ازدواج آسان

اشتراک تجربیات و راهی به سمت ازدواجی آسان و موفق بر اساس سیره ی نبوی

اول تکلیفتونو با خودتون روشن کنید تا ...
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ٧:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱٦
 

نه خودتونو بازی بدید و نه با احساسات و زندگی بقیه بازی کنید.

آقا بذار رک بگم! نمی دونیم از خودمون، آینده و زندگی مشترکمون و همسرمون چی می خواهیم!

برای همین هم با قطعیت در مورد خصوصیات خودمون و طرف مقابل حرف نمی زنیم و ملاک های قاطعی برای تصمیم گیری نداریم. مثلاً اگه سن پسر از دختر کمتر باشه، چون دختر خیلی قاطعانه نمی دونه چی می خواد میگه: "خب بذار حالا بیاد اگه دلم نخواست میگم، "نه!". خلاصه این که بعد از مدتی رفت و آمد و جلسات مختلف درمیاد میگه: "اصلاً من اگه با یکی کوچیکتر از خودم ازدواج کنم احساس می کنم برادر کوچیکترمه و همش باید براش مادری کنم!" ...

آقا پسرها با شما ها هم هستما!!! می دونید با این کارتون دارید چکار می کنید!


این همه وقت، هزینه و صحبت هایی که شده به یک طرف، با احساسات بقیه بازی کردن هم یه طرف دیگه. چطوری با این خاطرات تلخ و شیرینی که برای طرف مقابل گذاشتید بعد از گذشت چندین جلسه چنین حرف می زنید؟! آخه این درسته؟!!!

شما که تکلیفت با خودت روشن نیست؛ نمی دونی چی می خوای برا چی با احساسات، وقت و عمر یه نفر دیگه این طوری بازی می کنی؟!

اول ببینید چی هستید؛ کی هستید؛ چی می خواهید و چه انتظاراتی از طرف مقابلتون دارید و بعد به خواستگاری بروید و اجازه بدهید خواستگار براتون بیاد که این مشکلات درست نشه.