ازدواج آسان

اشتراک تجربیات و راهی به سمت ازدواجی آسان و موفق بر اساس سیره ی نبوی

سلام به همه (برای توسعه ی فرهنگ ازدواج آسان لینکمان کنید)
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ روز ٧۳٩۱/٢/۱٩
 

هدف از راه اندازی این وبلاگ انتقال تجربیات افراد به یکدیگر و راهنمایی برای رسیدن به فرد مطلوبمان با طلب یاری از خداوند، مطالعه و شناخت هست.

دست نگه دارید!!!
قبل از مطالعه ی مطالب، حتماً این مطلب رو بخونید تا بتونید به بهترین نحو از اطلاعات این وبلاگ استفاده کنید.
* برای استفاده ی بهتر و ساده تر از تمام مطالب وبلاگ به " راهنمای استفاده از مطالب وبلاگ ازدواج آسان" مراجعه کنید.
* مطالب به صورت موضوعی دسته بندی شده اند. برای مطالعه ی متن کامل، به قسمت "ادامه ی مطلب" در هر موضوع مراجعه کنید.
* برای دسترس به همه ی مطالب، در آخر هر صفحه روی "صفحه ی بعد" کلیک کنید.
* برای این که در ارسال نظرات یا مشاهده ی وبلاگ کمتر با مشکل مواجه بشوید بهتره از Internet Explorer استفاده کنید.
* برای همکاری با ازدواج آسان روی همکاری با ازدواج آسان کلیک کنید.
راستی!!!
اگه دلتون شکست، به ما هم دعا کنید. خدا پیش دلهای شکسته است.


 
 
راهنمای استفاده از مطالب وبلاگ ازدواج آسان ویرایش شهریور 94
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ٢:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٦/٢٥
 

دسته بندی مطلب

برای سادگی استفاده و سهولت دسترسی، لینک عناوین تمام مطالب وبلاگ در قالب 5 دسته بندی کلی به ترتیب زیر قرار گرفته است.

 آخرین به روز رسانی 24/06/94

1-      دردودل و بیان مشکل جامعه و ازدواج

2-      قبل از این که برای ازدواج قدم خاصی بردارید.

  • اصلاح باورها و انتظارات دختر و پسر و خانواده ها
  • ترس و توکل
  • موانع ازدواج
  • همه چیز در دستان شماست
  • تکلیفتو با خودت روشن کن که چی میخوای

3-      در حین فرآیند خواستگاری

  • جلسات و سوالات خواستگاری
  • ترس و توکل
  • تحقیق و تصمیم گیری

4-      در مورد زندگی مشترک

  • اصلاح باورهای در مورد زندگی مشترک
  • شناخت خلقیات مرد و زن

5-      پیشنهادات و راه حل برای هرکدام از مراحل

  • معرفی افراد به همدیگر

 

چند نکته برای استفاده ی بهتر از مطالب:

حیـــــــــــــــــــــــــــف!
کاش میشد قبل این که کسی بخواد ازدواج کنه مجبورش کنیم این مطالبو بخونه تا تصمیم عاقلانه تری بگیره و بتونه عاشقانه به مسیر زندگیش ادامه بده.

شاید بگید این مطالب به چه دردی می خوره؟! چرا باید اینقدر وقت صرفش کنم. حرف، سرِ باوره! اگه باور ما نسبت به خودمون، ازدواج درست و آسان، زندگی مشترک، وظایف دختر و پسر در زندگی مشترک و ... اصلاح بشه همه ی مشکلات مثل شکلات حل میشه :)
مطمئن باشید.

  • ممکنه این مطالب زیاد به نظر بیاد ولی برای یک تصمیم سرنوشت ساز و یک عمر زندگی ارزششو داره که وقت بگذارید و مطالعه کنید.
  • هر زمان لینک عنوان ها به روز رسانی شد با اعلام تاریخی در ابتدای همین متن، به مخاطبین اطلاع رسانی خواهد شد.
  • پیشنهاد می کنم مطالبی که در مورد زندگی مشترک و شناخت خلقیات مرد و زن نوشته شده را هم قبل از این که ازدواج کنید مطالعه کنید.
  • تمام مطالب وبلاگ برای پسرها، دخترها و خانواده هاشون نوشته شده است و برای همه کاربرد دارد؛ پس به صرف عناوینی که در ادامه می بینید، آنها را دسته بندی نکنید.
  • مطالب به صورت دسته بندی آورده شده است و سعی شده موضوع مطالب مرتبط با هم به صورت پشت سر هم آورده شود.
  • برای آگاهی از توضیح مقدماتی عناوین، نشانگر موس را روی عنوان مورد نظر نگه دارید.
  • این مطالب به صورت هدفمند و تعاملی نوشته شده است و فقط یک راه حل خاص را برای همه تجویز نمی کند. بنا به نیاز خواننده، جواب هایی متناسب از هر عنوان می توان استنباط کرد.
    فقط کافیست از خودتان بپرسید: "این نکات چگونه در مورد من مصداق پیدا می کند؟!" مطمئن باشید جواب شما به این سوال، بخش بزرگی از راه حل را تشکیل خواهد داد.
  • اگر روزی وبلاگ آپدیت نشد، باز هم میتونید با مرور مطالب موجود در این دسته بندی نکات خوبی -که با گذشت زمان فراموش می شوند- را برای خودتون یادآوری کنید.

1-     درد دل و بیان مشکل جامعه و ازدواج

فاجعه داره تو ایران رخ میده؛ تو رو خدا نظر بدید

چرا دلمان می خواهد دوست پسر/دختر داشته باشیم؟!

کسی که بخواهد از راه گناه به مقصدی برسد

دردودل

 

2-     قبل از این که برای ازدواج قدم خاصی بردارید.

  • اصلاح باورها و انتظارات دختر و پسر و خانواده ها

در حال زندگی کن تا آینده را بسازی

هیچ چیزی به اندازه ی بیان احساسات به آدم آرامش نمیده

کسانی هستند که نمی خواهند ما شاد باشیم

حسادت و چشم و هم چشمی

بیایید یکم بزرگتر به زندگی نگاه کنیم

دعای آرامش دهنده

تعجب نکنید که پدر و مادرها همش غر می زنند!

اگه می تونی یک هفته بدون خانواده زندگی کن

مردها در چارچوب عشق و محبت،به وسعت غیر قابل تصوری نامردند...

اگه بهش بگم دوستش دارم ناز می کنه!

گاهی وقتا نوبت لیلی هست که ...

ازدواج و زندگی مشترک، آموزشگاه گذشت و بزرگواری

هدف از ازدواج باید رشد ما باشد نه رشد من

هرموقع یادگرفتیم تجربیات تلخمون در زندگی را گردن دیگران نیاندازیم

عشق واقعی

ساده ترین ازدواج تاریخ

داستان ازدواج من و مرتضی

اونقدر ناراحتم که دلم میخواد بمیرم

چرا احساس پوچی و ناامیدی پیدا می کنیم؟

چرا اینقدر جوونا کم حوصله و عجول هستند

زمان خیلی از مشکلات را حل می کنه؛ مشکل اینه که ما صبور نیستم!

داستان حضرت موسی و حضرت خضر (ع)

میشه خواهش کنم اینو تا آخرش بخونید؟! داستان صبر

حیف که صبور نیستیم

همیشه وقتی ناامید شدی بدون که فقط یک قدم مونده

همه موقع ناراحتی ها فقط سراغ آدم میان! فقط به فکر خودشونند!

خنده داره نه؟!

پسرا دوست دارن ما آرایش کنیم!

بدحجابی ما تقصیر آقایونه!

دل آدم مهمه نه ظاهرش!

چقدر خوشگلی ولی ...

با مانتو خیلی بهتر و راحت تر میشه حجاب را حفظ کرد

نامه ی یک بانوی مسیحی به بانوان مسلمان‎

همسر خوب ساختنی است، نه یافتی

تا حالا کسی که منو درک کنه و با من تناسب داشته باشه پیدا نشده

امان از توجیه!!!

انتظار داریم تمام مشکلاتمون با ازدواج حل بشه

اگه بپذیریم که نیاز ما به همدیگه یک نیاز ذاتیه ...

ببین! ما به هم احتیاج داریم؛ چرا انکارش کنیم؟!

آخه چرا انتظار داریم اول عاقل بشیم و بعد ازدواج کنیم؟!!!

گل بی خار کجاست

توفیق یعنی این!

رابطه ی توفیق و لیاقت با افعال ما

همان طور که برای مسائل جسمی آموزش قبل از ازدواج داریم ولی...

این طوری کتاب بخونید که فایده داشته باشه

تعریف های ما از عشق و زندگی مشترک اشتباه است

یک شبه، بذار خوش باشیم.

همه مشکل دارند! :(

با این اوضاع خیلی هم به زندگی مشترک امیدوار نباش!

اگه بقیه بلد نیستند چکار کنند شما مدیریتشون کنید!

نگاه و گناه

مدرسه و دانشگاه آمدند ولی فرهنگ روابط دختر و پسر نه!

دوست به قلم سروش صحت

تعریف عشق

 

  • ترس و توکل

چی باعث بی وفایی آدما میشه؟!

یکبار اعتماد به حضرت زهرا (س)

ازدواج با برکت

اگه می خوای اونی که دلت می خواد رو بدست بیاری

 

  • موانع ازدواج

ترس از ازدواج

لازم نیست تمام بار مسئولیت را خودتون به دوش بگیرید که!

من خرج خودمم نمی تونم بدم چه برسه به یکی دیگه!

چون پول نداریم ازدواج نمیکنیم

آخه چرا اینقدر از بی پولی می ترسیم؟!

چقدرخدا پیش تو اعتبار داره؟

“نامه عاشقانه خداوند به تمام بندگان”

خدا دنبال بهانه میگرده به بندهاش روزی بده ولی این ماییم که ...

خدا به همه ی بنده هاش به یه چشم نگاه می کنه ولی ...

ازدواج آسان عملیه! فقط باید خودمان بخواهیم

تمام عزت و آبرو پیش خداست

چه وسایلی برای شروع زندگی مشترک لازمه؟!

کی گفته دختر باید جهزیه بده؟!!!

کی گفته بیکاری و مشکلات اقتصادی علت دیر ازدواج کردن جووناست؟!!!

مهریه ی درست به این میگن!

مهریه و جهزیه

این فیلمو ببیند تا تغییر کنید.

ببین عاقبتت چیه بعد به خودت و زندگی سخت بگیر.

آخه من چطوری با کسی که کار نداره ازدواج کنم؟!

من می خوام ازدواج کنم ولی ...!

دلمون می خواد ازدواج کنیم ولی نه ازدواج واقعی!

گاهی وقت ها مشکل از جایی هست که حتی فکرش را هم نمی کنیم

آخه اگه الآن ازدواج کنم که دیگه به بقیه ی زندگیم نمی رسم!

شروع کسب و کار

کار و درآمد

نمی خواهیم قبول کنیم که...

روش اشتباه

برو بابا!!! بیکاری حالا ازدواج کنی؟!!! برو خوش بگذرون

مردم حق دارند هرطوری که می خواهند فکر کنند

بهانه ها

تعریفمان از زندگی، رفاه، شادی، ثروت و ... خراب شده

علت ناراحتی ها باید ریشه ای مشخص و حل شود نه این که بهانه گیری کنیم.

 

  • همه چیز در دستان شماست

انتخاب شادی یا ناراحتی زندگی در دستان شماست

بجای اظهار ناراحتی و نگرانی دنبال راه حل باشیم!

همیشه این جمله را در پس ذهنتون داشته باشید. "من خودم نمیخوام."

الگویی از داستان زندگی بنیانگذار اپل

این انتخاب شماست که با صمیمیت و همفکری مشکلات ازدواجتونو حل کنید یا ...

همینه که هست! میخوای بخواه نمیخواهم هم باید بخوای:)

دید ما به زندگی همه چیز ماست

میشه راحت زندگی کرد و لذت برد، فقط باید دیدمونو عوض کنیم

مشکلات به خاطر فکر نکردنه!!!

کسی به فکر من نیست:(

کبک و برف

هرچیزی که فکر می کنید می تونید یا نمی تونید، در هر دو حالت حق با شماست. فورد

همه ی ما در زندگی 2 انتخاب داریم

زندگی مثل یه بازیه اگه جدی بگیری سخت میگذره

  • تکلیفتو با خودت روشن کن که چی میخوای

تکلیفتو با خودت روشن کن تا بتونی به هدفت برسی

کسی که نتونه تصمیم بگیره براش تصمیم میگیرند. پس تکلیفتو با خودت روشن کن و ...

ببین اولویت کدوم بیشتره، کار، ادامه تحصیل یا ازدواج!

اگه مسئولیت پذیر بودید تا حالا ازدواج کرده بودید

اول تکلیفتونو با خودتون روشن کنید تا ...

باید خودتو باور داشته باشی تا باورت کنند.

وقتی به آن چیزی که می خواهیم نمی رسیم، حواس خودمان را پرت می کنیم

رمز سلامت روان

ازدواج یا روابط دوستانه؟!

واقعاً خودت می دونی چی می خوای؟!!!

خودت نمی دونی چی می خواهی. تقصیر را گردن دیگران نیانداز!

یه پیشنهاد خوب برای درک انتظاراتی که از همسر آیندتون دارید

 

  • پیشنهاد برای ساده تر شدن ازدواج

اگه پدر و مادر دختر و پسر با هم رفیق باشند نه رقیب ...

حمایت خانواده ها اینطوری اگه باشه غیر ممکنه خوشبخت نشید.

خانواده ی دخترخانم ها هم بهتره کمک کنند.

چقدر خوب بود بجای این همه تجملات، یکی راه و رسم زندگی کردن را هدیه می داد!!!

پدر و مادر ها

کاش همه چیز دست ما جوونا بود

الآن نمی تونی ازدواج کنی؟! خودتو برای یه همسر خوب آماده کن!

خلاصه ترین نکات برای یک انسان شایسته شدن

وقتی اطرافیانتون مناسب نیستند انتظار مورد مناسب نداشته باشید

مهم نیست دیگران در مورد تو چی فکر می کنند ولی اینجا مهمه!

چرا دختر دنبال همسر خوب نگرده و همش منتظر باشه؟!!!

واقعاً ارزش داره به خاطر چیزهایی که داریم و نداریم غصه بخوریم؟!

نوشتن و حل مشکلات

کمک های ثروتمندان

فکر می کنید اشتباه میگم؟!

همسریابی

کتاب های بسیار مفید که حتما باید قبل از هر اقدامی مطالعه کرد

راه های رفته و نرفته

ایده های شما برای ازدواج آسان

نظرات دوستان، نظرهای من

چطوری جواب نظرات شما بدهم وقتی که ....

لطفاً اطلاعات کامل بدهید

 

3-     در حین فرآیند خواستگاری

  • جلسات و سوالات خواستگاری

مشخصات اولیه ی دختر/پسر

خودشناسی

خصوصیات همسر شایسته

مهارت های ارتباطی

سوالاتی نپرسید که جوابش فقط ناراحتتون می کنه

موقع عصبانیت خود واقعیمونو نشون میدیم

با این سوالات مسیر زندگی خودتان را تغییر می دهید!

این روزا برای تنها شدن کافیه صادق باشی

همه چیز را در جلسه ی اول نباید گفت.

چیزهایی که باید و نباید در خواستگاری گفت

گاهی وقتا نباید حرف زد.

حرف اشتباه در زمان اشتباه = از دست دادن یک همسر مناسب

روی خوب و روی بد آدما :)

خودمون کاری می کنیم که باعث کدورت بشه

گاهی مواقع خستگی جسمی باعث میشه رفتاری بکنیم که نتیجه ای جز پشیمونی نداره

دیدگاه های متفاوت باعث اختلاف نظر و مشاجره میشه

آیا این درسته که از کسی بخواهیم خودش را بخاطر ما عوض کنه؟

از هر کسی باید تا یه حدی توقع داشت.

تا حالا کسی را پیدا نکردم که منو به خاطر من بخواد

سوء تفاهمات باعث ناراحتی میشه ولی میشه مثبت نگاه کرد

دیگه واقعاً نمیدونم باید چکار کنم...

چقدر بده وقتی داری به خیال خودت محبت می کنی، طرف فکر کنه میخوای ایراد بگیری ...

چرا قبل از عاشق شدن دوست نداریم سؤالی بپرسیم؟

توی جلسه ی خواستگاری به همدیگه راحت بگید ...

هیچ کسی بهتر از من، من را نمی شناسه، پس بیا با هم رو راست باشیم

قرار نیست برای هم نقش بازی کنید، آنچه هستید را بگید

کسی که رک حرف می زنه پررو و بی حیاست

برای شناخت و معرفی خودتون تجربیات و افکارتون را مکتوب کنید

همه جا تواضع خوبه ولی نه توی خواستگاری

این اسمش نجابت نیست! اسمشو خودتون می دونید چیه

ببینید طرف سوره ی نساء را قبول دارد؟

آیا فردی که در خیابان می بینیم به درد ما می خورد؟

خواستگاری صحیح غیر رسمی

چرا منو رد کردی؟!

واقعاً نمی دونم مشکل چی بود که منو رها کرد؟! چرا جواب رد بهم داد؟!!!:(

اولین برداشت

مغرور نیستم ولی اینطور به نظر میاد

با سوء ظن فقط خودمونو ناراحت می کنیم

هیچ وقت جلوی کسی که قراره باهاش ازدواج کنی از یه دختر/پسر دیگه حرف نزن

حتماً سوالاتتون برای جلسه ی خواستگاری را بنویسید و دنبال خودتون ببرید

سوالات خواستگاری

چند سوال در مورد جلسه ی اول خواستگاری

برای شناخت یکدیگر با هم مطالعه کنید.

سوالات جلسه ی دوم:

سوالات جلسه ی سوم خواستگاری:

بعد از جلسه ی سوم دیگه بهتره کمتر به بقیه بگید

یکم قدردانی هم بد نیستا!

مهمترین سوالاتی که در خواستگاری باید پرسیده شود

 

  • ترس و توکل

آنقدر ازدواج و زندگی را سختش کردیم که ازش می ترسیم و هیچ کاری نمی کنیم

هیچ چیزی به اندازه ی ترس نمیتونه آدمو زجرکش کنه.

اگه تو زندگی بهم خیانت کنه چی؟! نمی تونم بهش اعتماد کنم!

اگه خوشبخت نشم چکار کنم؟!

می دونید چرا زود طلاق می گیریم؟!

انتخاب اشتباه انجام دادید یا افکار اشتباه داشتیم؟!!!

گاهی وقتا هیچ کسی نیست ...

هروقت احساس کردی که خیلی تنهایی

صورت مسئله را پاک نکن! مشکل هنوز وجود داره؛ فقط ازش فرار کردی!

و این ندای الهی هر لحظه بلند است:

اگه خدا بخواد کاری بشه

اگه تمام دنیا جمع بشوند تا کاری بشه و خدا نخواهد ...

گاهی وقتا بهترین کار توکله.

4ذکر کارساز

گاهی وقتا آدم دستش بسته است

هیچ موقع از دعا غافل نشید

اگه دعا و ختم و نذر کردی ولی به نتیجه نرسیدی...!

تو دیگه چرا؟!!!

خدایا ببخش که اینقدر قدرنشناسیم

کاش شناختن شخصیت آدما خیلی ساده بود

گاهی وقتا هیچ کسی کمک نمی کنه

چقدر نعمت داریم!!!

 

  • تحقیق و تصمیم گیری

تحقیق

انتظار بد چیزیه

یعنی چی اینقدر تحقیق می کنن؟! اصلاً نمی خوام!!!

افکاری که می تواند سرنوشت آدم را تغییر بدهند...!

خدایا آخه چرا اینقدر تصمیم گیری سخته؟!!!

گاهی مواقع تأمل بیش از حد آنچه داریم را از ما می گیرد.

گاهی وقتا ملاک های ما برای انتخاب یک شریک مناسب به نظر خودمون خیلی درسته ولی ...

همیشه قبل از اجرای تصمیمات مهم و سرنوشت ساز، حداقل 1 روز تأمل کن.

ازدواج کردن مثل امتحان پایان ترم میمونه

گاهی اوقات یک تجربه ی تلخ در گذشته باعث میشه آدم تصمیماتی برای آینده بگیره که ..

من اونقدر از زخم هایی که خوردم پُرم، که دیگه هیچ عشقی را باور ندارم

 

دعا و طلب خیر از خداوند

استخاره ی واقعی یعنی این!

چرا 2تا خوب با هم نمی تونن زندگی کنند؟!

همسری برای زندگی انتخاب کنید، نه همسری برای آبرو داری

بلند مدت نگاه کن!

مشکل اینجاست که نتیجه گرا هستیم- رابطه ی ازدواج با اقتصاد

با فکر و باور ازدواج کنید نه با ظاهر و هیکل

هر کاری که بکنی، بازم کسی هست که ناراضی باشه

به خاطر امتیازات خیلی خوب یک نفر، ردش نکنید

این ما هستیم که دست رد به امدادها و لطف الهی می زنیم

لقمه ی بزرگتر از دهنت بر ندار!

این اسمش خودخواهیه نه عشق!

عاشق واقعی به این میگن!

تورو خدا با هر کسی مشورت نکنید! آخه فروم اینترنتی هم شد محل مشورت گرفتن؟!!!

مراقب باشید چی دارید میگید. مردمو بدبخت نکنید!!!

لیاقت تو بهتر از اینهاست؛ فقط یکم صبر کن!

نکنه بهتر از این گیرم بیاد و من دارم عجله می کنم؟

لیاقت من بهتر از اینهاست!

مراغب باشیم چوب تکبر و تعصبتونو نخوریم

یه نگاهی به خودت بنداز!

بهتر از من هم وجود داره!

پریدن با آدمای بزرگ آدمو بزرگ نمی کنه، خیلی خودتو دست بالا نگیر

یه پیشنهاد دوستانه به دختر/پسرایی که قصد ازدواج دارند

 

بعضی وقت ها بعضی اشتباهات آدم غیرقابل جبرانه!!!

هر اشتباهی قابل جبرانه، فقط باید بخوای

هیچ وقت برای جبران اشتباهات دیر نیست

 

مشاور خوب برای راهنمایی شما کسیه که ...

همفکری تلفنی (با نویسندگان وبلاگ به صورت تلفنی صحبت کنید)

نوع مشاور و روش مشاوره ای که برای قبل از ازدواج بکار می گیرد سرنوشت ساز است

 

تا داشتمش قدرشو نداشتم

قدر چیزهایی که داریم را قبلِ از دست دادنشون بدونیم

 

چرا در خواستگاری ها اینقدر راحت ردم می کنند؟!

دخترها اطمینان خاطر میخوان! برای همین ردت می کنند!

اینقدر راحت کسی را رد نکنید.

به صرف یکی دو اشتباه یا سوتی طرف را رد نکنید!

دنبال بهانه میگردیم که جواب منفی بدیم

سریع یه جایگزین پیدا کن!

 

چطوری در انتخاب همسر احساساتی تصمیم نگیریم!

دوست جون جونی

گاهی وقتا باید با احساسات عمل کرد

گاهی وقتا عدم کنترل احساسات و عمل کردن براساس آن اوضاع را بدتر می کنه

من عاشقشم!!!

درسته وقتی به فکر یکی دیگه هستیم با یکی دیگه ازدواج کنیم؟!

به نظرت این عاقلانست منتظر کسی بمونی که خودشم نمی دونه می خواد چکار کنه؟!

مقایسه ی 2 خواستگار وقتی درسته که ....

گاهی وقتا جز انتظار شنیدن پاسخ طرف مقابل کاری نمیشه کرد

بخاطر ابهاماتی که توی ذهنمون داریم می ترسیم و رد می کنیم

اگه تو هم عاشق باشی کار حلّه

عمدی این کارو نکردم

فکر نکنید من خیلی بی احساسم

 

این که من میگم، تا ابد همینه! ولاغیر!!!

اونقدر سمجه که می خوام با جواب منفی حالشو بگیرم

به نظر شما چطوری میشه بی خیال عشق قبلی شد؟

من باید اول به کسی علاقه پیدا کنم تا بتونم باهاش ازدواج کنم

اگه واقعاً عاشق من باشه میفهمه باید با من چطوری رفتار کنه که خوشحال بشم

 

گاهی وقتا این عدم پذیرش واقعیته که ما را اذیت می کنه

خیالات و واقعیت

آدم میشه در عین سخاوت در اوج خساست باشه

این تنها خواسته ی منه! که بخوای بهتر از این بشی :)

پشیمانی بعد از انتخاب درست! چرا انتخاب کردن سخت تر از گذشته شده است؟!

می ترسم، نمی دونم چکار کنم

ترس و طمع

کسی را می خوام که بتونم بهش تکیه کنم!

آسون گرفتن دلیل بر مشکل داشتن نیست

ما فکر می کنیم که فقط دختر ها احساسات دارند!

 

زود قضاوت می کنیم، بد قضاوت می کنیم. بابا شاید اشتباه متوجه شده باشیم!

عشق در یک لحظه می تونه به نفرت تبدیل بشه و به عکس

یکم خودتو جای طرف مقابل بذار تا راحت تر درک کنی

بد شدنِ خوب، با حرف مردم

گاهی به نگاهمان نگاهی بیندازیم‎

برای این که آروم بشید حرف بزنید. فرار نکنید! غرور و تکبر بیجا در اینجا یعنی ...

رک حرف و احساساتتون رو بیان کنید

 

شرایط دوازده گانه مندرج در قباله ازدواج

 

اگه حرفی یا کاری کردم که کسی از دستم ناراضیه بگه

 

4-     در مورد زندگی مشترک

  • اصلاح باورهای در مورد زندگی مشترک

قبل از ازدواج مطالبی هم در مورد روابط بعد از ازدوج بدانیم بهتره!

هر کسی ممکنه بعد ازدواجشم از دختر/پسر دیگه ای خوشش بیاد

از کسی که انتقاد می کنه بدم میاد چون ...

اگه کر بودیم زندگی و محبت ها پایدارتر بود

این فیلمو ببیند تا تغییر کنید.

همش غر میزنه! میخوام از دستش راحت بشم!

بخاطر امام حسین (ع) بگذر تا دستتو بگیرند

چه پر توقع! همش از من یه چیزی می خواد!

چگونه از ایجاد یک رابطه ی صمیمی جلوگیری می کنید

آنچه در زندگی مشترک خیلی مهم است این است که ...

قدرت و جذبه به لجبازی کردن نیست!

مرد نباید چیزی بگه که اعتبارش پیش همسرش از دست بره

عامل بسیاری از مشکلات بعد از ازدواج

همه مشکل دارند! :(

چه ازدواج کرده باشید، چه نکرده باشید، باید بدانید که ...

معنی زندگی مشترک اینه

زندگی مشترک یعنی:

برای موفقیت زندگی مشترک باید بپذیریم که یک نفر رهبر باشه

 

  • شناخت خلقیات مرد و زن

از حالا تمرین کنید که وقتی یه زن زیبا می بینید ...

اکثر زن ها دوست دارند غر بزنند و مردها گوش کنند و هیچی نگن

چیزایی که همجنس خودتون می تونه برآورده اش بکنه را نباید از همسرتون توقع داشته با

 

5-     پیشنهادات و راه حل برای هرکدام از مراحل

  • معرفی افراد به همدیگر

همسریابی به روش جدید

دوستی با قصد شناخت برای ازدواج

نرم افزار مشاوره ی ازدواج

همکاری با ازدواج آسان

 


 
 
چقدر نعمت داریم!!!
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/٢٠
 

عالم ز برایت آفریدم، گله کردی                     از روح خودم در تو دمیدم، گله کردی

گفتم که ملائک همه سرباز تو باشند             صد ناز بکردی و خریدم، گله کردی

جان و دل و فطرتی فراتر ز تصور                    از هرچه که نعمت به تو دادم، گله کردی

گفتم که سپاس من بگو تا به تو بخشم         بر بخشش بی منت من هم، گله کردی

با اینکه گنه کاری و فسق تو عیان است        خواهان توام، تویی که از من گله کردی

هر روز گنه کردی و نادیده گرفتیم                 با اینکه خطای تو ندیدم، گله کردی

صدبار تو را مونس جانم طلبیدم                   از صحبت با مونس جانت، گله کردی

رغبت به سخن گفتن با یار نکردی               با اینکه نماز تو خریدم، گله کردی

بس نیست دگر بندگی و طاعت شیطان؟!   بس نیست دگر هرچه که از ما گله کردی؟!

از عالم و آدم گله کردی و شکایت              خود باز خریدم گله ات را، گله کردی

شاعر الهام دهقان


 
 
مهمترین سوالاتی که در خواستگاری باید پرسیده شود
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٢٥
 

مطلب زیر نظر یکی از خوانندگان وبلاگ هست. نظرات خودتونو ارسال کنید.

با عرض سلام و خسته نباشید من لینک دانلود فایل کم حجم برنامه گلبرگ با موضوع:

مهمترین سوالی که باید در خواستگاری پرسیده شود را برایتان فرستادم لطفا و خواهشا آن را در وبسایتتان قرار دهید چون وبسایتتان یک مکان جوان پست هست لطفا و خواهشا آن را در سایت قرار دهید. چون این قسمت این برنامه درد مشترک بسیاری از جوانان هست آدرس پوستر برنامه:

 http:///images/ef8jhbj2phyeyn6jffu7.jpg  لینک دانلود قسمت اول با حجم حدود 10 مگابایت http://s4.picofile.com/file/8168935050/ezdevaj_1.mp3.html  لینک دانلود قسمت دوم با حجم حدود 11 مگابایت http://s4.picofile.com/file/8168930968/ezdevaj_2.mp3.html
منابع: منبع تصویر گل: پیکس باز منبع فایل صوتی: آوینی لطفا در صورت قبول یا رد مطلب بالا دلیل آن را برایم ایمیل کنید. با تشکر


 
 
“نامه عاشقانه خداوند به تمام بندگان”
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٢٥
 

سوگند به روز وقتی نور میگیرد و به شب وقتی آرام میگیرد که من نه تو را رها کرد ه‌ام و نه با تو دشمنی کرده‌ام  
ضحی ۱تا ۳ 

افسوس که هرکس را فرستادم تا به تو بگویم دوستت دارم و راهی پیش پایت بگذارم او را به مسخره گرفتی
یس ۳۰

و از تمام پیامهایم روی برگرداندی
 انعام ۴

و با خشم رفتی و فکر کردی هرگز بر تو قدرتی نداشته ام
 انبیا ۸۷

و مرا به مبارزه طلبیدی و چنان گمان بردی خودت بر همه چیز قدرت داری
 یونس ۲۴ 

و این در حالی بود که حتی مگسی را نمی توانستی و نمی توانی بیافرینی و اگر مگسی از تو چیزی بگیرد نمی توانی از او پس بگیری
 حج ۷۳ 

پس چون مشکلات از بالا و پایین آمدند و چشمهایت از وحشت فرورفتند و تمام وجودت لرزید گفتم کمک هایم در راه است و چشم دوختم ببینم که باورم میکنی اما به من شک داشتی
احزاب ۱۰

تا زمین با آن وسعت بر تو تنگ آمد پس حتی از خودت هم به تنگ آمدی و یقین کردی که هیچ پناهی جز من نداری ، پس من به سوی تو بازگشتم تا تو نیز به سوی من بازگردی ، که من مهربانترینم در بازگشتن
 توبه ۱۱۸


 
 
ازدواج آسان سه ساله شد
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ۸:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/۱٧
 

لبخندامروز سومین سالگرد تولد وبلاگهقلب
امیدواریم با همراهی شما دوستان وبلاگ هر روز بهتر از قبل و با ارائه ی خدمات بیشتری در خدمت شما دوستان باشه.
منتظر نظرات و همراهی های ارزشمند شما هستیم. 


 
 
هیچ موقع از دعا غافل نشید
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ۸:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٩/٢٤
 

هیچ موقع ناامید نشید مطمئن باشید که دعاها، توسلات و ختم و نذرهای شما حتماً جواب میده. ممکنه دیر بشه ولی مطمئناً جواب میده. فقط یه چیزی!!!

مراقب باشیم، با ناامید شدن، ناشکری نعمت هایی که داریم، بداخلاقی و بی احترامی به دیگران ،مخصوصاً پدر و مادر، و کارهای اشتباه، اجابت شدن دعایمان را به تأخیر نیاندازیم.

در اینجا چند مورد از دعاهایی که فکر می کنم می تونه مفید باشه را براتون میارم:

1-      به قول شیخ رجبعلی خیاط در موقع دیدن نامحرم بگویید: «یا خَیرَحَبیبٍ و مَحبوبٍ صَلِّ عَلی مُحمّدٍ و آلِه» تا از وسوسه شیطان در امان باشید.
"چشمت به نامحرم می افتد، اگر خوشت نیاید که مریضی! پس اگر خوشت آمد فورا چشمت را ببند و سرت را پایین بینداز و بگو: یا خیر حبیب... ؛ یعنی خدایا من تو را می خواهم، اینها چیه؟! هر آنچه را نپاید، دلبستگی نشاید...»

بگید: "خدایا من به خاطر تو چشممو از نامحرم بستم. خودت بهترشو بهم بده."

2-      طبق آیه ی 24 سوره ی قصص، حضرت موسی (ع) در زمان دید دختران شعیب گفتند: "رَبِّ إِنِّی لِما أَنْزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ" «پروردگارا! هر خیر و نیکى بر من فرستى، به آن نیازمندم!» و بعد از آن خداوند شرایط ازدواج و مسکن او را فراهم کرد.

3-       زیاد بگید: "رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا"
پروردگارا، براى ما از همسران و فرزندانمان روشنى دیدگان (نسل‏هاى صالح و پاک و متّقى) عطا کن و ما را بر پرهیزکاران (در مسابقه به سوى ایمان یا رهبرى در اصول و فروع و معارف) پیشوا گردان.

4-      گفتن ذکر "رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَفِی الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ"

5-      امام صادق علیه السلام وقتی حاجت مهمی داشتند به سجده مى رفتند و هفت بار مى گفتند "یا ارحم الراحمین" سپس حاجت خود را از خدا درخواست مى کردند.

6-      بعد از نمازهای واجب یک بار آیه الکرسی را تا «هو العلی العظیم» بخوانید و بعد تسبیحات فاطمه زهرا سلام الله علیها را بگویید و بعد سه بار سوره توحید «قل هو الله احد» و بعد سه بار صلوات "اللهم صل علی محمد و آل محمد" و بعد سه بار آیه مبارکه: وَمَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا"
(هرکس تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می‌کند و او را از جایی که گمان ندارد روزی می‌دهد، و هرکس بر خداوند توکل کند کفایت امرش را می‌کند، خداوند فرمان خود را به انجام می‌رساند، و خدا برای هر چیزی اندازه‌ای قرار داده است.)
این از کیمیا هم بهتر است.

7-      قبل و بعد از دعایتان صلوات بفرستید چون
از حضرت علی (ع) روایت است که: "دعایتان را با صلوات شروع و با آن ختم کنید، تا دعای شما بین دو دعای مقبول واقع شود و مستجاب گردد، زیرا خدا کریم‌تر از آن است که اول و آخر دعاء را مستجاب کند و وسط آن را مستجاب ننماید."

در آخر دعا هم بگید: "فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا ۖ وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ" و "اُفوِّضُ أمری إلَی الله إنّ الله بصیرٌ بالعباد" یعنی خدایا تو بهترین حافظ و نگهداری من هستی و می دونی چی برای من خوبه و چی برای من بده. کارمو دادم دست خودت که میدونی چه اوضاع و احوالی دارم. به دادم برس!!!

گاهی وقتا دو رکعت نماز بخونید و در سجده ی آخر صلوات بفرستید، بعدش هفت مرتبه بگید "یا ارحم الراحمین"، بعدش بگید "اَسْتَخیرُ اللهَ بِرَحْمَتِهِ خِیَرةً فی عافِیة" یک صلوات بفرستید و بعد تا جایی که نفستان یاری می کند بگوید: " یا ربِّ یا ربِّ یا ربِّ" و بعد سر از سجده بر دارید.

«پیشنهاد می کنم هر کدام از این اذکار را که می توانید در قنوت نمازتان بخوانید یا مدام تکرارشان کنید.»

«لازم نیست همه ی این ها را مدام پشت سر هم و با هم بگید، هر کدومو تونستید و دوست داشتید بگید.»

در آخر هم پیشنهاد می کنم پست های "میشه خواهش کنم اینو تا آخرش بخونید؟! داستان صبر"، "حیف که صبور نیستیم"، " واقعاً نمی دونم مشکل چی بود که منو رها کرد؟! چرا جواب رد بهم داد؟!!!:( " و "همیشه وقتی ناامید شدی بدون که فقط یک قدم مونده" را مطالعه بفرمایید.

این مطلب ناقص است. در آینده تکمیل خواهد شد.


 
 
4ذکر کارساز
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ۸:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٩/٢٤
 

امام صادق علیه السلام فرمود: در شگفتم از کسی که از چهار چیز در هراس است، چگونه به چهار چیز پناه نمی‏برد:

1. در شگفتم از کسی می‏ترسد، چگونه به سخن خدا «حسبنا الله و نعم الوکیل» پناه نمی‏برد؟!
زیرا من از خدای بزرگ شنیده‏ام که در پی آن می‏فرماید: «پس با نعمت و بخششی از جانب خدا، بازگشتند در حالی که هیچ گزندی به آنان نرسیده بود.» (آل عمران ایه 171)

 2. و در شگفتم از کسی که اندوهگین است چگونه به سخن خدای بزرگ «لا إله إلّا أنت سبحانَک إنّی کُنتُ مِنَ الظّالِمین» پناه نمی‏برد؟!
زیرا من از خدای بزرگ شنیده‏ام که در پی آن می‏فرماید: «پس خواسته‏ی او را پذیرفتم و او را از اندوه رهانیدیم و مؤمنان را این‏گونه رهایی می‏بخشیم.» (سوره انبیاء آیه 88)

3. و در شگفتم از کسی که با او مکر و نیرنگ شده است، چگونه به این سخن خداوند «و اُفوِّضُ أمری إلَی الله إنّ الله بصیرٌ بالعباد» پناه نمی‏جوید؟! زیرا از خدای بزرگ شنیده‏ام که در پی آن می‏فرماید: «پس خداوند او را از بدی‏های نیرنگشان نگاه داشت.» (سوره غافر آیه 44)

4. و در شگفتم از کسی که خواهان دنیا و زینت‏های آن است، چگونه به سخن خدای بزرگ «ما شآء الله و لا حول ولا قوّةَ إلّا بالله» روی نمی‏آورد؟! زیرا من از خدای بزرگ شنیده‏ام که در پی آن می‏فرماید: « ... پس امید است که پروردگارم بهتر از بوستان تو به من عطا کند.


 
 
همه جا تواضع خوبه ولی نه توی خواستگاری
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ۱:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٢٩
 

شاید بگید: "به من چه که همه ی امتیازات و خوبی های خودمو بیان کنم. اگه واقعاً منو دوست داشته باشند خودشون با تحقیق متوجه میشند که من چه خوبی هایی دارم." ولی نه!

اینجا دیگه فرق داره! اینجا باید تموم خوبی ها، امتیازات و نکته های مثبتی که دارید را خودتون برای طرف مقابل و خانوادش بیان کنید. نگید: "این یه نوع خود پسندیه!" نخیر! این بیان واقعیت ها و کمک کردن به طرف مقابل برای شناختن ساده تر شماست تا سریعتر و درست تر تصمیم بگیره.

برای این کار می تونید یه لیست کامل از تمام خوبی های خودتون بنویسید تا به خاطر استرس زمان خواستگاری فراموششون نکنید.


 
 
در حال زندگی کن تا آینده را بسازی
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ٤:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٢٧
 

در حال زندگی نمی کنیم و همین باعث میشه به خاطر ناراحتی و نگرانی از وضعیت موجود، آینده ی خودمان را هم تباه می کنیم.

چه بسا مواردی که افسوس گذشته را خورده ایم و پیش خودمان گفته ایم: "ای کاش اینقدر به خودم و شرایطم سخت نمی گرفتم و از آن چیزی که داشتم لذت می بردم."

این خودش نوعی شکر نعمته و مقدمه را برای جذب نعمت های جدید فراهم می کنه. ولی با ناراحتی و خراب کردن شادی هایی که الآن -با همین شرایط موجود- می توانیم از آنها بهره ببریم هیچ چیزی نصیبمان نمی شود جز افسوس و ناراحتی های آینده.


 
 
از هر کسی باید تا یه حدی توقع داشت.
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ۱:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/٢٤
 

افراد مختلف در محیط ها، فرهنگ ها و خانواده های مختلف رشد می کنند و به این خلق و خو عادت کرده اند؛ مثلاً این منطقی نیست که به کسی که توی خانوادش بهش نگفتن بالا چشمت ابروِ، مدام ایراد بگیری یا کسی که توی دوران مجردیش همش با دوستاش بوده بخوای همشونو یه دفه بذاره کنار. این منطقی نیست که فکر کنی فقط با عشق و علاقه حاضر میشه غرورش و اکثر عادت های دوران مجردیش را زیر پا بذاره. یکم منصفانه نگاه کنید. شاید حتی برای مدتی دووم بیاره ولی بدونید که همش تحت فشاره و بالاخره یه جایی این ناراحتی خودشو نشون میده.

این مشکل کسایی هست که میگن: "بذار ازدواج کنیم، خودم بهش یاد میدم." یا "بذار ازدواج کنیم، خودم درستش می کنم."

برای همینه که میگن قبل ازدواج چیزایی که خیلی براتون مهمه یا بهش عادت دارید را با هم در میون بذارید که بعد ازدواج به خوبی با اخلاق و فرهنگ هم آشنا باشید.


 
 
مردم حق دارند هرطوری که می خواهند فکر کنند
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/٢۸
 

ماه حق نداریم آنطوری که آنها فکر می کنند بشویم.


 
 
داستان حضرت موسی و حضرت خضر (ع)
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ٥:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٤/٢٥
 

هر چیزی در این دنیا رخ میده علتی داره.
طبق آیه ی 78 سوره ی کهف که در مورد داستان حضرت موسی و حضرت خضر (ع) است، خیلی از ماها در دنیا عجول هستیم و همش دنبال علت و چرایی وقایع می گردیم. همش میگیم:
"خدایا آخه چرا اینطوری شد؟! چرا این کار را در حق من کردی؟! چرا این شرایط و بلاها باید سرِ من بیاد؟!!!"
غافل از این که اگه صبر کنیم و در مسیر خدا ثابت قدم باشیم، خدا خودش کم کم علت و شرح کامل این که چرا شرایط زندگی ما چنین است و این که چرا این شرایط برای ما بهترین بوده است را به ما نشان می دهد.

پیشنهاد می کنم این داستان را از قرآن بخونید.


 
 
اگه تمام دنیا جمع بشوند تا کاری بشه و خدا نخواهد ...
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ۳:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٤/۱٠
 

غیر ممکنه بشه و اگه تمام دنیا جمع بشوند که نخواهند کاری بشود و خداوند بخواهد، محال ممکنه که اون کار انجام نشه.


 
 
همه ی ما در زندگی 2 انتخاب داریم
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ٩:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۳/٢٠
 

پیشنهاد می کنم متن زیر را بخونید تا متوجه شوید که خوشبخت شدن یا ...

در هر دو حالت در دستان ماست.

جری مدیر یک رستوران است. او همیشه در حالت روحی خوبی به سر می برد. هنگامی که شخصی از او می پرسد که چگونه این روحیه را حفظ می کند، معمولا پاسخ می دهد: «اگر من کمی بهتر از این بودم دوقلو می شدم.» هنگامی که او محل کارش را تغییر می دهد بسیاری از پیشخدمتهای رستوران نیز کارشان را ترک می کنند تا بتوانند با او از رستورانی به رستوران دیگر همکاری داشته باشند. چرا؟ برای اینکه جری ذاتا یک فرد روحیه دهنده است. اگر کارمندی روز بدی داشته باشد، جری همیشه هست تا به او بگوید که چگونه به جنبه مثبت اوضاع نگاه کند.

 مشاهده این سبک رفتار واقعا کنجکاوی مرا تحریک کرد، بنابراین یک روز به سراغ او رفتم و پرسیدم: «من نمی فهمم! هیچکس نمی تواند همیشه آدم مثبتی باشد. تو چطور اینکار را می کنی؟»

جری پاسخ داد: «هر روز صبح که از خواب بیدار می شوم به خودم می گویم، امروز دو انتخاب دارم. می توانم در حالت روحی خوبی باشم و یا می توانم حالت روحی بد را برگزینم. من همیشه حالت روحی خوب را انتخاب می کنم هر وقت که اتفاق بدی رخ می دهد، می توانم انتخاب کنم که نقش قربانی را بازی کنم یا انتخاب کنم که از آن رویداد درسی بگیرم. هر وقت که شخصی برای شکایت نزد من می آید، می توانم انتخاب کنم که شکایت او را بپذیرم و یا انتخاب کنم که روی مثبت زندگی را مورد توجه قرار دهم. من همیشه روی مثبت زندگی را انتخاب می کنم.»

من اعتراض کردم: «اما این کار همیشه به این سادگی نیست.»

جری گفت: «همینطور است. کل زندگی انتخاب کردن است. وقتی شما همه موضوعات اضافی و دست و پاگیر را کنار می گذارید، هر موقعیتی، موقعیت انتخاب و تصمیم گیری است. شما می توانید انتخاب کنید که چگونه به موقعیتها واکنش نشان دهید. شما انتخاب می کنید که افراد چطور حالت روحی شما را تحت تاثیر قرار دهند. شما انتخاب می کنید که در حالت روحی خوب یا بدی باشید. این انتخاب شماست که چطور زندگی کنید.»

چند سال بعد، من آگاه شدم که جری تصادفا کاری انجام داده است که هرگز در صنعت رستوران داری نباید انجام داد. او درب پشتی رستورانش را باز گذاشته بود.

و بعد... صبح هنگام، او با سه مرد سارق روبرو شد. آنها چه می خواستند؟  . درحالیکه او داشت گاوصندوق را باز می کرد به علت عصبی شدن دستش لرزید و تعادلش را از دست داد. دزدان وحشت کرده و به او شلیک کردند. خوشبختانه، جری را سریعا پیدا کردند و به بیمارستان رساندند. پس از 18 ساعت جراحی و هفته ها مراقبتهای ویژه، جری از بیمارستان ترخیص شد در حالیکه بخشهایی از گلوله ها هنوز در بدنش وجود داشت. من جری را شش ماه پس از آن واقعه دیدم. هنگامی که از او پرسیدم که چطور است؟

پاسخ داد: «اگر من اندکی بهتر بودم دوقلو می شدم. می خواهی جای گلوله را ببینی؟»
من از دیدن زخمهای او امتناع کردم، اما از او پرسیدم هنگامی که سرقت اتفاق افتاد در فکرت چه می گذشت.
جری پاسخ داد: «اولین چیزی که از فکرم گذشت این بود که باید درب پشت را می بستم. بعد، هنگامی که آنها به من شلیک کردند همانطور که روی زمین افتاده بودم، به خاطر آوردم که دو انتخاب دارم: می توانستم انتخاب کنم که زنده بمانم یا بمیرم. من انتخاب کردم که زنده بمانم.»
پرسیدم: «نترسیده بودی؟»
جری ادامه داد: «کادر پزشکی عالی بودند. آنها مرتبا به من می گفتند که خوب خواهم شد. اما وقتی که مرا به سوی اتاق اورژانس می بردند و من در چهره دکترها و پرستارها وضعیت را می دیدم، واقعا ترسیده بودم. من از چشمان آنها می خواندم که این مرد مردنی است. می دانستم که باید کاری کنم.»
پرسیدم: «چکار کردی»
جری گفت: «خوب، آنجا یک پرستار تنومند بود که با صدای بلند از من می پرسید آیا به چیزی حساسیت دارم یا نه؟ من پاسخ دادم، بله. دکترها و پرستاران ناگهان دست از کار کشیدند و منتظر پاسخ من شدند. یک نفس عمیق کشیدم و پاسخ دادم، گلوله. در حالیکه آنها می خندیدند گفتم، من انتخاب کردم که زنده بمانم. لطفا مرا مثل یک آدم زنده عمل کنید نه مثل مرده ها.»
به لطف مهارت دکترها و البته به خاطر طرز فکر حیرت انگیزش، جری زنده ماند.
من از او آموختم که هر روز شما این انتخاب را دارید که از زندگی خود لذت ببرید و یا از آن متنفر باشید. طرز فکر تنها چیزی است که واقعا مال شماست – و هیچکس نمی تواند آنرا کنترل کرده و یا از شما بگیرد. بنابراین، اگر بتوانید از آن محافظت کنید، سایر امور زندگی ساده تر می شوند.

انتخابهای ما و طرز تفکری که به انتخاب نهایی منجر می شود می تواند دید ما را نسبت به جهان هستی تغییر دهد.


 
 
خودمون کاری می کنیم که باعث کدورت بشه
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ۳:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٢۳
 

خیلی وقتا، مسائلی توی زندگی پیش میاد که گفتن نداره. اصلاً صلاح نیست کسی ازش با خبر بشه. تازه دونستنش باعث میشه که بخوان در موردش اظهار نظر بکنند و بگن: "چرا فلان کارا را کردید و چرا بهمان کار را نکردید." و همین باعث میشه که آدم از کرده ی خودش حس خوبی بهش دست نده.

البته منظور این نیست که با دیگران مشورت نکنید. مشورت باید باشه ولی وقتی عمل کردید دیگه نظر بقیه را در مورد کاری که انجام دادید نپرسید.

انسان ذاتاً اینطوریه که دلش می خواد وقتی کاری را انجام داده از اطرافیان و دوستانش بپرسه تا تأییدش کنند و ازش تعریف کنند. اینو توی لباس خریدن و ... هم می تونید مشاهده کنید. ولی این باعث میشه که خیلی از مواقع هم نظراتی داده بشه که باب میل آدم نیست. و همین می تونه کاری بکنه که از کاری که انجام دادیم و از چیزی که بدست آورده ایم لذت نبریم و این خودش نوعی ناشکریه و باعث میشه همش در نوعی ناراحتی و حسرت به سر ببریم و حتی توی رفتارمون با طرف مقابل اثر منفی میذاره. وقتی خداوند شرایط را اینطوری پیش برده که الآن شاهدش هستیم، دیگه چرا به خاطر گذشته و این که چرا اینطوری شد و آنطوری نشد فکر کنیم و خودمان را ناراحت کنیم؟!!!

پس اگه ازدواج کردید، دیگه لازم نیست همه در مورد جزئیات زندگی و مهریه و صحبت هایی که زده شده یا در آینده زده میشه اطلاع داشته باشند.


 
 
ازدواج آسان عملیه! فقط باید خودمان بخواهیم
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ٩:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/۱٩
 

راستش مدتی پیش جشن ازدواج یکی از دوستان رفتم که خیلی مجلل و با شکوه بود. همه دعوت شده بودند و حسابی کولاک کرده بودند. به قول معروف از اونایی بود که می خواستن چشم همه را در بیارن. توی مجلس یه چیزی به ذهنم رسید. گفتم: "حالا این بنده ی خدا داشت که اینطوری خرج بکنه و همه را هم دعوت کنه! اون دختر و پسرایی که ندارن چکار کنن؟! مگه اونا دل ندارن؟!!! خب اونم وقتی این شکوه و عظمتو می بینه دلش میخواد! نمیخواد؟!!! برای همینم توقعات بالا میره. دختر و پسر دنبال کسی می گردن که به قول معروف رو دست طرفو بیارن.

خداییش داریم برای چی ازدواج می کنیم؟!!! برای این که به آرامش برسیم و رشد کنیم یا این که قیافه بگیریم که "بـــــــــــله! ما هم داریم خرج کنیم! بهترشم داریم!" داریم به کدوم سمت میریم؟!!! داریم ازدواج می کنیم که دل مردمو بسوزونیم و بشکنیم؟!!!

به نظرتون کدومش پایدارتره؟! زندگی ای که به هدف رو کم کنی و به قیمت ناراحت و ناامید شدن خیلی از جوونا شروع بشه یا ازدواجی که با وجود این که توان خرج کردن داریم، به یه دختر و پسر دیگه هم کمک کنیم ازدواج کنند؟!!!

می خواهیم دعای خیر بقیه همراهمون باشه یا حرف و نقل و حسادت و کدورت؟!!!

مطالبی که در ادامه می خونید نمونه هایی واقعی از سادگی ازدواج و شروع زندگیست.

 از اون جایی که عروسی ها با این شکل و سبک هرکاری هم کنید بالاخره یک جاییش گناه میشه و من اینو تو مراسم خیلی از مذهبی ها حتی دیدم، ما هم برای عروسیمون مسافرت رفتیم و بعد یک مراسم مختصر در حد ولیمه عروسی در یک سالن گرفتیم و به همه هم گفتیم مراسم ساده هست که تشریفاتی و با ارایش های زننده و پوششهای نامناسب مجلس مارو آمیخته به گناه نکنند.شام هم یک نوع غذا بیشتر نبود.
لباس عروس هم پوشیده شد، به آرایشگاه هم نگفتیم عروس هستیم، طبعاً هزینه اش خیلی متفاوت شد.
هم ارایشگاه هم سالن.
در سالن هم یه خانومی امدن مداحی کردن.
میخوام بگم حتی خیلی از بچه مذهبی ها هم، دیگه خیلی تلاش کنن دنبال این هستن که آهنگ نداشته باشنه؛ دیگه به این فکر نمیکنن که این  ریخت و پاش ها و چشم و هم چشمی ها اسرافه و گناه.
البته فکر نکنید خانواده هم مخالفت نکردن ها. پدر مادر بنده مخالف یک نوع غذا و تا این حد ساده بود مراسم بودن اما میشود با کمی منطق و استدلال خانواده ها رو راضی کرد.

خاطره ای از آقای قرائتی:
من یک کارت عروسی از یک دختر خانمی که خانه پدرش رفتم دستم آمد از بس جذب این کارت شدم کارتش را با خودم آوردم قم. یکی از افراد محترم تبریز دخترش را عروس میکند بعد در کارت عروسیش می نویسد که باسمه تعالی دوشیزه فلانی و آقای فلانی به ازدواج هم در آوردند بنا داشتیم جشن با شکوهی بگیریم شما را هم دعوت کنیم اما تصمیم گرفتیم بودجه جشن را بدهیم به یک خواهر و برادر و آنها هم ازدواج کنند.

بنابراین جشنی نداریم کارت را فرستادیم که بدانید ما عروس شدیم ولی تشریف نیاورید. این کارت کارت اطلاع بود که بدانید که ازدواج شد گرچه از دیدارتان محرومم ولی امیداورام این عمل انقلابی اسلامی را بپذیرید. و اگر یک سال تشریفات ازدواج در ایران کم بشود، دختر و پسری بی زن و بی شوهر نمی مانند و اگر یک سال پولهایی که در ساختمانها خرج دکور سازی می شود کم بشود کسی بی خانه در ایران نمی ماند.

آدم در این شرایط می تونه یه سفر تفریحی مثل کیش بره بعد دو خانواده و اعضای آن دور هم یه جشن کوچک برگزار کنند. عروس و داماد هم میتونند با لباس شیک عروسی و دامادی برن آتلیه و برای یادگاری عکس ای زیبا بندازن.
من و شوهرم که پنج ماه پیش عروسی گرفتیم همین کارو کردیم چون مسلما تعداد بیشتر مهمونها را کنترل کرد.
به نظر من اگه کسی بخواد از گناه جلوگیری کنه بعضی وقتا خودش باید از یکسری لذتها و خواسته هاش صرفنظر کنه

«متاسفانه بعضی از بچه مذهبی ها وقتی می خوان جشن عروسی بگیرن، ممکنه با مشکلاتی مواجه بشن. یکی از این مشکلات، تمایل بعضی خانواده ها به انجام برنامه هایی است که ممکنه متاسفانه توش گناه هم صورت بگیره.

لذا از دوستان اگه کسی ایده یا تجریباتی برای برگزاری مراسم های عروسی شاد ویژه ی بچه مذهبی ها چه از لحاظ قالب، چه محتوا و چه معرفی مجریان و سخنرانان و گروه های خوب داره، لطفا برای استفاده ی سایر دوستان ذیل این ایمیل مطرح کنه.

خدا خیرتون بده»
برگرفته از مطالب گروه محسنین <Mohsenin110@googlegroups.com>


 
 
دوست جون جونی
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٢/۱٦
 

به نظرتون همسر آدم دوستش نیست؟!

“اخلّاء" جمع خلیل است و خلیل یعنی دوست خالص یا به قول خودمان دوست جون جونی، رفیق شش دانگ و...ا
آیه ای از قرآن درباره دوست صمیمی است که همیشه برایم تکان دهنده بوده وعجیب.

مضون این آیه این است که دوستان صمیمی در قیامت برای همدیگر دشمن می شوند. یعنی قیامت که باطن این دنیاست و حقایق آشکار میشود برخی دوستان صمیمی برای هم دشمن جانی می شوند و این مطلب معنایش این است که حقیقت دوستی آنها باعث دوری آنها از خدا شده و در حقیقت و باطن عالم از ابتدا هم دشمن همدیگر بوده اند و همدیگر را از کمال حقیقی دور کرده اند.
البته این آیه استثنایی هم دارد و متقین را استثنا کرده یعنی افراد با تقوا که دوستی آنها بر اساس تقوا باشد در قیامت هم دوست باقی می مانند.
الاخلاّء بعضهم لبعض عدو الاّ المتقین/ زخرف67

وقتی با آدم نامناسبی دوستی می کنیم حتی اگر درگناه با او همراه نشویم باز هم روحمان از او تأثیر می پذیرد. آدم بخواهد یا نخواهند روح او متأثّر میشود.
به قول آیت الله فیاضی اگر سنگ زمخت را هم کنار یک تکه یخ بگذاریم سنگ سخت اثر می پذیرد؛ پس چگونه میشود که روح انسان با آن همه لطافت از بودن در کنار دیگران اثر نپذیرد.

می‏رود از سینه ‏ها در سینه ‏ها         از ره پنهان صلاح و کینه ‏ها
مواظب دلهایمان باشیم که درکنار دوستهای غیر خدایی یخ نزند.
ببینیم چه کسی را برای یک عمر دوستی می خواهیم انتخاب کنیم.

برگرفته از وبلاگ "پاتوق بچه شیعه ها".


 
 
چرا 2تا خوب با هم نمی تونن زندگی کنند؟!
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ۸:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٦
 

گاهی وقتا می شنویم دختر و پسری که خیلی خوب هستند از همدیگه جدا شدند!!! آخه علت چی بوده؟!!!

یکی از علل مهمش اینه که ما جوونا تا حالا تجربه ی زندگی مشترک را نداشته ایم و با مسائلی که فقط می تونه در زندگی مشترک پیش بیاد مواجه نشده ایم و همین باعث میشه وقتی بعد از ازدواج باهاشون روبرو میشیم ندونیم باید چکار کنیم و خیلی مواقع با عجله میریم سراغ بدترین و آخرین گزینه.

پس چکار میشه کرد؟!!!
اینجاست که توکل و انعطاف پذیری معنا و کاربرد پیدا می کنه. باور این که همه ی زندگی ها چنین مشکلاتی دارند. باور این که باید صبر کرد و از خیلی چیزها گذشت. باور این که باید به خاطر خدا و رضای او فداکاری کرد. باور این که با هرکسی زندگی کنیم باز هم ممکنه همین اختلافات را در قالب دیگری داشته باشیم. باور این که «اختلاف نظر و سلیقه در تمام زندگی ها هست، مهم اینه که بتونیم با پذیرش تمام این اختلاف نظرها در کنار هم زندگی خوبی داشته باشیم» می تونه کمک کننده باشه.
کافیه یکم بیشتر به زندگی اطرافیانتون دقت کنید تا مصداق هاش رو پیدا کنید.

در آخر هم باید بگیم: "خدایا همه چیز دست خودته. تو صلاح و مصلحت ما را بهتر از خودمون می دونی. دستمونو بگیر تا کاری نکنیم که شرمنده ی تو و چهارده معصومت (ع) بشیم."

آمین


 
 
همکاری با ازدواج آسان
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٥
 

تا خودمان برای خودمان کاری نکنیم نباید انتظار داشته باشیم دیگران کاری بکنند.

با سلام
این باعث افتخار است که شما نیز عضوی از گروه ازدواج آسان باشید.
در ابتدا مواردی را خدمتتان عرض می کنیم.

هدف وبلاگ: توسعه ی فرهنگ ازدواج آسان و اصلاح دیدگاه ها در مورد ازدواج
موارد همکاری:
تمام مواردی که می تواند به هدف این وبلاگ کمک کند از جمله:
1- ارسال مطلب و تجربیات خود یا اطرافیان در وبلاگ
2- به اشتراک گذاری مطالب وبلاگ به همراه لینک آن در فیسبوک، وبلاگ خودتان و گروه هایی که برای ازدواج آسان فعالیت می کنند.
3- دعوت از دوستان و آشنایان برای لایک کردن صفحه ی فیسبوک ازدواج آسان Ezdevajeh Asan
4- مدیریت و ارتقاء کیفیت صفحه ی فیسبوک ازدواج آسان
5- ارتقاء کیفیت ظاهر وبلاگ
6- برنامه نویسی و کیفیت خدمات نرم افزاری وبلاگ
7- اطلاع رسانی در مورد وبلاگ و مطالب آن برای استفاده ی عموم
8- دعوت از دوستان و اطرافیان برای عضویت در گروه ازدواج آسان و کمک به توسعه ی این فرهنگ
9- ارائه ی ایده های جدید برای ساده سازی ازدواج مانند روش های معرفی موردهای مناسب به دختر و پسرهای جوان
و ...

روش ارسال مطالب توسط شما در وبلاگ ازدواج آسان:
در ابتدا با ارسال پیامی به آدرس ezdevajehasan@gmail.com تمایل خود برای ارسال مطلب را اعلام بفرمایید.
ایمیلی تحت عنوان "لینک ارسال مطلب" به آدرس ایمیل شما فرستاده خواهد شد.

برای ارسال مطلب کافیست در پرشین بلاگ عضو بشوید و با کد کاربری و کلمه ی عبور خود وارد شوید.

  • اگر قبلاً در پرشین بلاگ، وبلاگ ساخته باشید با همان کدکاربری هم می توانید مطلب ارسال کنید.

از این پس شما می توانید با سلیقه و صلاحدید خود در انتشار مطالب جدید فعالیت کنید.

 در آخر:
ایده های زیادی در زمینه ی ازدواج آسان وجود دارد که تنها با حمایت و همراهی شما دوستان می توانیم به آنها جامه ی عمل بپوشانیم.

منتظر نظرات و ایده های ارزشمند شما هستیم.
تشکر بابت حسن توجه شما.
با آرزوی موفقیت برای شما


 
 
از کسی که انتقاد می کنه بدم میاد چون ...
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ۱:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/۳
 

انتقاد می تونه باعث ناراحتی و کدورت بشه. حتی دشمنی ایجاد کنه و ارتباط ما را با طرف مقابل دچار مشکل بکنه ولی میشه اینطوری هم نگاه کرد که:
کسی که به ما انتقاد می کنه و به اصطلاح غُر می زنه، خواسته یا ناخواسته داره نقطه ضعف ما را بهمون میگه.

معمولاً هیچ کسی تا وقتی همه چیز درست و خوب باشه چیزی نمیگه. دریغ از یک تشکر خشک و خالی!!! ولی خدا نکنه یه ایراد کوچیک ببینند، دیگه واوِیـــــــــــلاست... .
درسته که در مورد تشکر و قدردانی و ارزش و تأثیری که روی طرف مقابل میذاره خیلی مطلب داریم ولی اگه همین انتقادات را هم به این دید ببینیم که
اگه ما براش مهم نبودیم هیچ وقت عیبمونو بهمون گوشزد نمی کرد؛ پس میخواد که ما بهتر از اینی که هستیم بشیم. حالا شاید درست بلد نباشه انتقاد بکنه و ممکنه انتقادش جنبه ی تحقیرآمیز هم داشته باشه ولی در این حالت هم می تونه باعث آگاهی ما و تلاشمون برای برطرف کردن ضعفی که داریم بشود.

این تفاوت دیدگاه است که می تواند در رشد مادی و معنوی ما مؤثر باشد.


 
 
دعای آرامش دهنده
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٢
 

برای این که یکم گریه کنید. یکم آروم بشید و از اضطراب در بیایید و همه چیزو بدید دست صاحب اصلیش اینو بخونید. بیایید یکم بزرگتر به زندگی نگاه کنیم


 
 
ساده ترین ازدواج تاریخ
نویسنده : ف.م - ساعت ۱٠:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۳٠
 

فاطمه‏ (س) در سال دوم هجرى با حضرت على‏(ع) که بیست و سه سال داشت، ازدواج کرد. حضرت فاطمه در آن هنگام ده سال داشت. پیامبر تأکید کرد که انتخاب حضرت على از میان خواستگاران بسیار حضرت فاطمه، با توصیه ‏اى از عالم غیب و عدم رضایت فاطمه به غیر على بوده، با آن که زنان مدینه بسیار تلاش کردند تا فاطمه را از ازدواج با على‏(ع)، به بهانه فقر آن حضرت و توجه او به جهاد در راه خدا و سختى زندگى‏ اش منصرف کنند، ولى وى از انتخاب خود دست نکشید.


 
 
تمام عزت و آبرو پیش خداست
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ٩:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۳٠
 

تا خدا نخواد کاری بشه غیرممکنه که ما بتونیم به نتیجه برسیم. اینو واقعاً تجربه کردم.

نمی دونم درست باشه بگم یا نه؛ شاید خودشم اینو بخونه ولی درسی که ازش گرفتم خیلی مهمه. خواستم با شما هم درمیون بذارمش. یکی از فامیل های ماست که با هم همبازی بودیم. من خیلی درسخون بودم و اهل تلاش و زحمت و خلاصه همه ی چیزایی که واقعاً خیلی ها آرزوشون بود و هست. همه آینده ی روشنی برای من می دیدند ولی این فامیل ما خیلی بازیگوش و بی خیال! زندگی را مثل من جدی نمی گرفت. اکثراً هم همه به خاطر این خصوصیتش حرفایی بهش می زدند که ...؛ خلاصه این که درستش نبود این حرفا را بهش بزنند. به نظر من که ناراحتش می کردند. یه بار جلوی من بهش گفتند: "آخه تو واقعاً به چه امیدی زندگی می کنی؟!!! نه درس می خونی. نه دنبال کار هستی. واقعاً می دونی خودت میخوای چکار کنی؟!!!" من که شنیدم خیلی ناراحت شدم. دیگه وای به حال خود طرف. به نظر من که خیلی ناراحت شد ولی هیچ نگفت.
بذارید یه چیزی را برادرانه بهتون بگم. خیلی مراقب زبونتون باشید که کسی را باهاش نرنجونید. به قول مادرم آدم باید شتر گلو باشه. یه حرف را هزار بار بیار سر زبونش ولی بیانش نکنه.
تا جایی که می تونید سعی کنید دل کسی را نشکنید چون خدا پیش دل های شکسته است. کافیه طرف یه آه بکشه. می تونه دودمان آدمو به باد بده.

خلاصه این که این داستان من بود و اونم داستان فامیلمون. من خیلی به خودم و آیندم مطمئن بودم. خیلی به قول معروف منم، منم می کردم. نه این که مغرور باشما! نه! ولی تو دلم ... . می دونید که چی میگم.
زندگی گذشت و گذشت و گذشت تا این که بزرگ شدیم. من خواستم ازدواج کنم ولی هر کاری کردم و به هر دری زدم، خواست خدا نبود. خدا گذاشت تو کاسم. گفت حالا که مَن، مَن می کنی، برو ببینم خودت چکار می تونی بکنی.
آقا نشد که نشد.

ولی خدا را شکر این فامیل ما به خواست خدا هم کار پیدا کرد. هم دانشگاه رفت. هم خونه. هم ماشین. هم این که الآنم ازدواج کرده.
بـــــــــــــــــــــــــــــله!

هیچ وقت خواست و قدرت خدا را دست کم نگیرید. هرچی داریم از خداست. اگه جایی جز به درگاه خدا پناه ببریم، آخرش خدا کاری می کنه که بازم برگردیم پیش خودش. پس چه کاریه؟!!! بذار از همون اول بریم پیش کسی که همه ی دار و ندار ما و همه از خودشه!

مَن کانَ یُریدُ العِزَّةَ فَلِلَّهِ العِزَّةُ جَمیعًا ۚ إِلَیهِ یَصعَدُ الکَلِمُ الطَّیِّبُ وَالعَمَلُ الصّالِحُ یَرفَعُهُ ۚ وَالَّذینَ یَمکُرونَ السَّیِّئَاتِ لَهُم عَذابٌ شَدیدٌ ۖ وَمَکرُ أُولٰئِکَ هُوَ یَبورُ﴿۱۰﴾
کسی که خواهان عزّت است (باید از خدا بخواهد چرا که) تمام عزّت برای خداست؛ سخنان پاکیزه به سوی او صعود می‌کند، و عمل صالح را بالا می‌برد؛ و آنها که نقشه‌های بد می‌کشند، عذاب سختی برای آنهاست و مکر (و تلاش افسادگرانه( آنان نابود می‌شود (و به جایی نمی‌رسد!)

فقط یه چیزی را بگم. اونم این که اگه ملاک های انتخابتون غیرخدایی باشه. چیزایی باشه که خدا را خوش نیاد. یا خیلی سطحی کسی را رد کنید، مطمئن باشید خدایی که از مادر به ما مهربون تره، کاری می کنه که بفهمیم این افکارمون اشتباهه و برگردیم به راه درست. امیدوارم اونقدر روی افکار اشتباهمون جدی نشده باشیم که به قیمت گزاف برامون تموم بشه.
آن کس که بداند و بداند که بداند                 اسب خِرَد از  گنبد گردون بجهاند
 آن کس که بداند و نداند که بداند                بیدار کنیدش که بسی  خفته نماند
آن کس که نداند و بداند که نداند                 لنگان خرک خویش به منزل برساند
آن کس که نداند و نداند که نداند                  در   جهل   مرکب   اَبَدُالدَهر  بماند

خدایا خودت نجاتمون بده.

التماس دعا


 
 
انتخاب اشتباه انجام دادید یا افکار اشتباه داشتیم؟!!!
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ۳:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٥
 

از وقتی که یادم میاد همش شنیدم که: "دخترم حیف شد. اگه با فلانی ازدواج نکرده بود، الآن وضعش خیلی بهتر از اینها بود." یا "منو ببین! درس بگیر! اگه درست انتخاب کرده بودم الآن اینقدر زجر نمی کشیدم." یا "واقعاً فلانی لیاقت منو نداشت. حیف من که به پاش نشستم." یا "خدا را شکر زنش بد نیستا! ولی اگه با فلانی ازدواج کرده بود الآن اینقدر سختی نباید می کشید. دستشو می گرفتند." یا "با حرفاش گولم زد." یا "فریب ظاهرشو خوردم." یا کاش ...

همیشه مقایسه می کنیم. نه برای این که خودمو ارتقاء بدیم. برای این که اطرافیانمونو تحقیر کنیم و آنها را مسئول وضعیت نامساعد الآنمون جلوه بدیم.
هیچ وقت نشد بشنوم: "درسته که همسرم ضعف هایی داره ولی منم بی تقصیر نبودم. باید بیشتر تلاش می کردم." هیچ وقت این دیدگاه را ندیدم که کسی بگه: "گذشته ها گذشته. باید الآن زندگی مورد علاقمو بسازم. حتی اگه هیچ کسی باهام همکاری نکنه. مطمئنم که اگه بخوام، می تونم. می خوام به همه ثابت کنم که اگه کسی بخواد کاری را بکنه، میشه." ولی ...

همش دیگران را دلیل مشکلات و ناراحتی هامون می دونیم.

خیلی راحته در مشکلات، بقیه را مقصر بدونیم. نه؟! همش دوست داریم تقصیر را بندازیم گردن دیگران.

خیلی در مورد علتش فکر کردم و تنها دلیلی که تونستم براش پیدا کنم این بود:

نپذیرفتن تعهد و مسئولیت تصمیمی که گرفته ایم. صبر نداشتن. تلاش نکردن برای رسیدن به مطلوب

خیلی این جمله ای که غربی ها موقع ازدواج میگن نکته داره: "تعهد میدم در غم و شادی، سلامت و بیماری، فراز و نشیب زندگی در کنارت باشم."

مسلمونیم دیگه! فکر می کنید چقدر باید سر حرف و تعهد و قولی که میدیم باشیم؟!


 
 
رابطه ی توفیق و لیاقت با افعال ما
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ٧:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٥
 

چند هفته ای بود هرکاری می کردم صبح ها نخوابم نمیشد. خیلی تعجبی بود!!! انگاری قرص خواب خورده بودم! اصلاً برام باور کردنی نبود، منی که اصلاً از خوابیدن صبح بدم میومد الآن اینجوری ...!!!

خیلی وقتا فکر می کنیم که اگه اراده کنیم، می تونیم همه کاری انجام بدیم. می تونم فلان کار را انجام بدم و پولدار بشم. می تونم نمازمو اول وقت بخونم. می تونم صبح زود بیدار بشم. می تونم به زیارت امام حسین علیه السلام برم. می تونم نماز شب بخونم. می تونم همسری که واقعاً در حد خودم باشه پیدا کنم. می تونم ...
نه خیــــــــــــــــــر! دقیقاً مشکل همینجاست...
مشکل اینجاست که فکر می کنیم همه چیز دست خودمونه.

فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَـکِنَّ اللّهَ قَتَلَهُمْ وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَـکِنَّ اللّهَ رَمَى وَلِیُبْلِیَ الْمُؤْمِنِینَ مِنْهُ بَلاء حَسَناً إِنَّ اللّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ
شما آنان را نمی کشتید ، خدا بود که آنها را می کشت و آنگاه که تیر می انداختی، تو تیر نمی انداختی، خدا بود که تیر می انداخت، آرى، خدا چنین کرد تا کافران را مغلوب کند و بدین وسیله مؤمنان را به آزمایشى نیکو، بیازماید. قطعاً خدا شنواى داناست.

توجه کردید گاهی بدون هیچ دست و پا زدنی همه چیز جور میشه؟! گاهی وقتا هم به هر دری می زنیم اصلاً انگار نه انگار!!!
باید خدا بخواد.

گاهی گمان نمی کنی ولی خوب می شود           گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود
گاهی بساط عیش خودش جور می شود             گاهی دگر، تهیه بدستور می شود
گه جور می شود خود آن بی مقدمه                    گه با دو صد مقدمه ناجور می شود
گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است                  گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود
گاهی گدای گدایی و بخت باتویار نیست              گاهی تمام شهر گدای تو می شود…
گاهی برای خنده دلم تنگ می شود                   گاهی دلم تراشه ای از سنگ می شود
گاهی تمام آبی این آسمان ما                            یکباره تیره گشته و بی رنگ می شود
گاهی نفس به تیزی شمشیرمی شود               ازهرچه زندگیست دلت سیرمی شود
گویی به خواب بود جوانی‌مان گذشت                 گاهی چه زود فرصتمان دیر می شود
کاری ندارم کجایی چه می کنی                        بی عشق سرمکن که دلت پیرمی شود

اولِ دعای حضرت حجه در مفاتیح میگه: " اَللّهُمَّ ارْزُقْنا تَوْفیقَ الطّاعَهِ وَ بُعْدَ الْمَعْصِیَهِ وَ ..." تا توفیق نداشته باشیم خیلی از کارها را نمیشه انجام داد.
میگن یزید آمد پیش امام چهارم (علیه السلام) گفت: می‌خواهم توبه کنم. امام چهارم به یزید فرمودند: دو رکعت غفیله را اگر بخوانی توبه‌ات قبول است. حضرت زینب (سلام الله علیها) شنیدند، ناراحت شدند و گفتند: برادر زاده این چه حرفی است که زدی؟ برادر من را شهید کرده حالا برود دو رکعت نماز بخواند خدا بیامرزدش؟ امام زین العابدین (علیه السلام) فرمودند: عمه جان موفق نمی‌شود بخواند این نماز را؛ چون کار بدی کرده است موفق نمی شود.

گاهی وقتا علت شرایط فعلی خودمونو نمی دونیم. نمی دونیم چرا توی این مشکلات و سختی ها گرفتار شدیم.
ولی اثر کارهای گذشته توفیق انجام و دریافت خیلی چیزها را از ما می گیره.

گاهی وقتا هم خدا چون دوسمون داره می خواد بزنه تو برجکمون تا بهمون ثابت بشه ... می خواد بهمون بگه: "تو نیم من هم نیستی! چه برسه به من!!!" این قدر مَن، مَن نکن!

گر می بَرَندَت واصلی           گَر می روی بی حاصلی

البته بماند که گاهی خداوند اجابت دعا را به تأخیر می اندازد تا بیشتر به درگاهش برویم. چون وقتی دعا می کنیم و پیشش هستیم قند تو دلش آب میشه :) دیدید گاهی وقتا اگه کسی را خیلی دوست داشته باشیم، وقتی چیزی ازمون میخواد بهش نمیدیم تا بیشتر بیاد سراغمون و ما بیشتر ببینیمش :)
البته گاهی هم به خاطر مصالحی با تأخیر اجابت می کنه. گاهی خواسته ما را نمی‏دهند، ولی بهتر از آن در همین دنیا به ما عطا می‏شود. گاهی بهتر از آنچه خواسته‏ ایم برای آخرت ما ذخیره می‏ کنند. گاهی هم به خاطر این دعا و درخواستی که داشته ‏ایم، خدا مفسده‏ ای را از ما دفع می‏ کند.
در تمام این موارد، اگر دعا کننده مطلع شود، از این نحوه ی اجابت خیلی هم خوشش میاد :)
روایت داریم که "گاهی خداوند اجابت دعا را تأخیر می‏ اندازد، به خاطر این که دوست دارد صدای گریه بنده ‏اش را بشنود و زیاد دعا کند."

با تمام این اوصاف دیگه بازم کسی می تونه ناامید باشه؟!!! دیگه افسردگی معنا داره؟!!!

برای خواندن متن کامل دعای حضرت حجت علیه السلام به ادامه ی مطلب مراجعه کنید.


 
 
اگه بپذیریم که نیاز ما به همدیگه یک نیاز ذاتیه ...
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ۸:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٢
 

نیاز به دوست داشتن و دوست داشته شدن. نیاز به دریافت و ابزار محبت، نیاز به کمک کردن و کمک دریافت کردن. نیاز به دیدن زیبایی و زیبا دیده شدن. نیاز به تأمین نیازهایمان به کمک یک نفر دیگر

خیلی از مواقع این نیازها را بدون هیچ چشم داشت و توقعی و فقط برای لذت بردن خودمون انجام می دهیم؛ همین هم احتیاج به این دارد که بدانیم ما انسان ها وابسته و نیازمند آفریده شده ایم. همانطور که به خوراک و پوشاک نیازمندیم.

ولی گاهی اوقات بیش از حد از طرف مقابل انتظار داریم که نیازهای ما را برطرف کنه. اگه بدونیم که وظیفه ی هرکسی در زندگی در چه حدی است و چه انتظاراتی باید از او داشته باشیم و خصوصیات جنس مخالف را بشناسیم، خیلی از انتظارات و توقعات بیجا حذف خواهند شد و می توانیم با شادی و لذت در کنار هم زندگی کنیم. می توانیم بهتر و بیشتر طرف مقابل را درک کنیم و بپذیریم که خیلی از ضعف ها در افراد –و همینطور همسر من- وجود خواهد داشت. فقط باید بخواهیم به کمک هم رشد کنیم، اصلاح شویم و ارتقاء پیدا کنیم.

قطعاً در برخی موارد هم چشم پوشی کردن خیلی چیزها اجتناب ناپذیر است. فقط اگه برای خدا باشه زندگی را جذاب تر، شیرین تر و پایدارتر خواهد کرد.
مطمئناً خود خدا هم که فرموده محبت بین شما قرار می دهم، این علاقه و فداکاری و لذت آن را بین زن و شوهر ایجاد می کند.

فقط باید صبور باشیم، عجله نکنیم و با یکی دو مورد ساده، اینطور نباشه که قید همه چیزو بزنیم.

باید ماند و ساخت.


 
 
میشه خواهش کنم اینو تا آخرش بخونید؟! داستان صبر
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٢
 

یکی از نقطه ضعف های من اینه که نمی تونم خیلی مختصر حرف بزنم و این کیفیت و تأثیرگذاری کار منو خیلی میاره پایین ولی خواهش می کنم یکم وقت بذارید و اینو تا آخرش مطالعه کنید.

به قول حاج آقای قرائتی: "صاحب خانه همیشه بهترین ها را برای مهمان عزیزش آماده می کنه. ما هم توی این دنیا مهمان خدا هستیم. خود خدا توی قرآنش گفته! فقط کافیه مهمان خوبی باشیم و پذیرایی را به خدا واگذار کنیم. اون وقته که دیگه آروم میشیم."

به خدا اگه باور کنیم که هیچ برگی بدون اراده ی خدا از درخت نمیوفته؛ اگه باورمون باشه که هرچی پیش میاد صلاح خداست و بهترینه؛ اگه بهش اعتماد کنیم، هر روز در جدیدی از نعمت هاش به رومون باز میشه. هر روز با افراد و فرصت های جدیدی آشنامون می کنه.

البته حتماً این مسیر سختی هایی هم داره. هیچ ارتقائی بدون ابتلا و امتحان نیست. فقط کافیه باور کنیم حتی طلای پشت ویترین هم برای به اینجا رسیدن، اول ذوب شده.

خدا گَر زِ حکمت ببندد دری   زِ رحمت گشاید در دیگری
به خدا فقط کافیه باورش کنیم.

خیلی شاعر زیبا حق مطلبو بیان کرده:   "هرکه در این بزم مقَرّب تر است        جام بلا بیشترَش می دهند."
هرچقدر هم که سختی بکشیم، سختی هامون از مصائب حضرت اباعبدالله علیه سلام و حضرت زینب سلام الله علیها بیشتر نیست. اگه بگیم: "خدایا راضیم به رضای تو" اون وقته که دیگه به این سادگی ناامید نمیشیم. اون وقته که می تونیم کاری کنیم که روی عالم و آدم اثر بذاره. چهارده معصوم علیهم السلام باید الگوی ما باشند.

خدا داره قدم به قدم، آجر به آجر، با این سختی ها ما را رشد میده، ظرفیت روحی، فکری و تجربیاتمونو بیشتر می کنه ولی متأسفانه خیلی وقتا اگه یکم شرایط سخت بشه، اگه یکم اوضاع باب میلمون نباشه، این موضوع را نادیده می گیریم و با یک کار اشتباه، با عجله، با ناراحتی و گناه می زنیم و همه ی رشته ها را پنبه می کنیم. بعدشم میگیم چرا به نتیجه نمی رسیم. چرا خدا کمکمون نمی کنه. چرا ...
حالا که اینطور شد، منم ...
حـــــــــــــــــــــیف!!!  خداجون ببخشید. شرمنده ایم. بچگی می کنیم. شما به بزرگی خودت که همیشه می بخشی بازم ببخش. چشممنو باز کن.

خدایا صبرمون بده!


 
 
خلاصه ترین نکات برای یک انسان شایسته شدن
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۱٩
 

هر موقع در زندگی به مشکل برخورد کردید بدونید که باید توی این چند مورد دنبالش بگردید.

1- در حال زندگی کردن

2- تلاش کردن با تمام وجود (اگر بخواهم می توانم. کافیست قدم اول را بردارم)

  • فرار از مشکل و نادیده گرفتنش
  • جبران اشتباهات

3- افکار ما شخصیت و زندگی ما را می سازند.

  • به هرچیزی فکر کنید به سمت همان می روید
  • هر چیزی علتی دارد (اگر چیزی را درک نمی کنیم دلیل ندارد وجود نداشته باشد)
  • جواب تمام سوالات در درون ماست
  • «چطوری به آنچه می خواهم برسم؟» نه این که «چرا نرسیدم؟»
  • شکست تجربه ایست برای رسیدن به پیروزی
  • دنبال یادگرفتن بودن (قبول کنیم بلد نیستم و دنبال راه حل باشیم) / از بقیه درخواست کمک بکنید

4- دو مانع رشد: ترس و طمع

  • بزرگترین عامل ترس = جهل

5- زود و بد قضاوت کردن

  • خودتو بذار جای طرف / سوء تفاهم / بد شدنِ خوب با حرف مردم / دیدگاه متفاوت افراد / برخورد محترمانه

6- توجیه و بهانه

  • هیچ وقت دیر نیست

7- توکل، امیدوار بودن و امید دادن

  • تصویری دقیق و روشن از آینده تا بدانیم چه می کنیم و به کجا می خواهیم برسیم.
  • شکرگذاری و قدردانی به خاطر نعمت ها
  • برای یک جمله ی ناامید کننده باید 20 برابر امید داشت.
  • اکثراً در موقع ناامیدی تنها یک قدم تا موفقیت مانده است.
  • بچه هزار بار میافته تا راه رفتنو یاد بگیره ولی هیچ وقت ناامید نمیشه

8- صبر

  • اعتماد و باور به شما صبر می دهند. / خوش بینی
  • باید عاشقش باشید و احساس خوبی نسبت بهش داشته باشید.
  • هواپیما وقتی پرواز می کند که در خلاف جهت باد حرکت کنه؛ / وقتی مقاومتی وجود نداره در مسیر اشتباه هستید. در مقابل مقاومت ها نایستید بذارید اونا هم زندگیشونو بکنند و ازشون استفاده کنید. مقابل هرچیزی که بایستید مقاومت می کنه. / مجبور کردن باعث به نتیجه رسیدن نمیشه باید اجازه بدیم بقیه هم زندگیشان را بکنند. / اکثر آدمایی که به ما نزدیک تر هستند بیشترین مقاومت را ایجاد می کنند. (چون اطلاع و آگاهیشان در حد ما نیست)

9- گذشت و انعطاف پذیری

  • تعصب و لجبازی
  • پذیرش واقعیت و حقیقت
  • معامله ی برد-برد
  • تعیین چارچوبی برای تمایز صحیح از غلط و رسیدن به تفاهم (الگو قرار دادن ائمه (ع))

10-  تغییر خود: بهترین راه برای داشتن یک زندگی خوب با اطرافیان

  • کافیه هر کسی فقط خودشو تغییر بده
  • عادت، سازگاری و راحت طلبی بزرگترین مانع تغییر است و این ما هستیم که انتخاب می کنیم.

11- صداقت بله؛ گفتن همه چیز نه!

  • خودت باش؛ با خودت نجنگ، خیـــــلی جدی نباش. گاهی شوخ طبعی هم لازمه، خنده بر هر درد بی درمان دواست
  • صراحت سازنده بله؛ صراحت مخرب نه!

12- انتظار در حد توان از خود و دیگران

13- پیشرفت در طول عمر بدست می آید

  • ایده آل ساخته می شود بدست نمی آید.

"همه ی آدما یه روی خوب دارن و یه روی بد. این ما هستیم که با افکار و رفتارمان آنها را از این رو به آن رو می کنیم."


 
 
روی خوب و روی بد آدما :)
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٢۸
 

"اکثر آدما یه روی خوب دارن و یه روی بد. این ما هستیم که با افکار و رفتارمان آنها را از این رو به آن رو می کنیم."

امیدوارم سال خوبی داشته باشید :)


 
 
مشکل اینجاست که نتیجه گرا هستیم- رابطه ی ازدواج با اقتصاد
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٢٥
 

در درس تئوری های سازمان و سازمان دهی داریم که برای سنجش اثربخشی (انجام کار درست) معمولاً از روش مبتنی بر هدف استفاده می شود. (آیا به هدف رسیده ایم یا نه؟) و معمولاً اهدافی استفاده می کنیم که عملیاتی و قابلیت اندازه گیری داشته باشند. این نکته در انتخاب همسر هم این روزها به کار می رود و ملاکی برای دادن امتیاز مثبت به یک خانواده قرار می گیرد. این هدف معمولاً با مادیات و سطح ثروت طرف مقابل و خانواده اش اندازه گیری می شود.

روش دیگری در سنجش اثربخشی وجود دارد به نام روش مبتنی بر داده (تأمین منابع) است و مواقعی کاربرد دارد که نمی توانیم براساس هدف، اثربخشی را بسنجیم. در بسیاری از مواقع در خواستگاری ها هم به همین صورت است. یعنی به این نگاه نمی کنیم که طرف مقابل، جوان خوبی است، اخلاق دارد، علم دارد، نظم و برنامه ریزی دارد، تلاش و پشتکار دارد و می تواند به کمک این پتانسیل ها (داده ها) به نتیجه ی مطلوب برسد و آینده ی روشنی داشته باشد. چرا که نتیجه گرا هستیم. ما الآن فرد را در نظر میگیریم. همینجاست که اسلام می گوید اگر خواستگاری برای دختر شما آمد که از اخلاق و ایمان او راضی بودید به او دختر بدهید. همین است که باعث رشد می شود. چرا که اسلام آینده نگر است. و وقتی ما از این دستور سرپیچی می کنیم، افسردگی و ناامیدی در جامعه گسترش می یابد. (همان طور که اسلام گفته است که فساد جامعه را فرا می گیرد) مردم بیشتر به دنبال کارایی (انجام درست کار) می روند تا اثربخشی (انجام کار درست) و نتیجه گرا می شوند. (مهم نیست که چه کاری انجام می دهی. مهم این است که پول بدست آوری) این نه تنها تضاد با اسلام دارد، بلکه اثرات سوئی بر اقتصاد جامعه خواهد گذاشت.

البته این یک نکته ای برای فرهنگ سازی است و نیاز به گذشت زمان دارد با این حال آنچه خداوند هم ملاک قرار داده است همین است. پس فعلاً ما باید تمرکز بیشتری بکنیم بر کارهایی که علاوه بر نشان دادن نتیجه (اثربخشی)، کارا هم باشند تا به اقتصاد جامعه آسیبی وارد نکند.


 
 
واقعاً نمی دونم مشکل چی بود که منو رها کرد؟! چرا جواب رد بهم داد؟!!!:(
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ٩:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/۱
 

مطالبی که در ادامه می خوانید داستان زندگی خیلی از ما جووناست. مخصوصاً دختر خانم ها. البته برای خیلی از آقا پسرها هم این روزا مصداق پیدا کرده. البته این متن را برای یک نفر نوشته بودم که دیدم شاید بهتر باشه برای مخاطبین وبلاگ هم گذاشته بشه.
التماس دعا

«مبادا ناشکری کنید خواهر گرامی! مبادا به خاطر فشاری که دارید تحمل می کنید کفر بگید یا بخواهید از راه نادرست به هدفتون برسید!

این فشار و سختی ارزش دارد. چون خدا می بیند ارزش دارد نگران چون خدا از دل شما خبر دارد ارزش دارد نگران چون خدا از نیت و صفای دل شما خبر دارد ارزش دارد نگران مبادا به گناهی بفروشیدش! قدر خودتان را بدانید. این عشقِ زمینیست. اگر قدر بدانید می تواند به عشق خدایی بدل شود. قدردان این فرصت ها و لحظه ها باشید. در حال امتحان شدن هستید از خودِ معلم بخواهید حواسش به شما باشد تا خوب تعلیمتان بدهد و از این امتحان، سربلند بیرون بیایید. مطمئن باشید اگر حق بخواهد تمام موانع کنار زده می شود. ناشکری نکنید. آنقدر ناراحت نشوید که جسمتان را آسیب بزنید یا دیگران را مسبب این مشکلات بدانید. هیچ برگی بدون اراده ی خداوند نمی افتد.


 
 
کاش همه چیز دست ما جوونا بود
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٧
 

اونوقت می دیدید که چقدر راحت ازدواج می کردیم. چقدر راحت چیزایی که شما پدر و مادرها اسمشو مشکل میذارید را ساده حل می کردیم و نادیده می گرفتیم.

چقدر راحت و بی دغدغه و نگرانی ... چقدر ساده و بی تکلف دستور خدا را اجرا می کردیم. چقدر راحت زندگی را شروع می کردیم و ادامه می دادیم.

کاش میدونستید که چقدر از این تلفن تا اون تلفنی که قراره برای صحبت های خواستگاری بزنید تو دلمون غوغاست... ولی شما عین خیالتون نیست و اسمشو میذارید "هرچیزی رسم و رسومی داره ..."          کاش همه چیز دست ما بود ...
با این کارها می خواهید چی را ثابت کنید؟!!!

یه زمانی برای انتخاب خیلی سخت گیری نمی کردم ولی الآن ...
موهای طرف کم پشته یا پرپشت؟ قدش کوتاهه یا بلنده؟ دماغش خیلی کوچیکه؟! خیلی خوش تیپ نیست؟! توی بشقاب هاشون چنگال نیست؟! خیلی زندگی ساده ای داشتند؟!!!
واقعاً این چیزاست که به خاطرش اسممون شده مسلمون؟!!! داریم به اسم اسلام چکار می کنیم؟!!! حواسمون هست؟!!!

ما جوونا اینطوری نبودیم ........ اینطوری شدیم ...


 
 
داستان ازدواج من و مرتضی
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ۸:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٧
 

این داستان را گیلدا خانم از طرف یکی از دوستانشون برامون فرستادند. البته اجازه نداشتند عکس های مراسم را بفرستند ولی کاملاً حقیقت داره.

"سال آخر کارشناسی مرتضی بهم پیشنهاد ازدواج داد.
یه پسر خجالتی و خیلی هم مأخوذ به حیا. منتظرش بودم چون با رفتارهاش دیگه همه فهمیده بودن دلش کجا گیره.
خیلی ذوق کردم(البته تو دلم) ولی اصلاً بروز ندادم و گفتم خونواده ام...
خدارو صد هزارمرتبه شکر میکردم چون مرتضی همونی بود  که می خواستم.
خلاصه اینکه تو اسفندماه سال91 ما رسماً و برای همیشه مال هم شدیم. مراسم عقدمون به پیشنهاد مرتضی توی یه حسینیه برگزار شد.اون موقع خیلی ها مسخرمون کردن، حتی دوستان و آشناهامون: چه کاریه؟ مگه مجلس ختم بود؟ یه روضه هم می خوندین که دیگه کاملاً تبدیل می شد به عزاداری... از این طعنه ها کم نبود... خدا درو تخته رو خوب جور کرد...

برخلاف اکثر دخترا که میگن سر سفره ی عقد اضطراب داریم و حتی اگه قرآن بگیریم جلو رومون نمیدونیم داریم چی میخونیم، هیچ کس باور نمیکنه که من چقدر آرامش خاطر داشتم. این آرامش مدیون شهدای گمنامی هستم که مزارشون تو اون حسینیه بود.

شاهد عقدم شهدایی بودن که زنده اند و ما زندگیشان را باور نداریم."


 
 
الگویی از داستان زندگی بنیانگذار اپل
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٦
 

هیچ وقت ناامید نشوید.
پیشنهاد می کنم خلاصه ی داستان زندگی استیوجابز را -که در ادامه آمده است- بخونید تا متوجه بشید چطوری باید برای رسیدن به شادی و موفقیت، زندگی کنیم.

داستان کوتاه مردی به وسعت اراده ی آدمی
سخنرانی استیو جابز بنیانگذار اپل در مراسم فارغ‌التحصیلان دانشگاه استنفورد:


 
 
گاهی وقتا نوبت لیلی هست که ...
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٦
 

لیلی بنشین خاطره ها را رو کن، لب وا کن و با واژه بزن جادو کن

لیلی تو بگو،حرف بزن،نوبت توست، بعد از من و جان کندن من نوبت توست


 
 
چقدر بده وقتی داری به خیال خودت محبت می کنی، طرف فکر کنه میخوای ایراد بگیری ...
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ٩:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٥
 

چقدر ناراحت کننده است که فکر کنی داری به کسی که دوستش داری راهنمایی می کنی تا نقطه ضعف هاشو اصلاح کنه ولی اون فکر کنه که داری بهش انتقاد می کنی. فکر کنه دنبال ایراد گرفتنی...

تازه امروز متوجه شدم که ممکنه نیت تو خیر باشه؛ ممکنه دلت بخواد کمک کنی؛ ممکنه فکر کنی که با این رفتار، داری نشون میدی که طرف مقابل را دوست داری ولی طرف، فکر کنه که دنبال اینی که ازش ایراد بگیری و میخوای با حرفات بزنی تو بُرجَکش.

واقعاً دنیای آدما چقدر فرق می کنه...
این تفاوت هم ناشی از تجربیات مختلفیه که ما آدما توی زندگیمون داریم. ناشی از دیدی هست که نسبت به یک موضوع خاص داریم. ممکنه دو نفر به یک موضوع واحد دید خوب و بد داشته باشند و همین باعث ناراحتی، کدورت و برخوردهای ناشایست بین آنها بشه. در حالی که قصدشون، فقط و فقط محبت کردن و تحکیم محبت و صمیمیت ها بوده است.

به نظر من که تنها راه حل این مشکل صحبت کردن و تلاش برای هماهنگ شدن با همدیگر است. راه دیگری هم هست؟!!!


 
 
دیگه واقعاً نمیدونم باید چکار کنم...
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٢
 

نمیدونم واقعاً مشکل کجاست. یعنی من چکار می کنم که همه برداشت نامناسب می کنند؟! دیگه هرکاری میشد کردم که ...
آخه مگه من چی میگم؟! یعنی من اینقدر بد برخورد می کنم که همه ازم فرار کنند؟!
چطوری باید ثابت کنم که واقعاً چی هستم و کی هستم. یعنی برای اثبات صداقت و شفافیت درونی باید کار خاصی بکنم؟!
انگاری هرچی بیشتر تلاش می کنم کمتر نتیجه میگیرم.
یعنی واقعاً مشکلی دارم که خودم ازش بی خبرم؟!!!
نمیدونم. شایدم بقیه چیزایی میبینند و درک می کنند که من اصلاً بهش فکرم نمی کنم.
شایدم واقعاً جای خوبی و بدی، ملاک های درست و غلط، اولویت های اصلی و فرعی عوض شده....

;(خدایا کمک کن! واقعاً دیگه کاری از دستم بر نمیاد


 
 
کسی که نتونه تصمیم بگیره براش تصمیم میگیرند. پس تکلیفتو با خودت روشن کن و ...
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٢
 

بدون از ازدواج و همسر آینده ات چی میخوای تا به هدفت برسی.
این نکته ی خیلی ساده و در عین حال مهمیه. خیلی بهش فکر کنید.


 
 
تورو خدا با هر کسی مشورت نکنید! آخه فروم اینترنتی هم شد محل مشورت گرفتن؟!!!
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٢
 

درسته توی همچین جاهایی افرادی هستند که باهاشون درد دل کنید ولی تخصص، مهارت و اطلاعات کافی ندارند!
ممکنه قصدشون خیر باشه ولی از روی خیرخواهی، به خاطر ضعف اطلاعات و تجربیات تلخشون شرّ می رسانند.
گاهی به خاطر یک تجربه ی تلخ که در زندگی خودشان داشته اند، راهنمایی غلطی به دیگران می کنند و باعث تصمیم گیری غلط آنها و یک عمر پشیمانی و حسرت افراد می شوند.

خیلی ناراحت کننده است که
به حرف خدا و چهارده معصوم (ع) با شک و تردید توجه می کنیم ولی حرف انسان ممکن الخطا را ...


 
 
زندگی مثل یه بازیه اگه جدی بگیری سخت میگذره
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٢
 

واقعاً یکم فکر کنید! عین بازی نیست؟!!!
میشه از سختی ها درس بگیریم، با راحتی هاش شاد باشیم و ازش لذت ببریم.

فقط باید سعی کنیم تو این بازی آدم خوبه باشیم و مؤثر.


 
 
تا حالا کسی را پیدا نکردم که منو به خاطر من بخواد
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٢
 

نه به خاطر شغل سطح پایین پدر و مادرم. نه به خاطر بی پولی خودم و پدر و مادرم. نه به خاطر تحصیلات پایین خودم یا پدر و مادرم. نه به خاطر ترسش از تنها و مجرد موندن.

کاش یکم من را به خاطر من می خواستند.
به خاطر تمام خوبی ها و بدی هایم.
به خاطر تمام خوش اخلاقی ها و بداخلاقی هایم.
به خاطر انسانیتم.
با این دیده که میشه راحت زندگی ساخت، اصلاح شد، رشد کرد و لحظات شیرینش را به تماشا نشست.
فقط کافیه منو تو اینو باور کنیم.


 
 
کی گفته بیکاری و مشکلات اقتصادی علت دیر ازدواج کردن جووناست؟!!!
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٢
 

ما خودمون نمیخواهیم. توقعات بالای ما برای شروع زندگی مشترک، قانع نبودن به داشته های فعلی، بی برنامگی و هدف نداشتن، همه، علت های اصلی ازدواج نکردن ما جووناست.

و اِلّا همه ی ما میدونیم که کار هست. کار بکن نیست. همه انتظار داریم از اول، مدیر و رئیس باشیم و به کمتر هم قانع نمیشیم. برای همینه که کار نیست. مطمئن باشید کار هم پیدا نمیشه.
باید بخواهیم.

همه ی ما می دونیم که توی اوضاع بد اقتصادی هم خیلی ها بودند که ثروتمندتر شدند.
باید دیدمان را عوض کنیم.


 
 
من اونقدر از زخم هایی که خوردم پُرم، که دیگه هیچ عشقی را باور ندارم
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ٩:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٢
 

همین که میگید "من دیگه نمی تونم هیچ عشقی را باور کنم." یعنی این که میدونید افرادی هستند که واقعاً عاشق شما هستند. مشکل اینجاست که نمی خواهید باورش کنید. چون می ترسید. می ترسید که محکوم بشید به تجربه ی گذشته ی تلخی که داشتید و به همین خاطر از روبرو شدن با خوبی های واقعی فرار می کنید.

ولی یکم هم باید برگردیم و ببینیم چه اشتباهی در گذشته کردیم که منجر به تجربیات تلخ در زندگی ما شده است.
با پیدا کردن علت مشکل می توانیم زندگی شادی را در آینده تجربه کنیم:)
مطمئن باشید:)


 
 
هرموقع یادگرفتیم تجربیات تلخمون در زندگی را گردن دیگران نیاندازیم
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ٩:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٢
 

هرموقع یادگرفتیم که شرایط نامساعد فعلیمونو تقصیر روزگار نیانداریم و دنبال علت مشکلاتمون و راه حل برون رفت از آنها باشیم، میتونیم در زندگی به چیزی که لیاقتشو داریم برسیم.

فقط باید با تمام وجود تلاشمونو بکنیم و باور کنیم که نتیجه همون بهترینیه که خدا خواسته.


 
 
آخه چرا اینقدر از بی پولی می ترسیم؟!
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ٧:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٠
 

پول یه وسیله است برای رفاه ما. چرا باور نداریم که خدا روزی ما را می رسونه؟! مگه تا حالا که زندگی کردیم و خدا بهمون روزی داده فهمیدیم از کجا اومده که الآن نگران آینده ی نیامده هستیم؟! چرا خودمونو بخاطر چیزی که شـــــــــــــــــــــاید در آینده رخ بده اذیت می کنیم؟! چیزی که احتمالش خیــــــــــــــــــــــلی خیلی کمه!
چرا به خاطر ترس از فقر و بی پولی ازدواج خودمونو به تأخیر میاندازیم؟!

مگه خدا نگفته که: "اگه کسی به خاطر ترس از فقر، نیاز به ازدواج خودشو نادیده بگیره به منِ خدا گمانِ بد برده؟!" چرا خودمون با دست خودمون داریم نعمت های خوب خدا را به خاطر یه سری افکار پوچ و ترس های بی اساس از خودمون دور می کنیم؟!
بله! اگه بخواهیم با تجملات و خرج های بیش از اندازه زندگی کنیم، خدا هم کاری برای ما نمی کنه ولی برای یک زندگی ساده و همراه با آرامش مطمئناً خدا روزی ما را تضمین کرده.

باید توقعات اشتباه خودمونو تعدیل کنیم.

پیشنهاد می کنم کتاب "پدر ثروتمند، پدر فقیر" از رابرت کیوساکی را بخونید. با خوندنش متوجه میشید که چطوری همه ی ما به خاطر ترس و طمع نسبت به آنچه هرگز رخ نمی دهد داریم شادی های زندگیو از خودمون میگیریم. بهتون نشون میده که چطوری پول بدست میاد و چه کارهایی برای پول درآوردن میشه کرد. بهتون نشون میده که چکار کنیم تا پول بنده ی ما باشه نه ما بنده ی پول.

به خدا چهارده معصوم (ع) خیلی زیبا شیوه ی زندگی کردن را به ما نشون دادند ولی ما ...
حدیث داریم که: "هرچه بیشتر دنبال دنیا برید، دنیا بیشتر از دستتون فرار می کنه." این یعنی همین که به خاطر ترس از فقر داریم کارهایی می کنیم که ...

قانون جاذبه هم همینو میگه: "از هرچی بترسید و بیشتر بهش فکر کنید، بیشتر به سمت خودتون جذبش می کنید." چون این ترس و افکار ناشی از آن تمام وقت آدمو پر می کنه و دیگه زمانی نمی مونه که بتونیم دنبال راه حل برای پول درآوردن و رفع نیازهامون باشیم. و همیشه در یک حس ترس و نگرانی زندگیمونو ادامه میدیم.

ببینید! بهتر نیست اینطوری نگاه کنیم که، انسان ها توی این دنیا کار می کنند و با کار کردن و پول درآوردن میتونند زندگی کنند. حالا شاید یکی درآمدش کم باشه و یکی زیاد. ولی مطمئناً اگه فکر کنیم و بجای شکایت کردن از وضع موجود، دنبال بهتر کردن وضع موجود و راه حل باشیم خیلی از این مشکلات کم کم حل میشه ولی ما با ترس و نگرانی وقتمونو میگذرونیم و فرصت ها و زمانی که در اختیار داریم را از دست میدیم.
از طرفی همون طور که از پدربزرگ های ما اموالی به پدرهای ما رسیده، به احتمال زیاد یک سری اموال از والدین به ما به ارث میرسه که اون هم میتونه کمکی برای زندگی ما باشه. (این اموال توی این دنیا فقط دست به دست میشه. کسی مال با خودش اون دنیا نمی بره! ما با کار کردن می تونیم این اموال را بیشتر هم بکنیم. خدا هم روزی ما را تضمین کرده! دیگه نگران چی باشیم؟!!!)

البته باید حواسمون به این نکته هم باشه که:
"کسی که بخواهد از راه اشتباه و با سوء استفاده (گناه) به مقصدی برسد، دیرتر به آرزویش می رسد و زودتر به آنچه می ترسد گرفتار می شود."
امام حسین (ع)

بازم فکر می کنید نمیشه راحت تر و با شادی و لذت بیشتری زندگی کرد؟!!!


 
 
کسی که بخواهد از راه گناه به مقصدی برسد
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱٩
 


 
 
تو دیگه چرا؟!!!
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ۱٢:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱٩
 

گاهی وقتا آدم از عزیزانش و کسایی که خیلی دوستشون داره رفتاری می بینه که اصلاً انتظارشو نداره.
خیلی سخته حرفایی بهت بزنه و نظراتی راجع بهت داشته باشه که همش اشتباهه؛ اون وقته که یه سکوت همراه با تأملی تمام وجودتو میگیره. خیلی ناراحت میشی؛ اشک تو چشمات حلقه میزنه و تو دلت میگی: "تو دیگه چرا؟! اصلاً از تو انتظار نداشتم!"
خیلی دردآوره. خیلی فشار سنگینی به قلب آدم میاره.

حالا ببین خدایی که از مادر نسبت به ما مهربون تره وقتی یه اشتباهی از ما سر میزنه چقدر ناراحت میشه!!!

عجب صبری خدا دارد!
خداجوون شرمنده ایم..... ببخش!


 
 
مراقب باشید چی دارید میگید. مردمو بدبخت نکنید!!!
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱۸
 

تجربیات تلخ خودتونو به همه ی آدما تعمیم ندید! دیدگاه سالم آدما را خراب نکنید! با سرنوشت و یک عمر زندگی افراد بازی نکنید!!!
این بیشتر در مورد دختر خانم ها صدق می کنه.

فرض کنید یه دختر خانم/آقا پسر به هر دلیلی تجربه ی تلخی در زندگی خودش داشته و این را به همه ی پسرها/دخترها تعمیم میده و برای اطرافیان و دوستانش میگه و همین باعث میشه که خیلی ها در تصمیم گیرشون برای یک عمر زندگی تجدید نظر کنند و ...

مثلاً یه دختر از دوستاش میپرسه: "چرا وقتی من به یه پسر ابراز علاقه می کنم، اون پسر به خودش مغرور میشه و دیگه به من کمتر توجه می کنه و تازه خودشو میگیره؟!!!"
حالا یکی از دوستاش بهش جواب میده:
"از من به شما نصیحت،
خانم های محترم کلاً به آقایون ابراز علاقه نکنید حتی اگر اونام بهتون ابراز علاقه کردن جدی نگیرید؛
این تجربه شخصیمه اگر میخواهید آرامش داشته باشید
دیگه مختارید:)"

میدونید با این کار چقدر افراد را نسبت به هم بدبین می کنید؟! می دونید با همین چند کلمه چند نفر ارتباطشون و اعتمادشون نسبت به طرف مقابل و حتی برخورد و رفتارشون تغییر می کنه؟! به صرف تجربه ی تلخ و ناخوشایند شما که نمیشه برای همه نسخه ی یکسان بپیچیم و بگیم که همه ی پسرها/دخترها بد هستند و جنبه ندارند یا ....!

مگه ظلم و گناه چیه؟! شما با این حرفا دارید با سرنوشت خیلی از افراد بازی می کنید. چطوری جواب یک عمر زندگی و تغییری که در تصمیم افراد با این حرفا ایجاد می کنید را می خواهید بدهید؟!!!


 
 
امان از توجیه!!!
نویسنده : آقای ایده (SA) - ساعت ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱۸
 

کاش یکم فکر می کردیم که ممکنه تقصیر من باشه. کاش یکم حق را به بقیه می دادیم. کاش یکم ...
با توجیه خیلی راحت میشه کار اشتباهمونو برای خودمون درست جلوه بدیم و یک عمر با نادرستی کاری که انجام میدیم -کاری که به گمان خودمون درسته- خوش باشیم و حتی آخرشم متوجه نشیم که از کجا داریم چوب میخوریم.

خدایا خودت کمکمون کن. نذار چوب نادونی هامونو بخوریم.


 
 
← صفحه بعد