ازدواج آسان

اشتراک تجربیات و راهی به سمت ازدواجی آسان و موفق بر اساس سیره ی نبوی

مهریه و جهزیه
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ٩:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۱٧
 

آیا این روش درست است؟


خواهشاً خواهرا زود جبهه نگیرید؛ در مورد جهزیه هم بحث های شیرینی داریم که بعداً خواهیم گفت لبخند

نظرتان درموردمهریه چیست و چه مبلغی را در نظر می گیرید؟
با توجه به آنچه در قرآن آمده است: «وَآتُوا النِّسَاءَ صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَهً؛ «2» و مَهریه‏هاى زنان را (به عنوان هدیه یا) بدهى به آنان بپردازید.»
«صدق» جمع صداق، از ریشه صدق به معناى راستى، و در مقابل دروغ است‏
«فریضه» از ریشه فرض و به معناى جدا کردن چیزى، علم و تقدیر است‏
یعنى به این جهت به مهر صداق گفته مى‏شود که نشانه راستین بودن علاقه مرد است و به این خاطر بدان نحله گفته‏اند که در مقابل آن، عوض مالى وجود ندارد، و به این دلیل فریضه نام گرفته که بر مرد واجب و مقدر است که آن را بپردازد. از این رو مهریه باید مبلغی باشد قابل پرداخت. چرا که عندالمطالبه است. و بر مرد واجب که آن را بپردازد. حال بماند که ما خودمان با توجیحات و کلاه بر سر خود گذاشتن آن را عندالاستطاعه کرده ایم.

مهر عطیه است نه قیمت‏!:
متاسفانه برخى با توجه به فرضیه‏هاى ذهنى خود و یافته‏هاى تحمیل شده بر تاریخ، بر این باورند که دادن مهریه به زن از سوى شوهر به معناى پرداخت قیمت زن و خریدن او است! حال آنکه ریشه مهر از جاى دیگر و براى چیز دیگراست.
تفاوت هایی در آفرینش زن و مرد وجود دارد، از جمله این که: در مرد عشق و طلب وجود دارد، و در زن جمال و غنا؛ از طرفی در طول تاریخ ثابت شده است که تأثیر زن بر مرد، از تأثیر مرد بر زن بیشتر بوده است. بسیارى از هنرنمایى‏ها، دلیرى‏ها، نبوغ‏ها، موفقیت‏ها و حتى پیروزى در جنگ‏ها و ... برخاسته از اثر بخشى همین قدرت است.
با توجه به ویژگى طلب و تقاضا و نیز تاثیرپذیرى مرد از زن از یک سو، و زیبایى و غنا، قدرت کنترل، آزرم و حیا، ربایش و قدرت اثر بخشى زن از سوى دیگر، مرد را برای پیشکشى هدیه‏اى به نام مهر، که نشانگر صداقت او درعلاقه و محبت به همسرش می باشد تشویق کرده است.
فرض کنید، شما دوستی دارید که می خواهید با خرید یک هدیه –حتی یک شاخه گل- او را خوشحال کنید و نشان دهید که به او توجه می کنید، آیا امکان دارد که به او بگویید: ببین من شما را خیلی دوست دارم و درسر دارم که هدیه ای برای شما بخرم ولی این هدیه ای که من می خواهم برای شما بخرم آنقدر بزرگ است که حالا پول ندارم، بگذار برای بعد، باشه؟!
قول می دهم که بعداً حتما برایت بخرم.
حال در مورد مهریه هم همین است با این تفاوت که شما در حضور چندین نفر دیگر هم شهادت می دهید که به قولتان عمل کنید و همه ی ما خیلی خوب می دانیم که خیلی از افراد، با وجود استطاعت تا به حال اصلاً مهر همسرانشان را – که وظیفه ی شرعی و قانونی آنهاست- پرداخت نکرده اند، حتی اگر آنها راضی هم باشند، ولی مگر آنها قول نداده اند؟! مگر دستورات قرآن را نباید رعایت کرد:
الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَوْفُواْ بِالْعُقُودِ
وَالَّذِینَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ
وَلاَ تَقْفُ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ کُلُّ أُولئِکَ کَانَ عَنْهُ مَسْؤُولاً
در حدیثی از رسول اکرم (ص) داریم که: لا دِینَ لِمَنْ لَا عَهْدَ لَهُ
حال من چگونه عهدی ببندم، امضا هم بکنم و تعهد هم بدهم، درحالی که نمی توانم آن را اجرا کنم؟!
عمل نکردن به این خود نشان از این دارد که در سایر دستورات دینی هم سستی می کنم و به نفع خود رأی می دهم. (اسلام را طبق منفعت خودم تعریف می کنم و می پذیرم.)
دیگر قضاوت نهایی با شماست که این حرف ها از روی احساس یا هوس است یا ... .

====================================================

====================================================

آقا، چقدر انتظار دارید همسرتان جهیزیه داشته باشد ؟
برایم فرقی نمی کند، اصلاً این وظیفه ی دختر و خانواده اش نیست که جهیزیه تهیه کنند، بلکه وظیفه ی مرد است،  به هر حال این مربوط می شود به همراهی، همفکری و همکاری والدین و نظر آنها، حال اگر بخواهند کمکی به شروع زندگی بکنند هم، از بزرگواریشان است. نباید از ابتدای زندگی انتظار فراهم بودن همه چیز را داشت، اینها هم با تلاش زحمت دو نفر، همفکری و همکاری آنها و لطف خداوند، به مرور زمان بدست خواهد آمد. مهم همدلی و همراهی دو خانواده است.
شروع زندگی با جهیزیه کم امکان دارد. (ضروریات زندگی)

=====================================================

=====================================================

مهریه ی زیاد حرام نیست ولی بر خلاف سنت پیامبر است و بدعت؛ شکستن بدعت هم ثواب بسیار زیادی دارد و تا آخر دنیا هرکس به رسم جدیدی که شما پایه گذاری کنید عمل کند شما هم در ثواب آن شریکید؛

اصلا پیامبر برای شکستن بدعتهای غلط بشر آمده است.

بدعت یعنی رسمی که بر خلاف اسلام باشه (ایجاد رسم جدید در جامعه بر خلاف اسلام)

بله درست است که ما پیامبر نیستیم ولی پیامبر برای کی آمده؟ برای خودش؟!

اگر من و شما به حرف پیامبر گوش ندیم کی گوش بده؟ اوباما؟!

همینه که امام حسین ع یار نداشتند؛ همه گفتن ما که امام حسین ع نیستیم

 

حالا شما به دختر چی بگید که تاثیرگذار باشه؟!

بگید: الان رسمهای غلط زیادی در جامعه رشد کرده؛ من نمی توانم کل جامعه را اصلاح کنم ولی حداقل دوست دارم ازدواج خودم یک الگویی باشه و مورد رضایت حضرت علی ع باشه تا یه الگوسازی باشه، هرچند کوچک.

بالاخره در حد فامیلهای خودمان می توانیم تاثیرگذار باشیم و بت رسومات را بشکنیم!

کسانی هستند که دین را فقط تا جایی که برایشان خطری ندارد می خواهند.
خدا در قرآن می گوید: نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَکْفُرُ بِبَعْضٍ

یعنی بعضی از دستورات دین را قبول دارن بعضیش را قبول ندارند.

رسمها مثل غده سرطانی چسبیده به جامعه. ممکنه شمایی که داری این مطلب رو می خونی مشکلی نداشته باشی ولی خیلی ها به خاطر این رسمها نمی توانند ازدواج کنند و کسانی که این رسمها را تقویت و تایید می کنند شریک جرمند؛ این رسمها بتهای ما هستند که باید شکسه شوند.

 

خوب خانواده ی دختر می تونند بگویند که ما که دخترمون رو از سر راه نیاورده ایم که! ‫ما از کجا بدونیم شما فردا ننری دوباره زن بگیری؟!

اینها همه جواب داره! این حرفها منطقی و درست نیست. البته جنگیدن با این رسومات هم ساده نیست.

می تونید بگید: یعنی اگر مهریه زیاد باشد تضمین خوشبختی است؟

طلاق دو نوع است

طلاق عملی

طلاق عاطفی

مردهایی که مهر زنشان زیاد است و زنشان را نمی خواهند و از مهریه می ترسند زنشان را طلاق عاطفی می دهند یعنی در یک خانه زندگی می کنند ولی از نظر عاطفی جدا هستند لازم نیست که حتما زن را در دادگاه طلاق بدی مهر که زیاد باشه طلاق، عاطفی میشه؛ مهریه و عاطفه هیچ ربطی به هم ندارن

 

‫خوب می گویند که شما اگه دختر ما رو دوست داری و به ما اعتماد داری که نباید نگران این مسائل ساده باشی، "کی داده کی گرفته؟!"

می دونید که اگر شما نتونید مهر را بدی و نیت پرداختش را نداشته باشی عقد اشکال دارد؟!

پس بگویید: من دختر شما را از صمیم قلب دوست دارم ولی عاقل هم هستم.

 

خوب می گویند شما عندالاستطاعه بده!، ‫خرد خرد بده، ‫مثلا ماهی یک سکه
بگید: من شاید بتوانم؛ دیگرانی که نمی توانند و ما برای آنها فرهنگ سازی می کنیم چی؟!

می گویند شما چکار به دیگران دارید، به فکر خودتون باشید.
بگید: علاقه لازم نیست در قالب مهریه باشد؛ من خودم غیر از مهریه بهش هدیه میدم؛ هر وقت داشتم بهش سکه هدیه میدم
باید حتما مهریه باشه؟، امامان هم همین کار را می کردند، امامها هیچوقت از مهر السنه بیشتر عقد نمی کردند ولی هدیه می دادند، نه به اسم مهریه، به اسم هدیه!
مثلا کل مهریه را نقد می دادند به اندازه مهر السنه، اگر بیشتر می خواستند بدهند هدیه می دادند، مهرالسنه را همیشه رعایت می کردند.
اسلام این است!

حالا دیگه این مربوط به شماست؛ دوست داری اسلام را رعایت کن، دوست داری رسوم جامعه رو!

ولی در این صورت شما رسوم را پرستیدی و این شرک است.

 

‫خوب می گویند آمدیم و شما توزرد از آب در اومدی، کی دختر مارو کمک کنه، از کجا حمایت مالی بشه؟ تازه بهش هدیه هم ندادی!

بگویید: تحقیق کنید!، مگه مهر زیاد باشه من تو زرد نیستم؟!، چه ربطی دارد؟، این ازدواج است معامله نیست که!

 

‫می گویند حالا اون وقت اگه تو زرد باشی، حداقل دخترمون می تونه برای خودش استقلال مالی داشته باشه.

بگید: اصلا چرا بحث می کنید؛ قرآن میگه:

لَّقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن کَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَالْیَوْمَ الْآخِرَ وَذَکَرَ اللَّهَ کَثِیرًا

این یعنی چی؟

یعنی پیامبر الگوی شماست

پیامبر هم مهر السنه را درست کردند برای همین، و همه امامان هم از این سنت تبعیت می کرند، حالا شما دوست دارید سنت پیامبر را انجام بدید، دوست ندارید سنت مردم را، زور که نیست، انسان اختیار دارد.

در کربلا هم مردم بین دوراهی بودند، امام حسین ع بیعت را برداشت و واجب نبود کسی بره کمکش؛

الان هم مهریه کم واجب نیست، ولی سنت است، هرچیزی قیمتی داره، قیمت رضایت امام حسین ع هم کشته شدن بود.

شمایی که آبروی خودت را حاضر نیستی برای رضایت و اجرای سنت پیامبر بدی، آیا در کربلا می رفتی جانت را بدی؟

 

میگن یکی هی می گفته کاش من در کربلا بودم می رفتم کمک، یه شب خواب میبینه در کربلاست، شمشیرها و اینها را که میبینه، جیم میشه دِ فرار!

 

حتما حالا می گید با این حرف ها تازه اوضاع رو خراب می کنیم!
شاید این طور به نظر برسه ولی باید ببینید برای کی و چی می خواهید ازدواج کنید؟! برای خدا یا برای خودتون؟

این مشکل از جامعه است، مشکل از شما نیست.

ولی من نمی گویم که این طوری صحبت کنید؛ خودتان هم ابتکار داشته باشید، با زبان خوش تر بگید. می  توانید خودتان اول با دختر هماهنگ کنید و با خانواده هایتان جدا صحبت کنید و بگید ما می خواهی الگو باشیم؛ باید خانواده ها را آگاه کنید.

 

خوب، اگه خودِ دختر نذاشت در این مورد صحبت کنیم چی؟ چطوری راضیش کنم؟

از رسوم اشتباه شروع کنید؛ مستقیم نرید سراغ مهریه، اصلا نگید مهریه، کلا بگید رسوم اشتباه، که البته فقط مهریه هم نیست؛ ماشین عروس، کفش عروس، لباس عروس، غذای عروسی و... هر کدامی هزار جور قانون داره؛

"اگر گل توی دست عروس فلان نباشه آبرومان میره"، فلان میشه، بهمان میشه، کفش عروس باید فلان باشه، هزار جور این رسومات هست.

ببینید اگر مهریه را طبق رسوم شروع کنید تا آخرش باید برید، دیگه دست شما نیست؛ اگر رسومات را قبول کنید، تا آخرش همینه، دیگه نمیتوانید جلوش را بگیرید، مهریه اولیشه، در کل دست خودتونه.

ببینید دو حالت هست:

باید ببینید خانواده ها می خوان طبق اسلام رفتار کنن یا رسوم

اگر طبق رسوم، شما نباید ساکت باشید؛ تا حالا جوانها ساکت بودن و همین شده که میبینید؛ همه میگن به ماچه که جامعه را اصلاح کنیم؛ نتیجشم همینه که ازدواج شده غول؛ ازدواج خیلی ساده است و این بستگی به عمق نفوذ رسومات در فکرشان دارد.

شما باید بگید، جدی هم بگید، اگر شل بگید به شما توجه نمی کنن، بالاخره این یه بته که باید شکسته بشه.

خودتان هم فکر کنید، ببینید چجوری بهتره، من خانواده ی شما را نمی شناسم.

 

می دونید به حضرت یوسف ع چرا علم تعبیر خواب دادند؟، چون به زلیخا پاسخ منفی داد؛ اینها امتحانهای خداست. خدا سالی یکبار آدم را امتحان می کند، یعنی همه آدمها امتحان میشن، اگر قبول بشن رشد معنوی می کنن، خدا یه چیزی بهشان میده، پیامبرها هم برای این پیامبر شدن که این امتحان ها را قبول می شدند. این می تونه در مورد ازدواج و این که مهریه رو کم بگیریم و عرف شکنی کنیم هم صادق باشه.

أَوَلَا یَرَوْنَ أَنَّهُمْ یُفْتَنُونَ فِی کُلِّ عَامٍ مَّرَّةً أَوْ مَرَّتَیْنِ ثُمَّ لَا یَتُوبُونَ وَلَا هُمْ یَذَّکَّرُونَ ﴿التوبة: ١٢۶﴾

دختر/پسر قحطی نیست که!، شهرهای دیگر هم هست.

 

وَوَصَّیْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَیْهِ حُسْنًا وَإِن جَاهَدَاکَ لِتُشْرِکَ بِی مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿العنکبوت: ٨﴾

پرستیدن رسومات شرک است، رسومات بت هستند، مخصوصا وقتی چیزی با اسلام تناقض داره.

البته تا جایی که میشه سعی کنید که کدورت ایجاد نشه ولی بدانید، وقتی بحث نارضایتی خدا هست قضیه فرق می کنه

 

رک به خانواده ی خودتان بگید من با مهریه زیاد مخالفم

بیشتر والدین باورشون نمی شه که مثلا ما بگیم 14 تا سکه و اون ها هم قبول کنند؛ ‫می گویند آدم نباید حرفی بزنه که تو دهنش بزنند؛

اگر تو دهنی به خاطر خدا باشه شیرینه، خدا حساب می کنه،نگران نباش. من سکت نجی

یعنی در زندگی کم حرف بزن، و حرفهای بی فایده اصلا نزن، و قبل حرف فکر کن. کلا کم حرف بزن، مخصوصا حرفهای الکی و بی فایده

موفق باشید