به توافق برسند بسیار زیاد است که این خود یکی از علل اصلی طلاق و جدایی است. در حالی که در این روش به دلیل این که دختر و پسر زمان کافی برای شناخت یکدیگر دارند بدست آمدن شناختی کامل نسبت به خود و طرف مقابل بسیار افزایش می یابد.

2-      می آموزیم چگونه با یک جنس مخالف ارتباط برقرار کنیم؛ چه عواملی باعث شادی و چه عواملی باعث ناراحتی و رنجش او می شود.

3-      تا حدی به نیاز ارتباط با جنس مخالف پاسخ داده ایم (البته به صورت هدفمند، کنترل شده و در راستای شناخت یکدیگر)

4-      وقتی بتوانیم با کسی ارتباط برقرار کنیم و خوشحالش کنیم، اعتماد به نفسمان افزایش می یابد و در راستای خوشحالی بیشتر او قدم بر می داریم و این یعنی همان هدفمند شدن زندگی و رشد فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی.

  • واقعاً به نظر شما چرا اینقدر جوان بیکار داریم؟! مگر نه این که همه ی افراد موفق در کسب و کار می گویند: "کار هست ولی کسی که بخواهد کار بکند نیست!" فکر می کنید علت چیست؟! علت این است که جوان های ما هدف ندارند، انگیزه ای برای کار کردن ندارند.وقتی خیلی راحت در خانواده، همه چیز برایشان فراهم است و همسری هم ندارند که بخواهند برایش لوازم زندگی را تأمین کنند دیگر چرا باید به خودشان زحمت کار کردن بدهند؟!!! آیا همیشه باید دولت بیاید کار را به زور به ما بدهد یا ما باید خودمان دنبال کار باشیم؟!!!

5-      خیلی از بت ها و غول هایی که از ازدواج و روابط با جنس مخالف در ذهن و تخیلاتمان ساخته ایم شکسته می شود.

6-      متوجه می شویم که زندگی ساده تر از آن چیزی است که گمان می کردیم و الزاماً احتیاج نیست که برای شروع یک زندگی مشترک همه چیز فراهم باشد.

7-      اگر توانستیم با هم کنار بیاییم و هماهنگ شویم، هدفمند و با انگیزه در راستای تأمین مایحتاج زندگی تلاش می کنیم و مطمئناً خداوند هم که تلاش ما در راستای امری حلال و درست را مشاهده می کند به ما کمک خواهد کرد و برکت به زندگیمان می دهد. (خودش در قرآنش قول داده است؛ پس مطمئن و آسوده خاطر باشید:)

  • وقتی ما مسیر درست را برویم، هدفمند می شویم، خداوند کمکمان می کند، برکت به زندگیمان می دهد، خیلی راحت کار پیدا می کنیم، از گناه و انحراف جلوگیری می شود و بسیاری مزایای دیگر.

8-      به دلیل این که این دوران جذاب است، انعطاف پذیری در این دوران برای دو طرف خیلی بیشتر است و می توانند بررسی کنند که آیا می توانند با هم هماهنگ بشوند یا نه.

9-      اجباری به ادامه ی ارتباط در صورت وجود اختلاف نظرهای شدید فرهنگی، خانوادگی، فکری، اعتقادی و ... نیست.

10-  پدر و مادرها هم از این ارتباط ما با خبر هستند و کسی به دید بد به ما نگاه نمی کند. استرس و ترس از این که رابطه ما فاش بشود دیگر وجود ندارد.

11-  خیلی از اختلاف نظرها را با خانواده و افراد متخصص به راحتی در میان می گذاریم و به دنبال راه حل آن می گردیم.

12-  دیگر ترس از این که ممکن است در آینده و بعد از ازدواج رابطه های قبل از ازدواجمان فاش بشود و زندگی مشترکمان را خراب کند از بین می رود؛ چرا که این ارتباط کاملاً آگاهانه، کنترل شده و با اطلاع والدین صورت گرفته است.

13-  با توجه به این که قبل از ازدواج برای شناخت افکار، تمایلات، فرهنگ و علایق یکدیگر زمان کم و محدودی داریم با این روش می توانیم این مشکل را برطرف کنیم.

چرا که شناخت طرف مقابل، خانواده، فرهنگ و باورهای او و بررسی این که آیا می توانیم با هم هماهنگ شویم زمان بر است و به همین خاطر خیلی از ماها به خاطر عدم شناخت طرف مقابل، ترس از شکست در ازدواج و ابهاماتی که در ذهنمان داریم و این که به این سادگی ها نمی توانیم برای آن راه حل پیدا کنیم بجای این که مسئله را حل کنیم، صورت مسئله را پاک می کنیم و طرف مقابل را رد می کنیم یا اگر خیلی بخواهیم محتاطانه برخورد کنیم کار را متوقف می کنیم و به بهانه ی ادامه ی تحصیل، نداشتن کار و ... کار را فعلاً متوقف کنید.

  • در خیلی از موارد ما حتی درست خودمان هم خودمان را نمی شناسیم و علتش هم این است که در شرایط و موقعیت های واقعیِ مواجهه با مشکل قرار نگرفته ایم. یعنی این که خیلی از موارد، مشکلات و موانع بعد از ازدواج ایجاد می شود که قبل از ازدواج اصلاً به مخیله ی ما هم نمی گنجید و وقتی بعد از ازدواج با آنها مواجه می شویم، نمی دانیم که چه باید بکنیم و همین باعث می شود که در خیلی از موارد افراد جا بزنند و از هم جدا بشوند.

14-  در بسیاری از موارد، این ترس از تعهد دادن به یک شخص است که مانع ادامه ی ارتباط می شود. نمی خواهیم مسئولیت زندگی مشترک را قبول کنیم و از این پذیرش مسئولیت می ترسیم. ولی با این شیوه می توانیم به یکدیگر کمک کنیم که بر این ترس غلبه کنیم و حدود تعهدات و وظایفی که باید در زندگی مشترک داشته باشیم را روشن کنیم و بررسی کنیم که انعطاف پذیری داریم یا نه.

معایب این ایده:

1-      ممکن است یکی از طرفین رابطه وابستگی عاطفی پیدا کند و در صورت عدم تفاهم طرف مقابل، جداشدن برایش مشکل باشد و آسیب روحی ببیند.

در جواب باید گفت که در ازدواج هم این مشکلات ممکن است ایجاد شود ولی اگر کمی تأمل کنیم متوجه می شویم که ضرر این آسیب روحی بیشتر از آسیب های روحی ناشی از ازدواج اشتباه و حتی بچه های طلاق، دوستی های نادرست -که به صرف داشتن رابطه با یک نفر شکل می گیرد و هیچ تناسبی با فرد ندارد- یا فشارهای روحی و به تبع آن آسیب های جسمی ناشی از سرکوب این نیاز طبیعی نه تنها بیشتر نیست بلکه بسیار کمتر است.

2-      ممکن است بعد از ازدواج با شخصی دیگر، فردی که قبلاً با او در ارتباط بوده ایم برایمان ایجاد مزاحمت بکند.

این مشکل در دوستی های نادرست و غیر هدفمند هم می تواند ایجاد شود پس مورد جدیدی نیست. از طرفی با توجه به این که این روش کاملاً با اطلاع والدین طرفین، آگاهی خانواده ها و شرعی می باشد، اگر یکی از طرفین قصد مزاحمت داشته باشد، همه از نیت سوء وی مطلع می شوند و می توانند به سادگی این مشکل را –حتی به صورت قضایی- حل کنند و این مزاحمت باعث از دست رفتن اعتماد همسر فرد نسبت به او نخواهد شد.

3-      ممکن است یک نفر فقط به قصد ارتباط با ما وارد این فرآیند بشود و قصد ازدواج نداشته باشد و از ما سوء استفاده کند.

در ابتدا باید گفت که این مورد در ارتباطاتی که اطرافیان مطلع نیستند بسیار محتمل تر است؛ با این حال احتمال این مورد با توجه به آگاهی والدین و همراهی آنها و رعایت فرآیند کنترل شده ی شناخت و با همراهی مشاوران، بسیار کاهش می یابد و حتی می تواند به صفر برسد.

و در آخر:
یکی از اشتباهات بزرگ ما مسلمانان که خیلی داره بهمون ضرر می زنه اینه که ما خیلی از حلال ها را حرام و خیلی از حرام ها را حلال کرده ایم.
وقتی پدر و مادر طرفین اجازه می دهند برای شناخت با هم ارتباط داشته باشیم و برویم بیرون، یعنی تا این مرحله با ما و کاری که انجام می دهیم موافق هستند. پس چرا نیاییم با یک صیغه ی محرمیت –حتی موقت- به گونه ای رفتار کنیم که خدا هم راضی باشد و کار حرامی انجام نداده باشیم؟!!! این صیغه را حتی خود دختر و پسر هم می توانند بخوانند و با توجه به این که برای دختر اجازه ی پدر شرط است، وقتی که پدر و مادر دختر و پسر اجازه ی ارتباط در راستای شناخت قبل از ازدواج را می دهند، این به این معنی است که پدر دختر با ارتباط به قصد شناخت موافق است و اجازه برای شناخت را می دهد پس اجازه برای صیغه مشروط وجود دارد. یعنی این که حدود و شروط ارتباط جسمی و حتی نگاه را مشخص می کنیم و این دقیقاً همان چیزی است که اسلام گفته است. حال دیگر تصمیم با ماست که با تعصب بیجا کاسه ی داغ تر از آش بشویم و حلال خدا را حرام کنیم یا درست، ساده و با راحتی و لذت زندگی کنیم.

87)یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تُحَرِّمُواْ طَیِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللّهُ لَکُمْ وَلاَ تَعْتَدُواْ إِنَّ اللّهَ لاَ یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ - اى کسانى که ایمان آورده‏اید! چیزهاى پاکیزه را که خداوند براى شما حلال کرده است، حرام نکنید! و از حدّ، تجاوز ننمایید! زیرا خداوند متجاوزان را دوست نمى‏دارد.

1)یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَکَ تَبْتَغِی مَرْضَاتَ أَزْوَاجِکَ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ - اى پیامبر! چرا چیزى را که خدا بر تو حلال کرده بخاطر جلب رضایت همسرانت بر خود حرام مى‏کنى؟! و خداوند آمرزنده و رحیم است.

چرا زندگی با اسلام و مسلمان بودن را خودمان برای خودمان سخت می کنیم؟!!!

منتظر نظرات ارزشمند شما هستیم.

خواهشاً موافقت یا مخالفت خودتون با این ایده را در قالب نظرات ارسال بفرمایید یا به آدرس ایمیل ezdevajehasan@gmail.com  ارسال کنید.