ازدواج آسان

اشتراک تجربیات و راهی به سمت ازدواجی آسان و موفق بر اساس سیره ی نبوی

مهریه و جهزیه

به قسمت مهریه و جهزیه در صفحه ی اصلی مراجعه کنید.

 

خواهشاً خواهرا زود جبهه نگیرید؛ در مورد جهزیه هم بحث های شیرینی داریم که بعداً خواهیم گفت لبخند

مهره زياد حرام نيست ولي بر خلاف سنت پيامبر است و بدعت؛ شکستن بدعت هم ثواب بسيار زيادي دارد و تا آخر دنيا هرکس به رسم جديدي که شما پايه گذاري کنيد عمل کند شما هم در ثواب آن شريکيد؛

اصلا پيامبر براي شکستن بدعتهاي غلط بشر آمده است.

بدعت يعني رسمي که بر خلاف اسلام باشه (ايجاد رسم جديد در جامعه بر خلاف اسلام)

بله درست است که ما پيامبر نيستيم ولي پيامبر براي کي آمده؟ براي خودش؟!

اگر من و شما به حرف پيامبر گوش نديم کي گوش بده؟ اوباما؟!

همينه که امام حسين ع يار نداشتند؛ همه گفتن ما که امام حسين ع نيستيم

 

حالا شما به دختر چی بگید که تاثیرگذار باشه؟!

بگید: الان رسمهاي غلط زيادي در جامعه رشد کرده؛ من نمي توانم کل جامعه را اصلاح کنم ولي حداقل دوست دارم ازدواج خودم يک الگويي باشه و مورد رضايت حضرت علي ع باشه تا يه الگوسازي باشه، هرچند کوچک.

بالاخره در حد فاميلهاي خودمان مي توانيم تاثيرگذار باشيم و بت رسومات را بشکنيم!

کساني هستند که دين را فقط تا جايي که برايشان خطري ندارد مي خواهند.
خدا در قرآن می گوید: نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ

يعني بعضي از دستورات دین را قبول دارن بعضيش را قبول ندارند.

رسمها مثل غده سرطاني چسبيده به جامعه. ممکنه شمایی که داری این مطلب رو می خونی مشکلي نداشته باشي ولي خيلي ها به خاطر اين رسمها نمي توانند ازدواج کنند و کساني که اين رسمها را تقويت و تاييد مي کنند شريک جرمند؛ اين رسمها بتهاي ما هستند که بايد شکسه شوند.

 

خوب خانواده ی دختر می تونند بگویند که ما که دخترمون رو از سر راه نیاورده ایم که! ‫ما از کجا بدونیم شما فردا ننری دوباره زن بگیری؟!

اينها همه جواب داره! اين حرفها منطقي و درست نيست. البته جنگيدن با اين رسومات هم ساده نيست.

می تونید بگید: يعني اگر مهريه زياد باشد تضمين خوشبختي است؟

طلاق دو نوع است

طلاق عملي

طلاق عاطفي

مردهايي که مهر زنشان زياد است و زنشان را نمي خواهند و از مهريه مي ترسند زنشان را طلاق عاطفي مي دهند يعني در يک خانه زندگي مي کنند ولي از نظر عاطفي جدا هستند لازم نيست که حتما زن را در دادگاه طلاق بدي مهر که زياد باشه طلاق، عاطفي ميشه؛ مهريه و عاطفه هيچ ربطي به هم ندارن

 

‫خوب می گویند که شما اگه دختر ما رو دوست داری و به ما اعتماد داری که نباید نگران این مسائل ساده باشی، "کی داده کی گرفته؟!"

می دونید که اگر شما نتونید مهر را بدي و نيت پرداختش را نداشته باشي عقد اشکال دارد؟!

پس بگویید: من دختر شما را از صمیم قلب دوست دارم ولي عاقل هم هستم.

 

خوب می گویند شما عندالاستطاعه بده!، ‫خرد خرد بده، ‫مثلا ماهی یک سکه
بگيد: من شايد بتوانم؛ ديگراني که نمي توانند و ما براي آنها فرهنگ سازي مي کنيم چي؟!

می گویند شما چکار به دیگران دارید، به فکر خودتون باشید.
بگید: علاقه لازم نيست در قالب مهريه باشد؛ من خودم غير از مهريه بهش هديه ميدم؛ هر وقت داشتم بهش سکه هديه ميدم
بايد حتما مهريه باشه؟، امامان هم همين کار را مي کردند، امامها هيچوقت از مهر السنه بيشتر عقد نمي کردند ولي هديه مي دادند، نه به اسم مهريه، به اسم هديه!
مثلا کل مهريه را نقد مي دادند به اندازه مهر السنه، اگر بيشتر مي خواستند بدهند هديه مي دادند، مهرالسنه را هميشه رعايت مي کردند.
اسلام اين است!

حالا دیگه این مربوط به شماست؛ دوست داري اسلام را رعايت کن، دوست داري رسوم جامعه رو!

ولي در اين صورت شما رسوم را پرستيدي و اين شرک است.

 

‫خوب می گویند آمدیم و شما توزرد از آب در اومدی، کی دختر مارو کمک کنه، از کجا حمایت مالی بشه؟ تازه بهش هدیه هم ندادی!

بگویید: تحقيق کنيد!، مگه مهر زياد باشه من تو زرد نيستم؟!، چه ربطي دارد؟، اين ازدواج است معامله نيست که!

 

‫می گویند حالا اون وقت اگه تو زرد باشی، حداقل دخترمون می تونه برای خودش استقلال مالی داشته باشه.

بگيد: اصلا چرا بحث مي کنيد؛ قرآن ميگه:

لَّقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا

اين يعني چي؟

يعني پيامبر الگوي شماست

پيامبر هم مهر السنه را درست کردند براي همين، و همه امامان هم از اين سنت تبعيت مي کرند، حالا شما دوست داريد سنت پيامبر را انجام بدید، دوست نداريد سنت مردم را، زور که نيست، انسان اختيار دارد.

در کربلا هم مردم بين دوراهي بودند، امام حسين ع بيعت را برداشت و واجب نبود کسي بره کمکش؛

الان هم مهريه کم واجب نيست، ولي سنت است، هرچيزي قيمتی داره، قيمت رضايت امام حسين ع هم کشته شدن بود.

شمایی که آبروي خودت را حاضر نيستي براي رضايت و اجراي سنت پيامبر بدي، آيا در کربلا مي رفتي جانت را بدي؟

 

ميگن يکي هي مي گفته کاش من در کربلا بودم مي رفتم کمک، يه شب خواب ميبينه در کربلاست، شمشيرها و اينها را که ميبينه، جيم ميشه دِ فرار!

 

حتما حالا می گید با این حرف ها تازه اوضاع رو خراب می کنیم!
شاید این طور به نظر برسه ولی باید ببینید برای کی و چی می خواهید ازدواج کنید؟! برای خدا یا برای خودتون؟

این مشکل از جامعه است، مشکل از شما نيست.

ولی من نمی گویم که این طوری صحبت کنید؛ خودتان هم ابتکار داشته باشيد، با زبان خوش تر بگيد. مي  توانيد خودتان اول با دختر هماهنگ کنيد و با خانواده هایتان جدا صحبت کنيد و بگيد ما مي خواهي الگو باشيم؛ بايد خانواده ها را آگاه کنيد.

 

خوب، اگه خودِ دختر نذاشت در این مورد صحبت کنیم چی؟ چطوری راضیش کنم؟

از رسوم اشتباه شروع کنيد؛ مستقيم نريد سراغ مهريه، اصلا نگيد مهريه، کلا بگيد رسوم اشتباه، که البته فقط مهريه هم نيست؛ ماشين عروس، کفش عروس، لباس عروس، غذاي عروسی و... هر کدامي هزار جور قانون داره؛

"اگر گل توي دست عروس فلان نباشه آبرومان ميره"، فلان ميشه، بهمان ميشه، کفش عروس بايد فلان باشه، هزار جور اين رسومات هست.

ببينيد اگر مهريه را طبق رسوم شروع کنيد تا آخرش بايد بريد، ديگه دست شما نيست؛ اگر رسومات را قبول کنيد، تا آخرش همينه، ديگه نميتوانيد جلوش را بگيريد، مهريه اوليشه، در کل دست خودتونه.

ببينيد دو حالت هست:

بايد ببينيد خانواده ها مي خوان طبق اسلام رفتار کنن يا رسوم

اگر طبق رسوم، شما نبايد ساکت باشيد؛ تا حالا جوانها ساکت بودن و همين شده که ميبينيد؛ همه ميگن به ماچه که جامعه را اصلاح کنيم؛ نتيجشم همينه که ازدواج شده غول؛ ازدواج خيلي ساده است و این بستگي به عمق نفوذ رسومات در فکرشان دارد.

شما باید بگيد، جدي هم بگيد، اگر شل بگيد به شما توجه نمي کنن، بالاخره اين يه بته که بايد شکسته بشه.

خودتان هم فکر کنيد، ببينيد چجوري بهتره، من خانواده ی شما را نمي شناسم.

 

مي دونيد به حضرت يوسف ع چرا علم تعبير خواب دادند؟، چون به زليخا پاسخ منفي داد؛ اينها امتحانهاي خداست. خدا سالي يکبار آدم را امتحان مي کند، يعني همه آدمها امتحان ميشن، اگر قبول بشن رشد معنوي مي کنن، خدا يه چيزي بهشان ميده، پيامبرها هم براي اين پيامبر شدن که اين امتحان ها را قبول مي شدند. این می تونه در مورد ازدواج و این که مهریه رو کم بگیریم و عرف شکنی کنیم هم صادق باشه.

أَوَلَا يَرَوْنَ أَنَّهُمْ يُفْتَنُونَ فِي كُلِّ عَامٍ مَّرَّةً أَوْ مَرَّتَيْنِ ثُمَّ لَا يَتُوبُونَ وَلَا هُمْ يَذَّكَّرُونَ ﴿التوبة: ١٢٦﴾

دختر/پسر قحطي نيست که!، شهرهاي ديگر هم هست.

 

وَوَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ حُسْنًا وَإِن جَاهَدَاكَ لِتُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿العنكبوت: ٨﴾

پرستيدن رسومات شرک است، رسومات بت هستند، مخصوصا وقتي چيزي با اسلام تناقض داره.

البته تا جایی که میشه سعی کنید که کدورت ایجاد نشه ولی بدانید، وقتي بحث نارضايتي خدا هست قضيه فرق مي کنه

 

رک به خانواده ی خودتان بگيد من با مهريه زياد مخالفم

بیشتر والدین باورشون نمی شه که مثلا ما بگیم 14 تا سکه و اون ها هم قبول کنند؛ ‫می گویند آدم نباید حرفی بزنه که تو دهنش بزنند؛

اگر تو دهني به خاطر خدا باشه شيرينه، خدا حساب مي کنه،نگران نباش. من سکت نجي

يعني در زندگي کم حرف بزن، و حرفهاي بي فايده اصلا نزن، و قبل حرف فکر کن. کلا کم حرف بزن، مخصوصا حرفهاي الکي و بي فايده