ازدواج آسان

اشتراک تجربیات و راهی به سمت ازدواجی آسان و موفق بر اساس سیره ی نبوی

ساده ترین ازدواج تاریخ
نویسنده : ف.م - ساعت ۱٠:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۳٠
 

فاطمه‏ (س) در سال دوم هجرى با حضرت على‏(ع) که بیست و سه سال داشت، ازدواج کرد. حضرت فاطمه در آن هنگام ده سال داشت. پیامبر تأکید کرد که انتخاب حضرت على از میان خواستگاران بسیار حضرت فاطمه، با توصیه ‏اى از عالم غیب و عدم رضایت فاطمه به غیر على بوده، با آن که زنان مدینه بسیار تلاش کردند تا فاطمه را از ازدواج با على‏(ع)، به بهانه فقر آن حضرت و توجه او به جهاد در راه خدا و سختى زندگى‏ اش منصرف کنند، ولى وى از انتخاب خود دست نکشید.


 
 
تمام عزت و آبرو پیش خداست
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ٩:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۳٠
 

تا خدا نخواد کاری بشه غیرممکنه که ما بتونیم به نتیجه برسیم. اینو واقعاً تجربه کردم.

نمی دونم درست باشه بگم یا نه؛ شاید خودشم اینو بخونه ولی درسی که ازش گرفتم خیلی مهمه. خواستم با شما هم درمیون بذارمش. یکی از فامیل های ماست که با هم همبازی بودیم. من خیلی درسخون بودم و اهل تلاش و زحمت و خلاصه همه ی چیزایی که واقعاً خیلی ها آرزوشون بود و هست. همه آینده ی روشنی برای من می دیدند ولی این فامیل ما خیلی بازیگوش و بی خیال! زندگی را مثل من جدی نمی گرفت. اکثراً هم همه به خاطر این خصوصیتش حرفایی بهش می زدند که ...؛ خلاصه این که درستش نبود این حرفا را بهش بزنند. به نظر من که ناراحتش می کردند. یه بار جلوی من بهش گفتند: "آخه تو واقعاً به چه امیدی زندگی می کنی؟!!! نه درس می خونی. نه دنبال کار هستی. واقعاً می دونی خودت میخوای چکار کنی؟!!!" من که شنیدم خیلی ناراحت شدم. دیگه وای به حال خود طرف. به نظر من که خیلی ناراحت شد ولی هیچ نگفت.
بذارید یه چیزی را برادرانه بهتون بگم. خیلی مراقب زبونتون باشید که کسی را باهاش نرنجونید. به قول مادرم آدم باید شتر گلو باشه. یه حرف را هزار بار بیار سر زبونش ولی بیانش نکنه.
تا جایی که می تونید سعی کنید دل کسی را نشکنید چون خدا پیش دل های شکسته است. کافیه طرف یه آه بکشه. می تونه دودمان آدمو به باد بده.

خلاصه این که این داستان من بود و اونم داستان فامیلمون. من خیلی به خودم و آیندم مطمئن بودم. خیلی به قول معروف منم، منم می کردم. نه این که مغرور باشما! نه! ولی تو دلم ... . می دونید که چی میگم.
زندگی گذشت و گذشت و گذشت تا این که بزرگ شدیم. من خواستم ازدواج کنم ولی هر کاری کردم و به هر دری زدم، خواست خدا نبود. خدا گذاشت تو کاسم. گفت حالا که مَن، مَن می کنی، برو ببینم خودت چکار می تونی بکنی.
آقا نشد که نشد.

ولی خدا را شکر این فامیل ما به خواست خدا هم کار پیدا کرد. هم دانشگاه رفت. هم خونه. هم ماشین. هم این که الآنم ازدواج کرده.
بـــــــــــــــــــــــــــــله!

هیچ وقت خواست و قدرت خدا را دست کم نگیرید. هرچی داریم از خداست. اگه جایی جز به درگاه خدا پناه ببریم، آخرش خدا کاری می کنه که بازم برگردیم پیش خودش. پس چه کاریه؟!!! بذار از همون اول بریم پیش کسی که همه ی دار و ندار ما و همه از خودشه!

مَن کانَ یُریدُ العِزَّةَ فَلِلَّهِ العِزَّةُ جَمیعًا ۚ إِلَیهِ یَصعَدُ الکَلِمُ الطَّیِّبُ وَالعَمَلُ الصّالِحُ یَرفَعُهُ ۚ وَالَّذینَ یَمکُرونَ السَّیِّئَاتِ لَهُم عَذابٌ شَدیدٌ ۖ وَمَکرُ أُولٰئِکَ هُوَ یَبورُ﴿۱۰﴾
کسی که خواهان عزّت است (باید از خدا بخواهد چرا که) تمام عزّت برای خداست؛ سخنان پاکیزه به سوی او صعود می‌کند، و عمل صالح را بالا می‌برد؛ و آنها که نقشه‌های بد می‌کشند، عذاب سختی برای آنهاست و مکر (و تلاش افسادگرانه( آنان نابود می‌شود (و به جایی نمی‌رسد!)

فقط یه چیزی را بگم. اونم این که اگه ملاک های انتخابتون غیرخدایی باشه. چیزایی باشه که خدا را خوش نیاد. یا خیلی سطحی کسی را رد کنید، مطمئن باشید خدایی که از مادر به ما مهربون تره، کاری می کنه که بفهمیم این افکارمون اشتباهه و برگردیم به راه درست. امیدوارم اونقدر روی افکار اشتباهمون جدی نشده باشیم که به قیمت گزاف برامون تموم بشه.
آن کس که بداند و بداند که بداند                 اسب خِرَد از  گنبد گردون بجهاند
 آن کس که بداند و نداند که بداند                بیدار کنیدش که بسی  خفته نماند
آن کس که نداند و بداند که نداند                 لنگان خرک خویش به منزل برساند
آن کس که نداند و نداند که نداند                  در   جهل   مرکب   اَبَدُالدَهر  بماند

خدایا خودت نجاتمون بده.

التماس دعا


 
 
انتخاب اشتباه انجام دادید یا افکار اشتباه داشتیم؟!!!
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ۳:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٥
 

از وقتی که یادم میاد همش شنیدم که: "دخترم حیف شد. اگه با فلانی ازدواج نکرده بود، الآن وضعش خیلی بهتر از اینها بود." یا "منو ببین! درس بگیر! اگه درست انتخاب کرده بودم الآن اینقدر زجر نمی کشیدم." یا "واقعاً فلانی لیاقت منو نداشت. حیف من که به پاش نشستم." یا "خدا را شکر زنش بد نیستا! ولی اگه با فلانی ازدواج کرده بود الآن اینقدر سختی نباید می کشید. دستشو می گرفتند." یا "با حرفاش گولم زد." یا "فریب ظاهرشو خوردم." یا کاش ...

همیشه مقایسه می کنیم. نه برای این که خودمو ارتقاء بدیم. برای این که اطرافیانمونو تحقیر کنیم و آنها را مسئول وضعیت نامساعد الآنمون جلوه بدیم.
هیچ وقت نشد بشنوم: "درسته که همسرم ضعف هایی داره ولی منم بی تقصیر نبودم. باید بیشتر تلاش می کردم." هیچ وقت این دیدگاه را ندیدم که کسی بگه: "گذشته ها گذشته. باید الآن زندگی مورد علاقمو بسازم. حتی اگه هیچ کسی باهام همکاری نکنه. مطمئنم که اگه بخوام، می تونم. می خوام به همه ثابت کنم که اگه کسی بخواد کاری را بکنه، میشه." ولی ...

همش دیگران را دلیل مشکلات و ناراحتی هامون می دونیم.

خیلی راحته در مشکلات، بقیه را مقصر بدونیم. نه؟! همش دوست داریم تقصیر را بندازیم گردن دیگران.

خیلی در مورد علتش فکر کردم و تنها دلیلی که تونستم براش پیدا کنم این بود:

نپذیرفتن تعهد و مسئولیت تصمیمی که گرفته ایم. صبر نداشتن. تلاش نکردن برای رسیدن به مطلوب

خیلی این جمله ای که غربی ها موقع ازدواج میگن نکته داره: "تعهد میدم در غم و شادی، سلامت و بیماری، فراز و نشیب زندگی در کنارت باشم."

مسلمونیم دیگه! فکر می کنید چقدر باید سر حرف و تعهد و قولی که میدیم باشیم؟!


 
 
رابطه ی توفیق و لیاقت با افعال ما
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ٧:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٥
 

چند هفته ای بود هرکاری می کردم صبح ها نخوابم نمیشد. خیلی تعجبی بود!!! انگاری قرص خواب خورده بودم! اصلاً برام باور کردنی نبود، منی که اصلاً از خوابیدن صبح بدم میومد الآن اینجوری ...!!!

خیلی وقتا فکر می کنیم که اگه اراده کنیم، می تونیم همه کاری انجام بدیم. می تونم فلان کار را انجام بدم و پولدار بشم. می تونم نمازمو اول وقت بخونم. می تونم صبح زود بیدار بشم. می تونم به زیارت امام حسین علیه السلام برم. می تونم نماز شب بخونم. می تونم همسری که واقعاً در حد خودم باشه پیدا کنم. می تونم ...
نه خیــــــــــــــــــر! دقیقاً مشکل همینجاست...
مشکل اینجاست که فکر می کنیم همه چیز دست خودمونه.

فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَـکِنَّ اللّهَ قَتَلَهُمْ وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَـکِنَّ اللّهَ رَمَى وَلِیُبْلِیَ الْمُؤْمِنِینَ مِنْهُ بَلاء حَسَناً إِنَّ اللّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ
شما آنان را نمی کشتید ، خدا بود که آنها را می کشت و آنگاه که تیر می انداختی، تو تیر نمی انداختی، خدا بود که تیر می انداخت، آرى، خدا چنین کرد تا کافران را مغلوب کند و بدین وسیله مؤمنان را به آزمایشى نیکو، بیازماید. قطعاً خدا شنواى داناست.

توجه کردید گاهی بدون هیچ دست و پا زدنی همه چیز جور میشه؟! گاهی وقتا هم به هر دری می زنیم اصلاً انگار نه انگار!!!
باید خدا بخواد.

گاهی گمان نمی کنی ولی خوب می شود           گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود
گاهی بساط عیش خودش جور می شود             گاهی دگر، تهیه بدستور می شود
گه جور می شود خود آن بی مقدمه                    گه با دو صد مقدمه ناجور می شود
گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است                  گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود
گاهی گدای گدایی و بخت باتویار نیست              گاهی تمام شهر گدای تو می شود…
گاهی برای خنده دلم تنگ می شود                   گاهی دلم تراشه ای از سنگ می شود
گاهی تمام آبی این آسمان ما                            یکباره تیره گشته و بی رنگ می شود
گاهی نفس به تیزی شمشیرمی شود               ازهرچه زندگیست دلت سیرمی شود
گویی به خواب بود جوانی‌مان گذشت                 گاهی چه زود فرصتمان دیر می شود
کاری ندارم کجایی چه می کنی                        بی عشق سرمکن که دلت پیرمی شود

اولِ دعای حضرت حجه در مفاتیح میگه: " اَللّهُمَّ ارْزُقْنا تَوْفیقَ الطّاعَهِ وَ بُعْدَ الْمَعْصِیَهِ وَ ..." تا توفیق نداشته باشیم خیلی از کارها را نمیشه انجام داد.
میگن یزید آمد پیش امام چهارم (علیه السلام) گفت: می‌خواهم توبه کنم. امام چهارم به یزید فرمودند: دو رکعت غفیله را اگر بخوانی توبه‌ات قبول است. حضرت زینب (سلام الله علیها) شنیدند، ناراحت شدند و گفتند: برادر زاده این چه حرفی است که زدی؟ برادر من را شهید کرده حالا برود دو رکعت نماز بخواند خدا بیامرزدش؟ امام زین العابدین (علیه السلام) فرمودند: عمه جان موفق نمی‌شود بخواند این نماز را؛ چون کار بدی کرده است موفق نمی شود.

گاهی وقتا علت شرایط فعلی خودمونو نمی دونیم. نمی دونیم چرا توی این مشکلات و سختی ها گرفتار شدیم.
ولی اثر کارهای گذشته توفیق انجام و دریافت خیلی چیزها را از ما می گیره.

گاهی وقتا هم خدا چون دوسمون داره می خواد بزنه تو برجکمون تا بهمون ثابت بشه ... می خواد بهمون بگه: "تو نیم من هم نیستی! چه برسه به من!!!" این قدر مَن، مَن نکن!

گر می بَرَندَت واصلی           گَر می روی بی حاصلی

البته بماند که گاهی خداوند اجابت دعا را به تأخیر می اندازد تا بیشتر به درگاهش برویم. چون وقتی دعا می کنیم و پیشش هستیم قند تو دلش آب میشه :) دیدید گاهی وقتا اگه کسی را خیلی دوست داشته باشیم، وقتی چیزی ازمون میخواد بهش نمیدیم تا بیشتر بیاد سراغمون و ما بیشتر ببینیمش :)
البته گاهی هم به خاطر مصالحی با تأخیر اجابت می کنه. گاهی خواسته ما را نمی‏دهند، ولی بهتر از آن در همین دنیا به ما عطا می‏شود. گاهی بهتر از آنچه خواسته‏ ایم برای آخرت ما ذخیره می‏ کنند. گاهی هم به خاطر این دعا و درخواستی که داشته ‏ایم، خدا مفسده‏ ای را از ما دفع می‏ کند.
در تمام این موارد، اگر دعا کننده مطلع شود، از این نحوه ی اجابت خیلی هم خوشش میاد :)
روایت داریم که "گاهی خداوند اجابت دعا را تأخیر می‏ اندازد، به خاطر این که دوست دارد صدای گریه بنده ‏اش را بشنود و زیاد دعا کند."

با تمام این اوصاف دیگه بازم کسی می تونه ناامید باشه؟!!! دیگه افسردگی معنا داره؟!!!

برای خواندن متن کامل دعای حضرت حجت علیه السلام به ادامه ی مطلب مراجعه کنید.


 
 
اگه بپذیریم که نیاز ما به همدیگه یک نیاز ذاتیه ...
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ۸:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٢
 

نیاز به دوست داشتن و دوست داشته شدن. نیاز به دریافت و ابزار محبت، نیاز به کمک کردن و کمک دریافت کردن. نیاز به دیدن زیبایی و زیبا دیده شدن. نیاز به تأمین نیازهایمان به کمک یک نفر دیگر

خیلی از مواقع این نیازها را بدون هیچ چشم داشت و توقعی و فقط برای لذت بردن خودمون انجام می دهیم؛ همین هم احتیاج به این دارد که بدانیم ما انسان ها وابسته و نیازمند آفریده شده ایم. همانطور که به خوراک و پوشاک نیازمندیم.

ولی گاهی اوقات بیش از حد از طرف مقابل انتظار داریم که نیازهای ما را برطرف کنه. اگه بدونیم که وظیفه ی هرکسی در زندگی در چه حدی است و چه انتظاراتی باید از او داشته باشیم و خصوصیات جنس مخالف را بشناسیم، خیلی از انتظارات و توقعات بیجا حذف خواهند شد و می توانیم با شادی و لذت در کنار هم زندگی کنیم. می توانیم بهتر و بیشتر طرف مقابل را درک کنیم و بپذیریم که خیلی از ضعف ها در افراد –و همینطور همسر من- وجود خواهد داشت. فقط باید بخواهیم به کمک هم رشد کنیم، اصلاح شویم و ارتقاء پیدا کنیم.

قطعاً در برخی موارد هم چشم پوشی کردن خیلی چیزها اجتناب ناپذیر است. فقط اگه برای خدا باشه زندگی را جذاب تر، شیرین تر و پایدارتر خواهد کرد.
مطمئناً خود خدا هم که فرموده محبت بین شما قرار می دهم، این علاقه و فداکاری و لذت آن را بین زن و شوهر ایجاد می کند.

فقط باید صبور باشیم، عجله نکنیم و با یکی دو مورد ساده، اینطور نباشه که قید همه چیزو بزنیم.

باید ماند و ساخت.


 
 
میشه خواهش کنم اینو تا آخرش بخونید؟! داستان صبر
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٢
 

یکی از نقطه ضعف های من اینه که نمی تونم خیلی مختصر حرف بزنم و این کیفیت و تأثیرگذاری کار منو خیلی میاره پایین ولی خواهش می کنم یکم وقت بذارید و اینو تا آخرش مطالعه کنید.

به قول حاج آقای قرائتی: "صاحب خانه همیشه بهترین ها را برای مهمان عزیزش آماده می کنه. ما هم توی این دنیا مهمان خدا هستیم. خود خدا توی قرآنش گفته! فقط کافیه مهمان خوبی باشیم و پذیرایی را به خدا واگذار کنیم. اون وقته که دیگه آروم میشیم."

به خدا اگه باور کنیم که هیچ برگی بدون اراده ی خدا از درخت نمیوفته؛ اگه باورمون باشه که هرچی پیش میاد صلاح خداست و بهترینه؛ اگه بهش اعتماد کنیم، هر روز در جدیدی از نعمت هاش به رومون باز میشه. هر روز با افراد و فرصت های جدیدی آشنامون می کنه.

البته حتماً این مسیر سختی هایی هم داره. هیچ ارتقائی بدون ابتلا و امتحان نیست. فقط کافیه باور کنیم حتی طلای پشت ویترین هم برای به اینجا رسیدن، اول ذوب شده.

خدا گَر زِ حکمت ببندد دری   زِ رحمت گشاید در دیگری
به خدا فقط کافیه باورش کنیم.

خیلی شاعر زیبا حق مطلبو بیان کرده:   "هرکه در این بزم مقَرّب تر است        جام بلا بیشترَش می دهند."
هرچقدر هم که سختی بکشیم، سختی هامون از مصائب حضرت اباعبدالله علیه سلام و حضرت زینب سلام الله علیها بیشتر نیست. اگه بگیم: "خدایا راضیم به رضای تو" اون وقته که دیگه به این سادگی ناامید نمیشیم. اون وقته که می تونیم کاری کنیم که روی عالم و آدم اثر بذاره. چهارده معصوم علیهم السلام باید الگوی ما باشند.

خدا داره قدم به قدم، آجر به آجر، با این سختی ها ما را رشد میده، ظرفیت روحی، فکری و تجربیاتمونو بیشتر می کنه ولی متأسفانه خیلی وقتا اگه یکم شرایط سخت بشه، اگه یکم اوضاع باب میلمون نباشه، این موضوع را نادیده می گیریم و با یک کار اشتباه، با عجله، با ناراحتی و گناه می زنیم و همه ی رشته ها را پنبه می کنیم. بعدشم میگیم چرا به نتیجه نمی رسیم. چرا خدا کمکمون نمی کنه. چرا ...
حالا که اینطور شد، منم ...
حـــــــــــــــــــــیف!!!  خداجون ببخشید. شرمنده ایم. بچگی می کنیم. شما به بزرگی خودت که همیشه می بخشی بازم ببخش. چشممنو باز کن.

خدایا صبرمون بده!


 
 
خلاصه ترین نکات برای یک انسان شایسته شدن
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۱٩
 

هر موقع در زندگی به مشکل برخورد کردید بدونید که باید توی این چند مورد دنبالش بگردید.

1- در حال زندگی کردن

2- تلاش کردن با تمام وجود (اگر بخواهم می توانم. کافیست قدم اول را بردارم)

  • فرار از مشکل و نادیده گرفتنش
  • جبران اشتباهات

3- افکار ما شخصیت و زندگی ما را می سازند.

  • به هرچیزی فکر کنید به سمت همان می روید
  • هر چیزی علتی دارد (اگر چیزی را درک نمی کنیم دلیل ندارد وجود نداشته باشد)
  • جواب تمام سوالات در درون ماست
  • «چطوری به آنچه می خواهم برسم؟» نه این که «چرا نرسیدم؟»
  • شکست تجربه ایست برای رسیدن به پیروزی
  • دنبال یادگرفتن بودن (قبول کنیم بلد نیستم و دنبال راه حل باشیم) / از بقیه درخواست کمک بکنید

4- دو مانع رشد: ترس و طمع

  • بزرگترین عامل ترس = جهل

5- زود و بد قضاوت کردن

  • خودتو بذار جای طرف / سوء تفاهم / بد شدنِ خوب با حرف مردم / دیدگاه متفاوت افراد / برخورد محترمانه

6- توجیه و بهانه

  • هیچ وقت دیر نیست

7- توکل، امیدوار بودن و امید دادن

  • تصویری دقیق و روشن از آینده تا بدانیم چه می کنیم و به کجا می خواهیم برسیم.
  • شکرگذاری و قدردانی به خاطر نعمت ها
  • برای یک جمله ی ناامید کننده باید 20 برابر امید داشت.
  • اکثراً در موقع ناامیدی تنها یک قدم تا موفقیت مانده است.
  • بچه هزار بار میافته تا راه رفتنو یاد بگیره ولی هیچ وقت ناامید نمیشه

8- صبر

  • اعتماد و باور به شما صبر می دهند. / خوش بینی
  • باید عاشقش باشید و احساس خوبی نسبت بهش داشته باشید.
  • هواپیما وقتی پرواز می کند که در خلاف جهت باد حرکت کنه؛ / وقتی مقاومتی وجود نداره در مسیر اشتباه هستید. در مقابل مقاومت ها نایستید بذارید اونا هم زندگیشونو بکنند و ازشون استفاده کنید. مقابل هرچیزی که بایستید مقاومت می کنه. / مجبور کردن باعث به نتیجه رسیدن نمیشه باید اجازه بدیم بقیه هم زندگیشان را بکنند. / اکثر آدمایی که به ما نزدیک تر هستند بیشترین مقاومت را ایجاد می کنند. (چون اطلاع و آگاهیشان در حد ما نیست)

9- گذشت و انعطاف پذیری

  • تعصب و لجبازی
  • پذیرش واقعیت و حقیقت
  • معامله ی برد-برد
  • تعیین چارچوبی برای تمایز صحیح از غلط و رسیدن به تفاهم (الگو قرار دادن ائمه (ع))

10-  تغییر خود: بهترین راه برای داشتن یک زندگی خوب با اطرافیان

  • کافیه هر کسی فقط خودشو تغییر بده
  • عادت، سازگاری و راحت طلبی بزرگترین مانع تغییر است و این ما هستیم که انتخاب می کنیم.

11- صداقت بله؛ گفتن همه چیز نه!

  • خودت باش؛ با خودت نجنگ، خیـــــلی جدی نباش. گاهی شوخ طبعی هم لازمه، خنده بر هر درد بی درمان دواست
  • صراحت سازنده بله؛ صراحت مخرب نه!

12- انتظار در حد توان از خود و دیگران

13- پیشرفت در طول عمر بدست می آید

  • ایده آل ساخته می شود بدست نمی آید.

"همه ی آدما یه روی خوب دارن و یه روی بد. این ما هستیم که با افکار و رفتارمان آنها را از این رو به آن رو می کنیم."