ازدواج آسان

اشتراک تجربیات و راهی به سمت ازدواجی آسان و موفق بر اساس سیره ی نبوی

نوع مشاور و روش مشاوره ای که برای قبل از ازدواج بکار می گیرد سرنوشت ساز است
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٢٧
 

مهمترین سبک های مدیریت جلسات مشاوره، سبک هدایتی و سبک حمایتی است. که اگر مشاور، از این موضوع بی اطلاع باشد یا مهارت خوبی در این زمینه نداشته باشد، این جلسه ی مشاوره می تواند حتی اثر و نتیجه ی منفی هم داشته باشد. به نظر می رسد سبک هدایتی مناسب تر می تواند نتیجه بخش باشد.

ببینید، فکر نکنید که مشاور یک فرشته ی نجات یا همه چیزدان است. نه!!! او هم فردی مثل من و شماست، فقط ...


 
 
این ما هستیم که دست رد به امدادها و لطف الهی می زنیم
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٢٧
 

فکر می کنیم که لیاقت نداریم و به کم قانع می شویم. خدا با زور می خواهد به ما لطف کند و نعمت های خودش را به ما بدهد. ولی ما با زور اون چیزی که با فکر ناقص خودمون درست به نظر می رسه را می خواهیم ازش با اصرار بگیریم. برای همینه که اذیت می شویم.
اگه باورمون بشه که وقتی ما تلاش خودمون را با تمام وجود بکنیم، اون چیزی که پیش می آید، بهترینی خواهد بود که خواست خداست، دیگه آروم میشیم و اینقدر دست و پا نمی زنیم.


 
 
گاهی وقتا عدم کنترل احساسات و عمل کردن براساس آن اوضاع را بدتر می کنه
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٢٥
 

وقتی آدم خیلی ناراحته یا به خاطر مشکل یا موضوعی فکر و روحش تحت فشار هست، ممکنه براساس احساساتش تصمیم به اقدام و انجام کاری بگیره که نتیجه اش جز پشیمانی چیز دیگری نباشد.یا حداقل اوضاع را از اینی که هست بدتر کنه.

پس قبل از اقدام کردن از خودتون بپرسید که: "اگه من این احساس و روحیه را نداشتم، آیا این کار را می کردم؟، اگه این کار را بکنم، چه اتفاقی می افتد و ممکنه چه مشکلاتی به وجود بیاید یا چه مشکلاتی را حل می کند؟، آیا فقط برای این که از شر این احساس و فشار خلاص بشم دارم این کار را می کنم یا دلیل موجهی برایش دارم؟" و حتی از اطرافیان هم مشورت و راهنمایی بخواهید.


 
 
چقدر خوب بود بجای این همه تجملات، یکی راه و رسم زندگی کردن را هدیه می داد!!!
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ٩:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٢٥
 

چقدر خوب بود بجای اینکه اینقدر سخت بگیریم که جهیزیه فلان مارک باشه و مهریه فلان مقدار، به روح و افکارمون برای زندگی توجه می کردیم و روش درست و با لذت زندگی کردن را به همدیگه یاد می دادیم.

چقدر خوب بود خانواده ها با هم جمع می شدند و در راستای درست برخورد کردن با مشکلات و شرایطی که احتمالاً برای هر دختر و پسری بعد از ازدواج ممکنه پیش بیاد فکر می کردند و با هم دنبال راه حلش توی سیره و روش زندگی معصومان (ع) می بودیم.

خیلی خوبه توی اول زندگی کتاب های روش زندگی کردن حضرت زهرا (س) و حضرت علی (ع) و کتاب هایی مثل حلیه المتقین را هدیه بدهیم.
این طوری مشکلات را قبل از این که پیش بیایند می شناسیم و می دانیم که چطوری باید باهاشون برخورد کنیم و آگاهانه و مسلح به جنگ مشکلات می رویم.


 
 
اگه دعا و ختم و نذر کردی ولی به نتیجه نرسیدی...!
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ٩:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٢٥
 

اگه دعا و ختم و نذر کردی ولی به نتیجه نرسیدی، ممکنه احساس کنی که خدا باهات قهره یا اصلاً بهت محل نمیذاره یا حتی ممکنه فکر کنی من چرا دارم این کارها را می کنم؟! اصلاً کی گفته خدا وجود داره؟!!!

ببین! حتی اگه خدا باهات قهر باشه، یا اصلاً بهت محل نذاره، یا حتی خدایی هم وجود نداشته باشه (که وجود داره و میتونی با تک تک سلول هات احساسش کنی)، بازم هیچ کسی نیست که کمکت کنه، ...
http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=229840


 
 
مقایسه ی 2 خواستگار وقتی درسته که ....
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ۸:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٢٥
 

ممکنه بگید که: "اصلاً این کار درستی نیست که بخواهیم 2 نفر را با هم مقایسه کنیم." ولی خداییش اگه یکم فکر کنید، می بینید که همه ی ما در ذهنمان داریم این کار را انجام می دهیم. پس بیایید با خودمان روراست باشیم و حداقل ملاک ها و چارچوب های درستی برای انتخاب و مقایسه داشته باشیم.


 
 
سوء تفاهمات باعث ناراحتی میشه ولی میشه مثبت نگاه کرد
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٢٤
 

اولاً تا وقتی میشه مثبت نگاه کرد، چرا طوری رفتار کنیم که ناراحت بشیم و اطرافیان را هم ناراحت کنیم؟!

ثانیاً: اگه خیلی راحت بریم به طرف بگیم که: "من از رفتار و برخورد شما این برداشت را داشتم"؛ طرف مقابل هم وقتی می بینه شما راحت بیان می کنید، او هم راحت واقعیت را بیان می کنه و سوءتفاهمات و افکاری که داشته اید کم کم تبدیل میشه به یقین و آرامش پیدا می کنید. اتفاقاً اینطوری خیلی بیشتر به همدیگه نزدیک میشید و صمیمیت بیشتری پیدا می کنید.


 
 
بخاطر ابهاماتی که توی ذهنمون داریم می ترسیم و رد می کنیم
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ٩:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٢٤
 

وقتی کسی به خواستگاری ما میاد یا به خواستگاری کسی میریم؛ بعد از چند جلسه مدام افکار و سوالات زیادی توی ذهنمون میاد که: "نکنه بداخلاق باشه؟!" یا "نکنه نتونم باهاش خوش بخت بشم؟!" یا "اگه با خانوادش مشکل پیدا کنم چی؟!" یا "اگه نتونیم همدیگه را درک کنیم و بره سراغ یکی دیگه چکار کنم؟!" یا "اگه این طوری رفتار کنه طلاق می گیرم" یا "چون اون شبی که رفتیم خونشون این طوری برخورد کردند، پس حتماً می خواهند در آینده همه ی کارهای زندگی را من بکنم" و هزاران سوال دیگه که باعث میشه خیلی بترسیم؛ این طوری کم کم احساس می کنیم که طرف به درد ما نمی خوره و چه بهتر که ردش کنیم.
ولی یه لحظه دست نگه دارید.

 


 
 
فکر نکنید من خیلی بی احساسم
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ۸:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٢٠
 

به خدا منم مثل شما هستم. عاشق میشم. احساس تعلق و علاقه پیدا می کنم ولی وقتی کسی که احساس می کنید دوستش دارید، هیچ علاقه ای به شما نداره و به هر دری هم که می زنید شما را قبول نمی کنه، به نظر شما دیگه چکار میشه کرد؟!

به خدا منم دلم میگیره. ناراحت میشم. بعضی وقتا احساس می کنم یه چیزی تو گلوم گیرکرده و نمیذاره نفس بکشم. احساس خفگی بهم دست میده ولی کاری از دستم برنمیاد.


 
 
گاهی وقتا این عدم پذیرش واقعیته که ما را اذیت می کنه
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۱۸
 

گاهی وقتا این عدم باور و پذیرش ما نسبته با واقعیته که ما را اذیت می کنه و باعث میشه که باز هم برای چیزی که نتیجه نداره تلاش کنیم.
ممکنه طرف مقابل با حرف ها یا برخوردهاش باعث بشه که سعی کنیم تغییر کنیم و کاملاً تبدیل به اون چیزی بشیم که می خواد.
اما گاهی وقتا هم این ما هستیم که فکر می کنیم طرف بهمون علاقه داره ولی بیشتر ترحم طرف مقابل است که باعث میشه به رابطه ی با ما ادامه بده.
بذارید اول از همه، یه چیزی بگم.


 
 
قرار نیست برای هم نقش بازی کنید، آنچه هستید را بگید
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۱۸
 

مشکل خیلی از خواستگاری ها همینه. ماها می ترسیم که چیزهایی که در موردمون واقعیت داره را بگیم. می ترسیم چیزهایی که برامون خیلی مهمه –ولی جزء ملاک های اصلی ازدواج واقعی نیست- را بگیم؛ فکر می کنیم این طوری طرف ما را رد می کنه. یا در موردمون اشتباه فکر می کنند.
ولی می دونید مشکلش چیه؟!


 
 
این طوری کتاب بخونید که فایده داشته باشه
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ٢:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۱٧
 

اول از همه اینا بگم که، کسی دنبالمون نذاشته که بخواهیم زود کتاب را بخونیم و تمومش کنیم. پس عجله نکنید.

روزنامه وار خوندن کتاب هایی که سراسر اطلاعات و راهنمایی است، اشتباه است. باید در هر قسمت کتاب تأمل کنید. فکر کنید و از خودتون بپرسید "این پاراگراف (موضوع) می خواهد چی بگه؟؛ چه نکاتی داره؟؛ آیا این نکات و اطلاعات را می تونم یه طوری به زندگی خودم ربطش بدم و ازش استفاده کنم؟ چطوری می تونم از مطالب و نکاتی که داره استفاده کنم؟"


 
 
تعریف های ما از عشق و زندگی مشترک اشتباه است
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۱٧
 

تعریف ما از چیزهای مختلف باورها و افکار ما را می سازند و باعث می شوند عمل ها و رفتارهایی را در زندگی انجام بدهیم.
مثلاً: "اگر عاشق طرف مقابل نشوم، نمی توانم از زندگیم لذت ببرم." یا " اگر عاشق هم باشیم دیگر هیچ مشکلی پیش نخواهد آمد" یا "با عشق تمام مشکلات حل می شود و به تفاهم می رسیم." یا "اگر فقط بهش محبت کنم، می توانم اون را طوری که دلم می خواهد اصلاحش کنم."
می دونید این تعریف ها از کجا آمده؟


 
 
گاهی وقت ها مشکل از جایی هست که حتی فکرش را هم نمی کنیم
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۱٧
 

گاهی وقت ها فکر می کنیم که علت این مشکلاتمان چیزهای خیلی پیچیده و بزرگ است ولی در اصل علت مشکلاتمان همین موضوعات ساده و پیش پاافتاده ای است که در اطرافمان وجود دارد و چون به آنها توجه نمی کنیم، کم کم برجسته و مهم به نظر می رسند؛ علت آن هم این است که خیلی به مشکلمان فکر می کنیم.

ممکنه راه حل هایی که توی این وبلاگ یا کتاب "آیا تو آن گمگشته ام هستی؟" از باربارا دی آنجلیس می بینید خیلی ساده و پیش پاافتاده به نظر برسه، ولی باور کنید که مشکلات ما همین چیزهای ساده و پیش پاافتاده است که به علت کم توجهی و ساده انگاری خودمان به اینجا کشیده شده است.


 
 
ترس و طمع
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۱٧
 

همیشه این ترس و طمع ماست که نمی گذارد درست تصمیم بگیریم و از زندگی لذت ببریم.

در ادامه نکاتی که در مورد ترس و طمع از کتاب "پدر ثروتمند، پدر فقیر" نوشته ی "رابرت کیوساکی" را براتون میذارم. حتماً بخونیدش و مقایسه اش کنید با حالتی که برای انتخاب همسر دارید. مطمئنم حتماً این حس بهتون دست میده که چقدر شبیه هم هستند.
پس بیایید برای اصلاح خودمون قدم برداریم:)


 
 
بعضی وقت ها بعضی اشتباهات آدم غیرقابل جبرانه!!!
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ٧:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۱٦
 

بعضی وقت ها بعضی اشتباهات آدم غیرقابل جبرانه!!!

هر کاری هم که بکنی آب ریخته را نمیشه جمع کرد. مگر این که ...


 
 
برای شناخت و معرفی خودتون تجربیات و افکارتون را مکتوب کنید
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ۳:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۱٠
 

خیلی وقت ها واقعاً گیج میشم و سردرگم. فکر می کنیم به درد هیچ کاری نمی خوریم.
این مال اینه که نمی دونیم چکارهایی کرده ایم و چه کارهایی می تونیم انجام بدهیم. انتظارات و خصوصیات خودمونو مشخص نکرده ایم و جایی ننوشته ایم.
برای همین هم بهتره در هر شرایطی که احساس می کنید "اگر این کار را بکنم خوشحال می شوم یا اگر این طوری با من رفتار شود ناراحت می شوم" را مکتوب کنید.

این طوری کم کم خودتونم بهتر می شناسید.


 
 
قدرت و جذبه به لجبازی کردن نیست!
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ٩:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۱٠
 

این مطلب برای خانم ها هم هست.
تعریفش اینه که حامی و راهنمای طرف مقابل باشی.

بعضی های فکر می کنند که باید برای این که قدرت خود را نشون بدهند باید با حرف یا انتظار طرف مقابل مخالفت و لجبازی کنند ولی این راهش نیست.


 
 
مرد نباید چیزی بگه که اعتبارش پیش همسرش از دست بره
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ٩:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۱٠
 

آخه این یییییییییعنی چه؟!!!
مگه میشه؟!!!
بابا ما مردها و زن ها انسانیم. کامل که نیستیم! یعنی باید همش بترسیم که کار نکنیم که یه وقت ....
اگه همش بخواهیم حواسمون به این باشه که یه وقت یه چیزی نگیم یا کاری نکنیم که طرف مقابل ناراحت نشه یا ما پیشش بی اعتبار نشیم که نمیشه! آخه این که نشد راه حل!
این طوری زندگی برای طرف مقابل جهنم میشه.


 
 
کسی را می خوام که بتونم بهش تکیه کنم!
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ۸:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۱٠
 

این واقعاً همش برام سوال بود که یعنی چی دخترا همش میگن: "همسرم باید کسی باشه که بتونم بهش تکیه کنم."
فکر می کردم منظورش اینه که پسر باید خیلی نیرومند و هیکلی باشه ولی همش این نبود.
حتی از خودشونم که می پرسیدم نمی تونستند درست جوابمو بدهند. ولی بالاخره از مشاوری به نام آقای شریف بهشتی پرسیدم.
اصل جوابش اینه که:
دخترا کسی را می خواهند که وقتی ناراحت هستند بتونند باهاش در میون بذارند، وقتی مشکل دارند بتونند ازش کمک بگیرند و طرف هم واقعاً با جون و دل بهشون کمک کنه. توی سختی ها همراهشون باشه و کمکشون کنه. راه ها و پیشنهاد های خوب بهشون یاد بده.

همین!
اگه اشتباهه بگید اصلاحش کنم.


 
 
من باید اول به کسی علاقه پیدا کنم تا بتونم باهاش ازدواج کنم
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ٩:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٥
 

این ممکنه حرف خیلی از دختر یا پسرهای جوان باشه.

ممکنه بگید: "آخه اگه من بهش علاقه نداشته باشم چطوری می تونم در آینده خوش بختش کنم و رضایتش را جلب کنم." ولی بذارید یه چیزی را بگم.

مهم اینه که اول عاقلانه تصمیم بگیرید. اگر در ابتدای شناخت، عاشق کسی بشوید می تونه خیلی هم مضر باشد، ...


 
 
بعد از جلسه ی سوم دیگه بهتره کمتر به بقیه بگید
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ٩:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٥
 

وقتی که دیگه حرفهای اولیه را زدید و متوجه شدید که در ملاک های اصلی با هم اشتراک نظر دارید، بهتره حرفهایی که توی جلسات خصوصی بعدی بینتون رد و بدل میشه را بین خودتون نگه دارید و اگر هم احساس کردید که باید با کسی مشورت کنید، حتماً سعی کنید که از خارج از محیط خانواده با کسی مشورت کنید. (ترجیحاً مشاوری مؤمن، امین و با تجربه)

می دونید برای چی؟!