ازدواج آسان

اشتراک تجربیات و راهی به سمت ازدواجی آسان و موفق بر اساس سیره ی نبوی

فکر نکنید من خیلی بی احساسم
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ۸:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٢٠
 

به خدا منم مثل شما هستم. عاشق میشم. احساس تعلق و علاقه پیدا می کنم ولی وقتی کسی که احساس می کنید دوستش دارید، هیچ علاقه ای به شما نداره و به هر دری هم که می زنید شما را قبول نمی کنه، به نظر شما دیگه چکار میشه کرد؟!

به خدا منم دلم میگیره. ناراحت میشم. بعضی وقتا احساس می کنم یه چیزی تو گلوم گیرکرده و نمیذاره نفس بکشم. احساس خفگی بهم دست میده ولی کاری از دستم برنمیاد.


توی چنین وقتایی چه کاری از دست آدم برمیاد جز این که سعی کنه با کنترل افکارش خودشو آروم کنه؟!

به نظرتون درسته که آدم به خاطر کسی که اصلاً بهش علاقه ای نداره خودشو به آب و آتیش بزنه؟!، آخه وقتی طرف حاضر نیست حتی به حرف های شما گوش کنه. حتی حاضر نیست به شما اجازه بده بهش کمک کنید و بررسی کنید که آیا اصلاً میشه مشکلات را با هم حل کرد یا نه، دیگه میشه چه کار کرد؟
آخه با عشق یک طرفه که نمیشه از زندگی لذت برد.

ازدواج یک رابطه ی دوطرفه است. باید هر دو طرف توش احساس خوشبختی و لذت داشته باشند.

این که هنر نیست که به خاطر کسی که شما را دوست نداره خودتونو نابود کنید!؛ باید بپذیرید که طرف هیچ علاقه ای به شما نداره و نگرانتون نیست. این طوری آروم میشد. مطمئن باشید این سختی ها و فشارها ثواب داره و إن شاءالله خدا کمکتون می کنه.
فقط باید باور داشته باشید که هرچی خدا بخواد همون بهترینه.

البته منظور این نیست که بدون این که برای شناخت طرف و رفع ابهامات و ترس هایی که دارید تلاش کنید بخواهید با استخاره از خودتون رفع مسئولیت کنید و بعدشم بگید که: "خواست خدا بوده"!!!
 اول از همه باید با تمام وجود تلاش کنید و بعد بسپارید به خدا. همین بهترین نوع استخاره و توکل هست.

اگه تونستید طرف را مجاب کنید که امکانش هست که افکارش و احساسش تغییر کنه و قبول کنه با شما ادامه بده، میشه تا حدی امیدوار بود ولی اگه بخواهید فقط خودتونو گول بزنید و کاری کنید که طرف از روی ترحم با شما ادامه بده؛ هم به خودتون ظلم کرده اید و هم به او. و به احتمال زیاد هم آخرشم طرف رد می کنه و روح و احساس هردوتون اذیت میشه که چرا تا اینجا ادامه داده اید.