ازدواج آسان

اشتراک تجربیات و راهی به سمت ازدواجی آسان و موفق بر اساس سیره ی نبوی

میشه راحت زندگی کرد و لذت برد، فقط باید دیدمونو عوض کنیم
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ۸:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱٦
 

اگه فکر می کنید به این سادگی ها نمیشه دیدمان را عوض کنیم و با لذت زندگی کنیم خواهشاً داستانی که در ادامه میاد رابخونید. اگه نظرتون باز هم همین بود هرچی شما گفتید من قبول می کنم.


«توی اتوبوس نشسته بودم که یه آقا با چندتا بچه ی قد و نیم قد وارد شدند. بچه ها خیلی سر و صدا و ناآرومی می کردند و از سر و کول هم بالا می رفتند ولی پدرشون اصلی توجهی نمی کرد که بچه هاش اتوبوس را گذاشتند رو سرشون! اصلاً انگار عین خیالش نبود که یه مکان عمومیه! تو حال خودش بود! دیگه خیلی عصبانی شده بودم؛ رفتم جلو بهش گفتم: "آقای عزیز! خواهشاً بچه هاتونو کنترل کنید! اتوبوسو گذاشتند رو سرشون!"

مرد با آرامی و بغض جواب داد: "ببخشید، شرمنده ام. اصلاً حواسم نبود. عذرخواهی می کنم. الآن از بیمارستان می آییم. مادر بچه ها تازه فوت کرده و من الآن نمی دونم چکار باید بکنم. اصلاً متوجه نشدم. شرمنده!"

اتوبوس به ایستگاه رسید و مرد، بچه را دور خودش جمع کرد و از اتوبوس پیاده شدند.

انگار یه سطل آب یخ رو سرم ریخته بودند. خشکم زده بود. از این برخوردم خیلی پشیمان بودم. دیگه نمی دونستم باید چکار بکنم. اصلاً یادم رفته بود کجا دارم میرم.»

یه بار دیگه این داستان را بخونید. اگه شما هم بودید در نگاه اول تو دلتون به این مرد ناسزا می گفتید ولی وقتی متوجه شدید چه مشکلی دارد بهش حق دادید و حتی اگر کاری هم از دستتان بر می آمد برایش انجام می دادید.

چه چیزی باعث شد احساس شما در عرض چند ثانیه از نفرت به محبت و ترحم تبدیل شود؟!

آیا این همان چیزی نیست که باعث میشه انسان بتونه باهاش سختی های زندگی و مشکلات را به دید دیگه ای ببینه و از زندگیش و نعمت هایی که داره لذت ببره؟

باز هم به نظرتون نمیشه انسان خیلی سریع و راحت دیدگاه و افکارش را عوض کنه و روابطش با بقیه را اصلاح؟!!!