ازدواج آسان

اشتراک تجربیات و راهی به سمت ازدواجی آسان و موفق بر اساس سیره ی نبوی

چرا قبل از عاشق شدن دوست نداریم سؤالی بپرسیم؟
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ۸:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/۱۸
 

به اندازه ی کافی سؤال نمی پرسیم:

ما در خریدهای خود بدون تحقیق و بررسی کردن و سؤال پیچ کردن فروشنده تا زمانی که کاملاً مطمئن شویم در خرید خود اشتباه نکرده ایم خریدی انجام نمی دهیم. اگر از ماشینی خوشمان بیاید آن را با موارد مشابه آن مقایسه می کنیم، در مورد ضمانت نامه های آن، سوخت مصرفی آن، قیمتش و ... بررسی و تحقیق می کنیم و این طور نیست که بگوییم حالا که ازش خوشم آمده دیگر هیچ چیز دیگری مهم نیست. نمی گوییم: "صحبت کردن در مورد این چیزها باعث می شود احساس هیجانی که الآن دارم را خراب کند. چیزی که مهم است این است که من از این ماشین خوشم آمده. به این ماشین احتیاج دارم و می دانم که برای من ساخته شده."

می بینید چقدر مسخره است؟!!!


ولی متأسفانه بسیاری از ما قبل از شروع یک رابطه حتی آنقدر که موقع خرید یک جفت کفش سوال می کنیم، پرس و جو نمی کنیم. با این کار فرصت کشف خیلی از چیزها در مورد شریک زندگی آینده مان را از دست می دهیم که می تواند در موفقیت یا شکست رابطه ی ما سرنوشت ساز باشد.

1-      رمانتیک نیست:

چون مانند مصاحبه کردن می ماند و این حس هیجان و رمانتیک شما را از بین می برد برای همین برای شام با هم بیرون می روید، خرید می کنید و همان کارهایی که در فیلم ها یا کتاب های عشقی وجود دارد را انجام می دهید چون نیازی نمی بینید درباره ی طرفتان سوالات زیادی از او بپرسید.

«ممکن است پرسیدن سوال از شریک زندگیتان برای آنکه بیشتر در مورد او بدانید رمانتیک به نظر نرسد ولی این تنها را هوشمندانه ای است که کسی را واقعاً بشناسید.»

2-      نمی خواهید پاسخ را بدانید:

چرا این رفتار را می کنیم؟

چون

1-      بالاخره کسی پیدا شده که حاضر است به شما تعهد ازدواج کردن و شروع کردن زندگی مشترک را بدهد یا

2-      دیگر خسته شده اید و فقط می خواهید سروسامان بگیرید.

3-      ممکن است از آنچه می شنوید خوشتان نیاید.

به همین خاطر از بحث کردن در مورد هر چیزی که احتمال داشته باشد رویاها و خیالات شما را در مورد فرد مورد نظرتان خراب کند اجتناب می کنید. (رویاهای مرا با مواجه کردن من با واقعیت خراب نکن)

ç آنقدر خودمان را سرگرم پیدا کردن دلیل برای عشق ورزیدن به او می کنیم که فرصت نداریم دنبال دلایلی برای این که نباید به او عشق بورزیم باشیم.

3-      نمی خواهیم شریک زندگی مان هم متقابلاً سوالاتی درباره ی ما بپرسد:

چرا این رفتار را می کنیم؟

1-      ممکن است پاسخی بشنویم که خوشمان نیاید. مثلاً با جواب دادن به این سوال او، ما را رد کند ç در این حالت ما از پاسخ دادن به سوالات شریک زندگیمان طفره می رویم.

2-      ممکن است درمانده شده باشیم و او تنها موردی باشد که در حال حاضر داریم و بخواهیم او را از دست ندهیم.

3-      بیشتر وقتی اتفاق می افتد که:

  • از خودتان یا زندگیتان راضی نباشید.
  • از گذشته ی خودتان خجالت بکشید یا هنوز آن را نپذیرفته اید.
  • در مورد کارهایی که درحال حاضر انجام می دهید احساس گناه می کنید.
  • تصور خوبی از خودتان نداشته باشید

اگر از آن کسی که هستید یا بوده اید ناراضی هستید، ناخودآگاه با کنکاش نکردن زیاد در زندگی شریک زندگیتان از خودتان حمایت می کنید. مثل این است که بگویید: "من کاری به کار تو ندارم، تو هم کاری به کار من نداشته باش"

ناآگاهی یک امتیاز نیست.

آنچه نمی دانید به شما لطمه خواهد زد.

هرچه اطلاعات بیشتری داشته باشید، بهتر می توانید در مورد شخص قضاوت کنید که آیا جفت مناسبی برای شما هست با نه. هرچه اطلاعات کمتری داشته باشید احتمال این بیشتر می شود که خشمگین، ناامید یا دل شکسته شوید.

موضوعاتی که باید در موردش سوال کنید:

1-      وضعیت خانوادگی و کیفیت روابط خانوادگی او

2-      روابط گذشته که دلایل به هم خوردن آنها

3-      درس هایی که از تجارب زندگی آموخته است.

4-      اصول اخلاقی، ارزش ها و اخلاقیات.

5-      نگرش او در مورد عشق، تعهد و ایجاد ارتباط.

6-      اعتقادات مذهبی یا روحانی او.

7-      اهداف شخصی و حرفه ای.